X
تبلیغات
balti

balti
 
قالب وبلاگ
لينک دوستان
پيوندهاي روزانه
لينک هاي مفيد
* ملت پاكستان و مخلصانِ از مسلمانان پاكستان - مخصوصاً شيعيان - براى ملت ما در مسائل انقلاب، يك وزنه و يك پشتوانه بوده‌اند. از اول انقلاب همين‌طور بود، باز هم هست، و ان‌شاءاللَّه بعد از اين هم خواهد بود.

* مبناى كار ايجاد تفرقه است؛ همان شعار «تفرقه بينداز، حكومت كن»ى كه انگليسيها از اولِ ورود به شبه قاره طبق آن عمل كردند؛ گروهى سعى دارند كه شيعه را به طور كلى از بقيه‌ى مسلمين جدا كنند؛ بين اينها بغض و عناد بيندازند و شيعه را در موضع ضعف قرار بدهند و آنها را از صحنه‌ى سياسى بكلى خارج كنند. اين، دنباله‌ى همان سياست است؛ چيز جديدى نيست؛ منتها امروز به اين صورت درآمده است.

* شيعه و سنى در شبه قاره هميشه با هم زندگى كرده‌اند؛ در پاكستان هم همين‌طور بوده است. اينها دارند شيعه را با استفاده از عنوان اقليت، زير فشار قرار مى‌دهند؛ و اين فشار را شما در همه جا احساس مى‌كنيد؛ شهدايى هم داديد؛ مرحوم شهيد آقا سيّد عارف،(1) شهيد برجسته‌ى اين توطئه‌ى دشمنان بود.

*توجه به دو كار اساسى، ضرورت دارد:

اول: استحكام بخشيدن به موجوديت شيعه است؛ يعنى تا جايى كه امكان دارد، همين حدود بيست‌وچند درصد شيعه‌يى كه در پاكستان هستند، اينها يكپارچه بشوند. من در آن سفرى هم كه در شش، هفت سال پيش(3) به پاكستان آمدم، به مرحوم آقا سيّد عارف و مرحوم آقا سيّد صفدر(4) و بعضى از آقايان علماى ديگرى كه بودند، اين را تأكيداً گفتم؛ هر سفرى هم كه آقايان به ايران آمدند، با آنها در ميان گذاشتم. بنابراين، سعى بشود كه خود شيعه، يك موجوديت مستقل و محكمى پيدا كند، تا نتوانند شيعه را هضم كنند.

دوم: اين شى‌ء واحد و متحد، درصدد ارتباط هرچه بيشتر با گروههاى غير شيعه بربيايد؛ مگر كسانى كه بناى بر عناد دارند؛ مثل همين گروههاى وهابى كه در آن‌جا هستند و بناى بر عناد دارند؛ آنها با سنى‌ها هم بدند. اگر شيعه هم يك روز - نستجير باللَّه - نباشد، يا موجوديتى نداشته باشد، آنها بين همان سنى‌ها هم اختلاف ايجاد مى‌كنند؛ چون آن كسانى كه آنها را هدايت مى‌كنند، از اتحاد مسلمين مى‌ترسند.

البته شايد عواملشان نمى‌فهمند كه چه مى‌كنند - مردمان جاهل و شريرى هستند و فقط شرارت مى‌كنند - اما آن كسانى كه اينها را هدايت مى‌كنند، اگر به فرض شيعه هم نمى‌بود، حتّى بين گروههاى غير شيعه اختلاف مى‌انداختند! به همين خاطر است كه در پاكستانِ صد ميليونىِ مسلمانِ پايبندِ مؤمن، نمى‌گذارند نيروى اسلامى رشد كند.

* اگر آن مقدار كارى كه انگليسيها در اين‌جا كردند، در هر كشور ديگرى كرده بودند، شايد بشود گفت از اسلام اثرى نمى‌ماند. الان شما كشورهاى آفريقايى را ملاحظه كنيد؛ شمال آفريقا مسلمان و خوبند، اما ظواهر اسلامى مثل پاكستان هرگز رعايت نمى‌شود. آن رعايتهاى اسلامى و آن خلوص اسلامى كه ما در پاكستان مشاهده كرديم، در آن‌جاها نيست.

بیانات در ديدار جمعى از شيعيان استان سرحدّ پاكستان‌ در سال 68

* جامعه‌ى تشيع در پاكستان، جامعه‌ى مظلوم و بسيار نجيبى است. آنها در جهت تفرقه حركت نمى‌كنند. رهبرانشان، آنها را به برادرى اسلامى توصيه مى‌كنند. خداوند شهيد بزرگوار مرحوم سيّد عارف حسين را رحمت كند كه در طول مدت مجاهدت و فداكاريش، هميشه مردم را به وحدت و متحد شدن در مقابل استكبار جهانى دعوت مى‌كرد و سرانجام، استكبار با ايادى مرموز و پنهانش او را به شهادت رساند. ما از حركتى كه براى محاكمه‌ى متهمان به قتل آن شهيد عزيز انجام مى‌گيرد، قوياً حمايت مى‌كنيم.

[ Fri 10 May 2013 ] [ 6 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
یاد داشتی به قلم حجت الاسلام والمسلمین شهاب مرادی
امروز شهادت صدیقه طاهره است که سلام و صلوات خدا بر او
شاید در کمتر مناسبتی این قدر ذهن آدمی درگیر پرسش می شود.
او و همسرش نقطه حیرانی بشریت هستند در کنار یاد او ذهنم دچار حیرت می شود و بیشتر از هر زمانی عجز عقل آدمی خودنمایی می کند. 
او کیست؟ که پیامبر خدا به احترام ورودش همیشه برمی خیزد و به استقبالش می رود؛ او را به شوق بوی بهشت می بوید. 
او کیست؟ که شخص اول خلقت مقابل او خم می شود ؛ دستش را می بوسد؟! 
او کیست؟ که خدا به عبادت او تفاخر می کند؟!
او کیست؟ که پدر او را ام ابیها خطاب می کند و فداها ابوها می گوید؟
او کیست؟ که بعد از رحلت رسول خاتم، جبرئیل و جمعی از ملائکه فقط با او سخن می گویند و بر او حدیث غیب می گویند؟
او کیست؟ که قرآن او را کوثر و پیامبر او را حوارء النسیه و خیر النساء و سیده نساء العالمین و... می نامد؟
او کیست؟ که خدا در بیان طهارتش "انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا" نازل می کند؟
او کیست؟ که رسول الله در شأنش فرمود: اگر قرار بود "تمام حُسن" در یک شخص مجسم و تجمیع می شد، "فاطمه"می شد هرچند او به تنهایی از تمام خوبی ها خوب تر است.
اما چرا؟؟؟!
چرا ... او را تکذیب کردند... گفتند فاطمه دروغ می گوید شاهد بیاورد... شهادت علی را قبول نکردند و شهادت آقاهای بهشت را رد کردند... کاش اکتفا می کردند ولی او را زدند و آزردند و تلاش کردند تا نه صدایش در دفاع از حق ، نه ... کاری کردند تا راحت نفس هم نکشد چه رسد به فریاد... 
با صدای خسته و گرفته و سینه مجروح به زنان مدینه گفت از مردان شما بیزارم...

[ Sun 14 Apr 2013 ] [ 9 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

ورود اسلام به شبه‌قاره که مهر تأیید بر بسیاری از آداب و رسوم رایج زد نه تنها به نوروز بی‌مهری نکرد بلکه آن را قابل قدر دانست چرا که هر جزئی از آیین نوروز نمادی از ستایش زیبایی و اخلاق انسانی و مهر و دوستی است. بر همین اساس رسم و آیین نوروز با حال و هوایی معنوی و روحانی عجین شد.

اعتقاد به انتصاب حضرت علی(ع) به مقام ولایت در نخستین روز بهار، موجب شده است غبار معنویت بر این آیین نزد مسلمانان بویژه شیعیان شبه‌قاره بنشیند.

در پاکستان اول فروردین به روز «تاجپوشی علی(ع)» موسوم است و گفته می‌شود که در دهه‌های پیش حتی پیروان اهل سنت نیز نقش بسزایی در گرامیداشت این آیین داشته‌اند که تشدید فعالیت‌های افراط‌گرایانه برخی گروه‌های مذهبی در این سرزمین اکنون گستره بزرگداشت این آیین را محدود به شیعیان کرده است.

شیعیان این منطقه معتقدند که لحظه تحویل سال با زمان بلند کردن دست حضرت علی(ع) توسط حضرت رسول اکرم (ص) در روز عید غدیر خم همزمان بوده است از این جهت متخصصان علم نجوم و تقویم‌نویسان همه ساله لحظه تحویل سال یا به امات رسیدن حضرت علی(ع) را استخراج و اعلام می‌کنند.

پاکستانی‌ها معتقدند که این لحظه بابرکت‌ترین زمان سال بوده و هر دعایی به درجه استجابت خواهد رسید.

بازار دعانویسان و فال‌بین‌ها نیز در این روزها از رونق بیشتری برخوردار است.

پیروان این عقیده حتی شیوه‌ای خاص نیز برای اثبات مدعا و باور خود دارند.

زنان در این زمان یک ظرف بزرگ را از آب پر کرده و در درون یک اتاق پاکیزه می‌گذارند. 2 غنچه گل محمدی در داخل آب گذاشته و شروع به خواندن قرآن و دعای «یا مقلب‌القلوب والابصار ...» می‌کنند.

باورمندان این رسم معتقدند که 2 غنچه گل محمدی پس از حرکت در یک لحظه به هم می‌رسند و آن لحظه زمان تحویل سال، آغاز فروردین و یا به امامت رسیدت حضرت علی(ع) است.

در برخی شهرهای شیعه‌نشین پاکستان همچون «پاراچنار»، «بلتستان و گلگیت»، بعضی از محل‌‌های شهر «کراچی» و «کویته» و برخی روستاهای ایالت‌های سند و پنجاب مراسم خصوصی جشن «تاج گذاری» برپا می‌شود و ذاکرین، شاعران و روحانیان فضائل و مناقب حضرت علی(ع) را بیان می‌کنند.

از جمله شعرهایی که در اینگونه مراسم بیان می‌شود ابیات زیر است که سروده «خواجه نظام‌الدین اولیاء» در مدح علی(ع) می‌باشد: امامت را کسی باشد که شاه اولیاء باشد                        به زهد و عصمت و دانش مثال انبیاء باشد

امام حق کسی باشد که باشد همسر زهرا(س)            چنان رفعت که می‌بینی بجز حیدر که را باشد

امام حق کسی باشد که باشد جامع قرآن                       نبی (ص) را حجت برهان به هنگام وغا باشد

وصیت کرد با امت محمد(ص) در غدیر خم                         علی ابن ابی طالب (ع) خلافت را سزا باشد

امام آن چنان فاضل که می‌جوئی زمن بشنو                   حسین‌بن‌علی (ع) ما را به جای مرتضی باشد

حسین‌بن‌علی (ع) ما را به مذهب زینت و زیب است       که از روز اول ما را جنابش ملتجی باشد

شفیع جنت و دوزخ امیرالمومنین (ع) باشد                      اگرخواهی که در محشرشفیعت مصطفی باشد

معمولا در پایان اینگونه مراسم به طور مفصل از میهمانان با انواع شیرینی‌ها و شام پذیرایی می‌شود.

در پاکستان خانواده‌های شیعیان سعی می‌کنند مراسم ازدواج فرزندان خود را در مناسبت‌های 17 ربیع‌الاول، 13 رجب و نوروز برپا کنند و یاد حضرت علی(ع) را موجب سعادت و خوشبختی این وصلت می‌دانند.

[ Sat 30 Mar 2013 ] [ 0 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

زمانی‌كه از حمله عليه شيعيان و كشتار آنان خبری منتشر می‌شود؛ به‌طور قطع نخستين گروه‌هايی كه به عنوان متهم اصلی اين اقدامات درنظر گرفته خواهند شد، عوامل سلفی و وهابی هستند. اين گروه‌ها كه مهم‌ترين آن‌ها را «سپاه صحابه» و «جنگوی» تشكيل می‌دهند، همواره بر طبل شيعه‌كشی می‌كوبند و دولت پاكستان نيز عملا در قبال اين تهديدات و اقدامات يا سكوت می‌كند يا اين‌كه به صدور پيام تسليت برای بازماندگان خانواده‌های قربانيان بسنده می‌كند.

اگر بخواهيم نخستين ريشه‌های شيعه‌ستيزی در پاكستان را بيابيم بايد به زمان حكمرانی نظامی «ژنرال محمد ضيا‌ءالحق» كه مصادف با ورود نيروهای شوروی سابق به افغانستان و پيروزی انقلاب اسلامی ايران بود، بازگرديم. اين نظامی پاكستانی كه ساخت بمب اتمی و برقراری آن‌چه را كه «نظام راستين اسلام» می‌خواند، به عنوان هدف اصلی خود مدنظر قرار داده بود و به دليل حمايت از مجاهدين افغانستان در مبارزه عليه نيروهای شوروی سابق، كمك‌های مالی زيادی از كشورهای مختلف به‌ويژه آمريكا و عربستان دريافت می‌كرد، منشاء اصلی نزاع‌های قومی و مذهبی در اين كشور جنوب‌غرب آسيا به شمار می‌رود.

ضياء‌الحق كه به دليل كودتای نظامی عليه «ذوالفقار علی بوتو» در سال 1977 از پايگاه مردمی برخوردار نبود، سعی كرد تا با اجرای سياست «تفرقه بيانداز و حكومت كن» و با كمك سرويس اطلاعاتی پاكستان، ادعای برقراری نظام اسلامی در اين كشور را مطرح كند و بی‌شك گروه شيعيان هزاره به عنوان اقليت دينی، نخستين هدف گروه‌های افراط‌گرا قرار گرفتند.

در اين دوره، دولت به صورت علنی از توسعه آموزش‌های دينی در مساجد و مراكز آموزشی حمايت كرد و با به‌كارگيری جوانان در اين مراكز و شستشوی مغزی آنان، كم‌كم انديشه‌های شيعه‌ستيزی در پاكستان را بارور ساخت. در همين زمان بود كه شيعيان كه اين اقدامات را زنگ خطری برای خود می‌دانستند به اعتراض عليه سياست اسلامی‌سازی پاكستان بر اساس فقه حنفی مورد تاييد عربستان سعودی پرداختند و با تجمع در اسلام‌آباد و ورود به ساختمان‌های اداری و وزارت‌خانه‌ها دولت را به عقب‌نشينی از تحميل فقه حنفی بر شهروندان شيعه وادار كردند كه البته اين اقدام كينه ضياء‌الحق نسبت به شيعيان را بيش از پيش افزايش داد.

همچنين دولت آمريكا كه از حضور شوروی در افغانستان نگران بود، از همه ظرفيت‌های خود برای جلوگيری از استقرار نظام كمونيستی روس در افغانستان استفاده كرد و در اين راه، بهترين ابزار را تقويت روحيه ضدكمونيستی مسلمانان و استفاده از مجاهدين كشورهای اسلامی برای بيرون راندن ارتش سرخ شوروی يافت. آمريكا با اعطای كمك‌های مالی و نظامی به پاكستان و مجاهدينی كه اغلب عربستانی بودند و در مراكز دينی رياض و با تفكرات سلفی و وهابی آموزش ديده بودند، توانست به اهداف خود دست پيدا كند و نيروهای شوروی سرانجام در سال 1989 ميلادی از افغانستان عقب‌نشينی كردند.

ولی مسئله مهم ديگری كه باعث دستپاچگی آمريكا و كشورهای وابسته به آن شد، پيروزی انقلاب اسلامی ايران به رهبری امام خمينی(ره) به عنوان رهبری شيعی بود كه به طور صريح از حمايت از مستضعفين جهان و صدور انقلاب سخن می‌گفت. همين امر باعث شد تا كشورهايی چون آمريكا برای جلوگيری از گسترش اسلام سياسی و نيز عربستان برای مقابله با ترويج تفكر شيعی، پاكستان را به عنوان هسته مبارزاتی خود عليه ايران انتخاب كنند.

در همين زمينه، «هنری كسينجر»، استراتژيست ارشد آمريكايی، عنوان كرد «بهترين راه برای جلوگيری از گسترش و نفوذ انقلاب اسلامی در ميان ساير جوامع اسلامی اين است كه با ايجاد يك حركت هدايت‌شده اسلامی در ميان اهل سنت، كه در عين حال مطابق سياست‌ها و خواست‌های آمريكا باشد، به مقابله با انقلاب اسلامی برخيزيم».

اين سياست به شكل «اسلامی‌سازی پاكستان» به عنوان كشور همسايه ايران كليد خورد و پس از آن بود كه افراط‌گرايی برخی از گروه‌های اهل سنت همانند گروه «ديوبندی» به شكل خاص پديدار شد. البته ذكر اين نكته لازم است كه نزاع مذهبی امروز در پاكستان بين 20 درصد جمعيت اهل سنت با جمعيت اقليت شيعه(20 درصد) است و باقی جمعيت اهل سنت پاكستان به هيچ‌وجه وارد اين نزاع نمی‌شوند.

مهم‌ترين گروه افراط‌گرای پاكستان، اعضای وابسته به فرقه «ديوبندی» هستند كه در فتواهای خود شيعيان را كافر می‌نامند و به قتل آنان دستور می‌دهند. بسياری از رهبران گروه‌هايی چون «سپاه صحابه»، «لشگر جنگوی»، «مقامات طالبان» و «لشگر طيبه» جزء شاگردان مدارس دينی «ديوبندی» هستند و همين امر نشان‌گر نفوذ اين گروه افراط‌گرا در پاكستان است.

در كنار همه اين موارد، نبايد از نقش عربستان سعودی به عنوان مروج وهابيت غافل بود. اين فرقه ضاله كه پيروان آن دچار جمود فكری هستند، فقط خود را مسلمان می‌دانند و پيروان ديگر مذاهب اسلامی را كافر می‌خوانند كه البته در اين ميان، دشمنی با شيعه به دليل تفاوت‌های بنيادين اين مكتب با وهابيت، بيش از ديگر گروه‌ها به چشم می‌خورد. ورود وهابيت به پاكستان با جنگ افغانستان و شوروی آغاز شد و عربستان با استفاده از اين موقعيت، به ساخت مدارس و مساجد خود در پاكستان اقدام كرد تا به اصطلاح، مجاهدين مسلمان را برای اعزام به افغانستان و بيرون راندن ارتش شوروی آماده كند و در اين مسير از كمك‌های فرقه ديوبندی بهره برد.

حال پس از گذشت سه‌ دهه از آغاز خشونت‌های فرقه‌ای در پاكستان سؤال اين است كه آيا دولت اين كشور نمی‌خواهد يا اين‌كه توانايی مقابله با گروه‌هايی چون لشگر جنگوی را ندارد؟ پاسخ اين است كه پس از دولت نظامی ضياء‌الحق و قدرت يافتن گروه‌های افراط‌گرا، هيچ يك از دولت‌های بعدی به طور جدی در صدد برقراری شريعت اسلامی به معنايی كه ضياء‌الحق در ذهن داشت، نبودند بنابراين حكومت پاكستان به صورت مستقيم در ترويج تفكرات ضدشيعی دخالت ندارد ولی در تامين امنيت جانی شهروندان شيعه كوتاهی می‌كند.

مردم پاكستان در انتخابات اين كشور همواره نشان داده‌اند كه طرفدار گروه‌های مذهبی افراط‌گرا نيستند و اين احزاب دينی حتی نتوانسته‌اند بيش از يازده درصد آراء را در چنين رقابت‌هايی كسب كنند. بنابراين فكر عمومی غالب در پاكستان نوعی تسامح و همزيستی مسالمت‌آميز بين پيروان اهل سنت و تشيع است. همچنين، مردم پاكستان همواره از اقدامات ارتش اين كشور برای مبارزه با گروه‌های جهادی حمايت كرده‌اند و همين امر باعث شده است كه حتی پيروان اهل سنت اين كشور نيز در بسياری از موارد قربانی حملات انتحاری و بمب‌گذاری‌های گروه‌های مرتبط با القاعده شوند.

برگرديم به اين سوال كه چرا دولت پاكستان تاكنون نتوانسته است مقابل گروه‌های افراطی ايستادگی كند؟ پاسخ اين كه دولت اين كشور در ايالت بلوچستان كه مركز آن يعنی شهر كويته، محل زندگی شهروندان شيعه هزاره است، با مشكلی بزرگ به نام «جدايی‌طلبان بلوچ» كه قصد جدايی از پاكستان و تشكيل كشور مستقل دارند، مواجه است. به همين دليل، اگرچه دولت پاكستان با واقعيتی به نام «شيعه‌كشی» مواجه است ولی حفظ تماميت ارضی خود را گويی مقدم‌ بر حفظ جان شهروندان شيعه هزاره می‌داند و تمام تلاش خود را صرف مبارزه با گروه‌های جدايی‌طلب كرده و همين امر آزادی عمل بيشتری را در اختيار گروه‌های تندروی سلفی قرار داده است.

در اين شرايط دولت پاكستان راهی جز اين ندارد كه علاوه بر مبارزه با گروه‌های افراط‌گرا و ممنوعيت فعاليت آن‌ها، مراكز و مدارس دينی اين كشور را از وجود مروجان وهابيت و سلفی‌گرای پاكسازی كرده و موهنان به مقدسات مذاهب اسلامی را شناسايی و محاكمه كند.

يادآور می‌شود، حدود پانصد هزار «هزاره شيعه مذهب» در شهر كويته، مركز ايالت بلوچستان پاكستان زندگی می‌كنند. گفته می‌شود آنان سال‌ها پيش به اجبار و در نتيجه سركوب و استبداد نظام‌های توتاليتر قومی از افغانستان به اين سرزمين مهاجرت كرده‌اند. آنان اگرچه به ريشه‌های اوليه خود در افغانستان هنوز هم وفادارند و روابط قومی و خانوادگی آنان با اقوامشان در افغانستان همچنان برقرار است، اما اكنون، هم به لحاظ حقوقی و هم از نقطه نظر بافت اجتماعی، در درون جامعه پاكستان، ادغام شده‌اند و به عنوان بخشی از پيكره پاكستان شناخته می‌شوند.

از نظر حقوقی، هزاره‌های پاكستان،‌ تابعيت رسمی پاكستان را دارند و از امتيازات شهروندی آن بهره‌مند هستند. هزاره‌های پاكستان از نظر مذهبی همانند اجدادشان در افغانستان، مسلمان شيعه هستند و در برپايی مراسم مذهبی شيعه در كويته، نقش محوری دارند. در پاكستان به جز هزاره‌های كويته، پيروان مذهب شيعه فراوان است، اما آنها به لحاظ قومی، هزاره نيستند.

[ Fri 8 Mar 2013 ] [ 12 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

رنج و آلامی را که سال‌های سال مردم کشورهای منطقه، بخصوص پاکستان و افغانستان متحمل می‌شوند بیش از آنکه ریشه داخلی داشته باشد منشأ خارجی دارد.

این موضوع بدان معناست که اگر تفاوت‌های قومی و مذهبی اندکی هم که در این کشورها وجود دارد این تفاوت‌های کوچک با دخالت‌های خارجی تبدیل به معضلی بزرگ و خانمان‌سوز می‌شود، طوریکه در نهایت هزاران انسان بی‌گناه قربانی شده، کشور از ترقی و رشد بازمانده، راه‌های سرمایه‌گذاری مسدود شده و در نهایت پای بیگانگان و دستگاه­‌های جاسوسی آن‌ها به منطقه باز می‌شود.

پاکستان در تنگنای افراط‌گرایی و خشونت

 پاکستان، کشوری مهم و بزرگ اسلامی است که از منابع غنی و سرمایه‌های انسانی و مادی فراوانی برخوردار بوده و با دارا بودن بالغ بر 180 میلیون نفر جمعیت که اکثریت مطلق آن‌ها را مسلمانان تشکیل می‌دهند، می‌تواند کنشگر فعالی در قبال تحولات منطقه و بخصوص سرزمین‌های اسلامی باشد.

متاسفانه خصومت‌هایی که رنگ قومی و مذهبی دارد، استعداد و توان این کشور را متوجه حل مشکلات داخلی کرده و پاکستان در این راه تاوان سنگینی را نیز پرداخت کرده است.

نگاهی به تحولات هر روزه در این کشور نشان می‌دهد که متاسفانه با انجام عملیات‌های انفجاری و تروریستی، بسیاری از مردم این سرزمین که اغلب از بین شیعیان این کشور نیز هستند، کشته می‌شوند.

 گروه‌های متعصب و تندرو مذهبی برای مردم این سرزمین بخصوص شیعیان و ساکنان «پاراچنار» مشکلات بسیاری را ایجاد می‌کنند.

برای پی بردن به عمق فاجعه‌ای که گروه‌های متعصب برای مردم پاکستانی‌ بخصوص شیعیان ایجاد کرده‌اند کافی است که مروری بر آمار و اسنادی داشته باشیم که گوشه‌ای از واقعیات را منعکس می‌کنند.

نگاهی به آمارهای رسمی کشتار شیعیان در پاکستان

بنا بر گزارش سازمان «دیده‌بان حقوق بشر» در سال 2012 بیش از 400 شیعه در حملات تروریستی در پاکستان به شهادت رسیده‌اند، همچنین اظهارات اخیر «رحمان ملک» وزیر کشور پاکستان خود گواه دیگری است بر جنایات انسانی که از جانب گروه‌های افراطی و متعصب در این کشور صورت می‌گیرد.

به گفته رحمان ملک، دولت محلی ایالت «پنجاب» در مقابله با گروه‌های تروریستی مانند «لشگر جهنگوی» که پس از دست زدن به اعمال تروریستی در این ایالت پناه می‌گیرند ناتوان است.

وزیر کشور پاکستان همچنین اعلام کرد که مرکز برنامه‌ریزی و پایگاه لشگر جهنگوی در ایالت پنجاب و پایگاه دوم این گروه که زیر مجموعه پنجاب است، در شهر «کراچی» مرکز ایالت «سند» قرار دارد.

وی در ادامه عنوان داشت: بیش از 3 هزار تروریست آموزش‌دیده با پیوستن به بیش از 117 گروه تروریستی که همگی زیر مجموعه لشگر جهنگوی و «سپاه صحابه» هستند، مناطق مختلف پاکستان را آماج حملات خود قرار می‌دهند.

به گفته علامه «عبدالخالق اسدی» دبیرکل «مجلس وحدت مسلمین» ایالت پنجاب، اهل تشیع می‌توانند به این حملات واکنش نشان دهند اما به دلیل حفظ صلح و امنیت در کشور سکوت اختیار کرده‌اند.

«الطاف حسین»، رئیس جنبش «متحده قومی» پاکستان هم کشتار شیعیان را کشتار انسانیت دانسته است.

روز سه‌شنبه 2 هفته گذشته بود که در تازه‌ترین جنایت لشگر جهنگوی که با انفجار یک بمب در شهر کویته مرکز ایالت پنجاب رخ داد،  350  تن از شیعیان کشته و زخمی شدند.

قبل از این هم در دهم ژانویه سال گذشته میلادی هم 130 تن در حمله‌ای مشابه به شیعیان پاکستان، در شهر کویته کشته شدند. 

این‌ها تنها گوشه کوچکی از جنایت تروریستی گروه‌های افراطی و تندرو است که فقط طی هفته‌های اخیر رخ داده است حال آنکه در تاریخ این کشور چند دهه اخیر پر است از وقایع مشابه که در نوع خود هزاران انسان بی‌گناه را قربانی کرده و ده‌ها سال این کشور را از لحاظ استعداد، توسعه و ترقی عقب نگه داشته است.

نفوذ افراط‌گرایی از پاکستان به کشورهای همجوار

همین مشکلات است که باعث شده نمونه‌هایی از آن هم به کشورهای همجوار و همسایه سرریز شود و مشکلات مشابهی را در کشوری مثل افغانستان بوجود آورد بطوری که در گفته‌های مقامات و اظهارات کارشناسان افغان بارها ریشه‌های مشکلات این کشور به بیرون از مرزها بخصوص مناطق قبایلی پاکستان ارجاع داده شده و آن‌ها معتقدند که مناطق قبایلی این کشور عقبه امنی را برای گروه‌های تروریستی مهیا ساخته است.

در عین حال این مناطق قبایلی طی سال‌های اخیر ظرفیت ارتش پاکستان را هم تحت نام مبارزه با تندروهای مذهبی و گروههای طالبان مصروف خود داشته است.

نقطه نظرات رهبر انقلاب پیرامون ریشه‌های افراط‌گرایی در پاکستان

رئیس‌جمهور پاکستان هم که چهارشنبه این هفته به ایران اسلامی سفری داشت در دیدار عصر چهارشنبه خود  با مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تاکید داشت که مشکلات این کشور از مداخلات خارجی نشأت می‌گیرد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی هم در این دیدار بسیاری از مشکلات امت اسلامی را مشکلاتی مصنوعی و تزریق شده از جانب دشمنان اسلام خواندند و تأکید کردند: احیای توانایی‌ها و استعدادهای انسانی، طبیعی و جغرافیایی دنیای اسلام، در حل این مشکلات، تأثیر فراوانی خواهد داشت.

حضرت آیت الله خامنه ای، تقویت و گسترش روابط کشورهای اسلامی را دومین عامل مهم حل دشواری‌های ملل مسلمان دانستند و خاطرنشان کردند: ایجاد اختلاف و تفرقه میان امت اسلامی از اهداف مسلم و برنامه ریزی شده صهیونیست‌ها و بقیه مستکبران است.

رهبر معظم انقلاب ایجاد اختلاف و تفرقه مذهبی در پاکستان را یک میکروب خارجی خطرناک خواندند و افزودند: کشتار مذهبی در پاکستان واقعاً تأسف‌بار است و باید با برخورد قاطعانه اجازه نداد این مسئله، وحدت ملی پاکستان را بر هم زند.

ایشان با ابراز اطمینان به دولت پاکستان برای حل این مشکل افزودند: امیدواریم دولت شما در تحکیم وحدت مذهبی و قومی و پیشرفت پاکستان موفق باشد.

رئیس‌جمهور پاکستان هم در این دیدار گفت: تلاش بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای برای جلوگیری از تقویت روابط ایران و پاکستان، تلاشی شکست خورده است زیرا ملت‌ها یاد گرفته اند در مقابل دشمنان اسلام چگونه عمل کنند.

زرداری، ایجاد جنگ داخلی را نقشه دشمنان پاکستان دانست و گفت: در پرتو دعاهای جنابعالی، نخواهیم گذاشت این نقشه اجرا شود.

[ Wed 6 Mar 2013 ] [ 0 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

زمانی که پاکستان استقلال یافت ارتش منظمی نداشت و به علت موقعیت ژئو پولتیک همیشه از جانب هند و افغانستان تهدید می‌شد.

بنابراین زمین داران و فئودال‌ها هزینه تشکیل ارتش محلی را تأمین کردند و مردم برای دفاع از کشور اسلامی داوطلبانه به ارتش پیوستند.

کارشناسان نظامی معتقد بودند که فقط با تمسک به اعتقادات مذهبی و از خودگذشتگی می‌توان در جنگ با یک ارتش منظم پیروز شد و مناطق مسلمان نشین را پس گرفت؛ بنابراین شعارهایی چون «یا علی (ع)» (موسوم به «نعره حیدری») و «الله اکبر» برای صفوف خط مقدم ارتش پیشنهاد شد.

سربازانی که در خط مقدم حضور داشتند با تمسک به این شعار‌ها تا آخرین نفس می‌جنگیدند و کشته می‌شدند اما عقب نشینی نمی‌کردند همین امر سبب شد قسمتی از کشمیر به دست ارتش پاکستان بیفتد.

سربازان هندی به خوبی می‌دانستند وقتی مسلمانان شعار نعره حیدری را تکرار کنند هرگز عقب نشینی نخواهد کرد بنابراین زمانی ک این شعار و فریادهای الله اکبر را می‌شنیدند سنگر‌های خود را ترک و عقب نشینی می‌کردند.

بسیاری از سربازانی که از خط مقدم جلوتر رفته و صفوف دشمن را شکسته بودند(خط شکن) کشته شدند و چون فداکاری آنان سبب پیروزی ارتش پاکستان شده بود به عنوان قهرمانان ملی شناخته شدند.

به همین علت رهبران مذهبی شیعه و سنی و نیز سران ارتش تصمیم گرفتند مدال افتخاری برای این قهرمانان ملی در نظر بگیرند.

با توجه به شعار مبارزان و شجاعت‌های حضرت علی (ع) در تاریخ اسلام، همه رهبران سیاسی و مذهبی با نام «نشان حیدر» برای قهرمانان ملی این کشور به توافق رسیدند.

مردم احترام زیادی برای خانواده‌هایی که یکی از اعضای آن‌ها نشان حیدر دریافت کرده است قائل هستند.

نشان حیدر چنان ارزشی در پاکستان پیدا کرد که حتی تمبرهایی با عکس شهدایی که موفق به دریافت نشان حیدر شده بودند در این کشور به چاپ رسید.

نشان حیدر با ارزشمندترین مدال ارتش پاکستان محسوب می‌شود و تا کنون فقط 10 نفر از شهدای ارتش موفق به دریافت این مدال شده‌اند.

طبق گزارشی که در کتاب تاریخ ارتش پاکستان ثبت شده، نام نشان حیدر برای این مدال با توجه به شجاعت مثال زدنی حضرت علی (ع) انتخاب شده است.

طبق این گزارش، حیدر یکی از القاب معروف حضرت علی (ع) می‌باشد و مدال نشان حیدر فقط به کسانی اختصاص می‌یابد که شجاعانه در مقابل دشمن ایستادگی کرده و تا سرحد مرگ پیش روند.

از ابتدای استقلال پاکستان تا کنون فقط 10 نفر از فرماندهان ارتش پاکستان مفتخر به دریافت مدال نشان حیدر شده‌اند.

اسامی کسانی که مدال نشان حیدر را دریافت کرده اند به شرح ذیل است:

سرگرد محمد سرور شهید (1948)

سرگرد طفیل محمد شهید(1958)

سرگرد راجه عزیز بهتی شهید(1965)

سرگرد محمد اکرم شهید (1971 )

خلبان راشد منهاس شهید (1971)

سرگورد شبیر شریف شهید (1971 )

سرباز جوان سوار محمد حسین شهید (1971)

لائنس نائیک محمد محفوظ شهید(1961 )

سرهنگ شیر خان شهید (1999)

سرباز لالک جان شهید (1999)

در پاکستان، فقط کسانی که جان خود را برای وطن فدا کرده‌اند حق دریافت مدال نشان حیدر را دارند و نامشان برای همیشه در تاریخ کشور ثبت خواهد شد.

[ Mon 28 Jan 2013 ] [ 7 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

اگرچه احزاب سیاسی پاکستان هنوز موضع قاطع خود را در برابر پیشنهاد صلح طالبان مطرح نکرده‌اند اما هر یک از این گروه‌ها و نیز دولت و ارتش نظرات متفاوتی نسبت به این موضوع دارند.

دولت پاکستان

دولت اعلام کرده حاضر است برای برقراری آرامش در کشور با طالبان مذاکره کند اما قبل از آغاز این مذاکرات، طالبان باید سلاح خود را کنار گذاشته و فعالیت‌های نظامی خود را تعطیل کنند.

«رحمان ملک» وزیر کشور پاکستان در پاسخ به عدم اطمینان طالبان نسبت به خودش گفت: اگر طالبان کمیسیونی برای مذاکرات صلح تشکیل دهند، حاضر است به جای خودش شخص دیگری را برای شرکت در مذاکرات انتخاب کند.

ارتش پاکستان

براساس استراتژی جدید ارتش پاکستان مبارزه با خطرات داخلی (یعنی فعالیت‌های تروریستی طالبان) بر تمام فعالیت‌های این نهاد نظامی اولویت دارد.

«عبد القیوم» ژنرال بازنشسته ارتش معتقد است که مذاکره با طالبان امری اجتناب‌ناپذیر است اما قبل از هر چیز باید ماهیت واقعی طالبان را بشناسیم.

به اعتقاد وی، این گروه از تروریست‌ها، راهزنان، جنگجویان‌خارجی و گروه‌های مختلف دیگر تشکیل شده است و بنابراین براساس موقعیت می‌توان با برخی از گروه‌های طالبان مذاکره کرد که البته این امر بستگی به زمان انجام مذاکرات دارد.

با این حال، این ژنرال بازنشسته معتقد است که با برخی دیگر از گروه‌های طالبان نمی‌شود مذاکره کرد و تنها راه حل، انجام عملیات نظامی علیه آنان است.

وی می‌افزاید: ارتش پاکستان نمی‌تواند به تنهایی درباره همه چیز از جمله مذاکره با طالبان تصمیم بگیرد و طبق نظر مجلس و کابینه عمل می‌کند.

«حزب عوامی ملی»

حزب عوامی ملی که در ائتلاف با دولت بوده و به تازگی یکی از رهبران خود را در عملیات تروریستی طالبان از دست داده است چندان اطمینانی به مذاکره دولت مرکزی با طالبان ندارد.

«الیاس بیلور» یکی از رهبران این حزب معتقد است که مذاکره با طالبان بی‌فایده است زیرا قبل از این هم مذاکرات مشابهی با طالبان «دره سوات» صورت گرفت که ثمر بخش نبود.

وی افزود: تنها عملیات ارتش بود که سبب برقراری امنیت در سوات شد وگرنه مذاکره با شبه‌نظامیان نتیجه‌ای جز ادامه خشونت‌ها و مطرح شدن درخواست‌های بیشتر از جانب طالبان در پی نداشته است.

با وجود تمام اعتراض‌ها حزب عوامی ملی با تمام شدن حجت بر طالبان مخالف نیست و رهبران این حزب که خود یکی از قربانیان طالبان هستند به دنبال یافتن راه حلی پایدار برای ریشه‌کن کردن تروریسم می‌باشند. 

بیشتر رهبران حزب عوامی ملی که عضو دولت ائتلافی ایالت خیبر‌پختونخواه می‌باشند معتقدند آخرین راه حل ریشه‌کن کردن تروریسم در پاکستان عملیات نظامی ارتش علیه طالبان است.

حزب عوامی ملی سعی دارد با برگزاری اجلاس ویژه در پایتخت پاکستان با همه احزاب سیاسی جهت مبارزه با تروریسم به توافق برسد تا کسی نتواند به شیوه‌ای که برای مبارزه با شبه نظامیان در نظر گرفته می‌شود اعتراض کند.

رایزنی حزب عوامی ملی برای جلب رضایت احزاب سیاسی پاکستان برای شرکت در اجلاس اسلام‌آباد از هم اکنون آغاز شده است.

حزب «جنبش متحده قومی»

رهبران حزب متحده قومی که یکی دیگر از احزابی است که در ائتلاف با دولت به سر می‌برد معتقدند که اگر گروهی به قوانین پاکستان احترام بگذارند می‌توان با آنان مذاکره کرد، در غیر این صورت مذاکره، این گروه‌ها را برای انجام عملیات تروریستی جسورتر خواهد کرد و این موضوع برای هیچ یک از شهروندان پاکستانی قابل قبول نیست.

حزب «مسلم لیگ نواز»

رهبران حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف که اپوزیسیون را نیز تشکیل می‌دهند بر این باورند که نیروهای امنیتی تمام تلاش خود را برای ریشه‌کن کردن تروریسم به کار می‌برند و واقعیت این است که باید علل به وجود آمدن تروریسم را بررسی کنیم.

«انوشا رحمان» نماینده حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف در مجلس ملی در این زمینه گفت: تا زمانی که علل اصلی به وجود آمدن تروریسم حذف نشود نمی‌توان افزایش خشونت در پاکستان را کنترل کرد. وی افزود: در برخورد با شبه نظامیان منافع ملی کشور بر هر چیزی اولویت دارد.

انوشا رحمان تأکید کرد: ما باید از رشد تفکر افراط‌گرایی جلوگیری کنیم تا بتوانیم امنیت را در کشور برقرار کنیم بنابراین حزب مسلم لیگ شاخه نواز شریف از هر اقدامی که به نفع مردم پاکستان و ریشه‌کن کردن تروریسم باشد حمایت می‌کند.

احزاب مذهبی

با این حال، «حزب جماعت اسلامی» و «حزب جمعیت علمای اسلام» که بزرگترین احزاب مذهبی پاکستان هستند از مذاکره دولت با طالبان حمایت می‌کنند.

حزب «تحریک انصاف پاکستان»

«عمران‌خان» رهبر حزب تحریک انصاف هم تنها راه حل مشکلات امنیتی پاکستان را مذاکره با طالبان می‌داند.

رهبر حزب تحریک انصاف معتقد است که قبل از مذاکره با طالبان، پاکستان باید از همکاری با آمریکا برای مبارزه با تروریسم کناره‌گیری کند وگرنه چنین مذاکراتی بی‌فایده است.

طبق نظر احزاب سیاسی پاکستان، مهمترین شرط مذاکره با شبه‌نظامیان این است که طالبان سلاح خود را کنار گذاشته و خواسته‌های خود را از راه مسالمت‌آمیز مطرح کنند.

[ Thu 24 Jan 2013 ] [ 0 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

آثار اجرای این طرح، از نظر اقتصادی و سیاسی، بطوری است که 2 کشور ایران و پاکستان نمی‌توانند از آن چشم‌پوشی کنند دلیل‌ این امر هم در مزیت‌های تأمین گاز از ایران نهفته است زیرا، صرف نظر از مشکلات تکنیکی انتقال گاز از کشور قطر، گفته می‌شود که واردات گاز از قطر برای‌ کشورهای جنوب آسیا، 51 درصد گرانتر از گاز ایران‌ تمام خواهد شد.

این وضعیت در مورد ترکمنستان، به‌ مراتب بدتر است زیرا، گاز ترکمنستان در مقایسه با گاز ایران برای اسلام آباد  گرانتر تمام خواهد شد.

از طرف دیگر، حجم منابع گازی ایران در مقایسه با منابع‌ این 2 کشور قابل مقایسه نیست و از نظر امنیتی نیز سهل الوصولترین منبع تأمین گاز برای پاکستان ایران است.

این در حالی است که مسیر افغانستان، برای عبور خط لوله انتفال‌ گاز ترکمنستان، در حال حاضر ناامن و انتقال گاز از این مسیر، میسر نیست.

همچنین غلامعلی رحیمی از کارشناسان این حوزه در مقاله‌ای با عنوان خط لوله صلح؛ فرصت‌ها و چالش‌ها مدعی است، رقیب دیگر خط لوله انتقال گاز ایران، از مسیر دریایی و به 2 صورت ممکن است؛ یکی، از طریق آب‌های ساحلی و کم عمق پاکستان و دیگری عبور خط لوله از مناطق عمیق و خارج از آب‌های سرزمینی‌ پاکستان.

این دو گزینه، نه به لحاظ اقتصادی و نه از نظر فنی و امنیتی، قابل رقابت با خط لوله صلح نیست و به همین دلیل در حال حاضر، صحبتی از آن هم در میان نیست.

به‌طور کلی، مزایا و منافع انتقال گاز ایران از طریق‌ خط لوله صلح، شامل موارد زیر می‌شود:

1-اجرای این طرح،درآمد قابل توجهی برای‌ ایران به همراه دارد و در ارتقای جایگاه منطقه‌‌ای آن، نقش بسزایی ایفا خواهد کرد.

2-این طرح، علاوه بر سود آوری برای ایران، صادرات گاز ایران را تنوع بخشیده و خطرهای ناشی از صادرات‌ LNG را کاهش می‌دهد.

3-تحقق این طرح، در پاکستان؛ منجر به‌ افزایش قابل توجه اشتغال، بهره‌وری و نهایتا افزایش‌ مزیت‌های اقتصادی آنها در مقابل رقبای منطقه‌ای خواهد شد.

4-پاکستان نیز با کمبود روز افزون انرژی روبه‌رو است و امضای این قرارداد برای‌ آنها نیز حیاتی است.

5-احداث این خط لوله،توسعه اقتصادی جنوب‌ آسیا و نیز برتری آسیا در امور اقتصادی جهان را تسریع‌ خواهد بخشید.

6-ا توجه به نگرانی‌های زیست محیطی و افزایش‌ سرسام‌آور قیمت‌های نفت در سطح جهان، گسترش‌ استفاده از گاز طبیعی برای کشورهای مصرف‌کننده، اقتصادی‌تر و عاقلانه خواهد بود.

7-انتقال گاز ایران به شبه قاره به‌عنوان منبعی امن و مطمئن، برای پاکستان فقط منفعت اقتصادی‌ ندارد، بلکه،می‌تواند راهبرد ایجاد صلح و افزایش امنیّت‌ در شبه قاره را تقویت کند.

به‌طور کلی، خط لوله صلح، همچون پلی منطقه‌ای میان جنوب و غرب آسیا خواهد بود و در صورت‌ پیوستن کشورهایی مانند چین به آن و گسترش آن به‌ سمت دریای خزر، شبکه انرژی تشکیل می‌شود که‌ منطقه‌‌ای گسترده از خلیج فارس، جنوب آسیا و آسیای‌ مرکزی تا چین را دربرمی‌گیرد که در نهایت می‌تواند باعث کاهش قیمت انتقال گاز شود.

در مجموع، ایجاد امنیت جغرافیای سیاسی منطقه و استحکام پیوندهای‌ تاریخی و فرهنگی 2 کشور، از مزایای اصلی خط لوله‌ صلح است که می‌تواند در امنیت و صلح منطقه‌‌ای، بویژه‌ در شبه قاره، تأثیر مثبتی داشته باشد.

[ Tue 11 Dec 2012 ] [ 10 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

نئے ہجری سال کا عاشورہ بھی گزر گیا۔ ان بے خبروں کو جنہیں تاریخ کا سفر یاد نہیں رہتا ایک مرتبہ پھر یہ تاریخ یاد دلاتے ہوئے گزر گیا کہ ہمارے اسلامی ہجری کیلنڈر کا آغاز ہی اس قربانیٔ عظیم کے ذکر اور فکر سے ہوتا ہے جو کربلا کے میدان میں سیّد الشہداء امامِ مظلوم سیّدنا حسین نے پیش کی تھی اور  جسے قرآن نے بشارت دیتے ہوئے ذبح عظیم سے یاد کیا ہے۔ وہ جو تاریخ کو یاد رکھتے ہیں اور اسکے سبق کو فراموش کرنے کی بری عادت میں مبتلا نہیں ہوتے وہ جانتے ہیں کہ صرف اسلامی تاریخ میں ہی نہیں بلکہ پوری انسانیت کی تاریخ میں قربانیٔ حسین لاجواب بھی ہے اور لازوال بھی۔ حسین کی شہادت تاریخ عالم میں صرف اس لئے بے مثال نہیں ہے کہ نواسۂ رسولۖ نے حق کی سربلندی کیلئے نہ صرف اپنی بلکہ اپنے پورے کنبے کی قربانی پیش کی، شبیر کی شہادت صرف اسلئے بے نظیر نہیں ہے کہ حسین مظلومیت کی وہ دلخراش داستان رقم کرنا چاہتے تھے جس پر اہلِ دل اور اہلِ نظر آج بھی خون کے آنسو روتے ہیں! نہیں، حسین اور انکے معصوم کنبے کی مظلومیت اپنی جگہ وہ سانحہ ضرور ہے جس پر آج تک بقولِ مولانا ابوالکلام آزاد مرحوم اتنے آنسو بہائے گئے ہیں کہ جنہیں اگر ایک جگہ جمع کرنا ممکن ہوتا تو ایک بحر ذخار پیدا ہوجاتا۔ اس سے بڑھ کر، کہیں بڑھ کر قربانیٔ شبیر نے پوری انسانیت کیلئے ظلم کیخلاف مزاحمت کرنے کی وہ روشن مثال قائم کی جس نے آج تک نسلوں کی رہنمائی کی ہے اور قیامت تک کرتی رہے گی۔ بقولِ حکیم الامت
تا قیامت قطعِ استبداد کرد
موجِ خونِ اُوچمن ایجاد کرد
اور تاریخ گواہ ہے کہ حسین کے لہو نے، انکے عزمِ بے مثال نے ہر دور، ہر عہد اور ہر ذہن میں حریت کے چمن کی آبیاری کی ہے اور باطل کیخلاف حق کی سربلندی کے مشن کو آگے بڑھایا ہے۔ حسین کا مشن کربلا میں ختم نہیں ہوگیا تھا بلکہ وہ تو انسانیت کے اس قافلۂ حریت کا سّرِ آغاز تھا جس کا سفر آج بھی جاری ہے اور قیامت تک یونہی جاری رہیگا اسلئے کہ نہ انسان کی فطرت بدلی ہے اور نہ ابلیس کے فرزندوں نے حق و ایمان کے چراغِ نوری کو اپنے کفر و باطل کی پھونکوں سے گل کر دینے، بجھا دینے کی مہم میں آج تک ہتھیار ڈالے ہیں۔ خداوندِ عالم نے بھی تو کمال کیا کہ اس کمبخت شیطان کو قیامت تک کیلئے کھلی چھٹی دیدی کہ جا صراطِ مستقیم پر بیٹھ جا اور کوشش کرکے دیکھ لے لیکن تو میرے متقین بندوں کو نہیں بہکا سکے گا اور اس بدبخت نے بھی چیلنج قبول کر لیا۔ پھر اقبال یاد آ گئے کہ وہ ہمیشہ ہی کام آتے ہیں۔ کیا خوب کہا ہے
کسے خبر تھی کہ لیکر چراغِ مصطفویۖ
جہان میں آگ لگاتی پھرے گی بولہبی
سو بولہبی آج بھی حق سے ستیزہ کار ہے۔ ابلیس کی نسل، جس کی افزائش حالیہ صدیوں میں بہت تیزرفتاری کے ساتھ ہوئی ہے، آج بھی فرزندانِ توحید اور حریت کے علمبرداروں کے جذبۂ قربانی اور ایثار کو آزما رہی ہے کہ اس میں حسینی فکر کی نشید باقی ہے یا نہیں۔ اقبال نے سیّد الشہداء کو جو خراج تحسین منظوم پیش کیا تھا اور جس کا ایک شعر اوپر نقل کیا گیا ہے، اس میں ایک اور موقع پر کہا تھا
موسیٰ و فرعون و شبیر و یزید
ایں دو قوت از حیات آمد پدید
سو یہ عجب اتفاق ہے کہ اس سالِ ہجری کا آغاز ہوتے ہی نشۂ طاقت سے چُور ان یزیدیوں نے جو اپنے آپ کو موسیٰ کی اُمت میں شمار کرتے ہیں اور انکو اپنے لئے مثال قرار دیتے ہیں، ان فلسطینی مظلوموں پر ایک بار پھر بلاجواز یلغار کردی جو مظلوم ہیں لیکن حسین کے اس جذبۂ حریت سے بھی سرشار ہیں جس نے ہر دور میں مظلوم کی رہنمائی کی ہے اور  اسے ہر قدم پر یہ شعور عطا کیا ہے کہ باطل کتنا ہی طاقتور کیوں نہ ہو، اسکے پاس سازوسامانِ جنگ و جدل اور قتال کی کتنی ہی فراوانی اور افراط کیوں نہ ہو، وہ پاسدارانِ حق کے جذبۂ حریت اور آزادی کے سامنے بے بس ہوجاتا ہے۔ غزہ کی پٹی گزشتہ چھ برس سے اسرائیلی استعمار کی زد پر ہے اور اس کے پندرہ لاکھ مظلوم و بے سہارا فلسطینی باشندے اسرائیل کے رحم و کرم پر ہیں جس نے غزہ کو زمینی، بحری اور فضائی ہر طریقے سے اپنے حصار میں لیا ہوا ہے اور یہ حصار اتنا سخت، اتنا تنگ اور اتنا جابر ہے کہ مغرب کے اپنے مبصرین کی نگاہ میں غزہ کے پندرہ لاکھ مظلوم دنیا کے سب سے بڑے اور بے چھت کے عقوبت خانے میں قید ہو کر رہ گئے ہیں۔
اب یہ محض اتفاق تو نہیں ہوسکتا کہ چار برس پہلے جب باراک اوباما صاحب پہلی بار امریکہ کے صدر منتخب ہوئے تو انکی کامیابی کے چند دن بعد ہی اسرائیل نے غزہ کیخلاف فضا، سمندر اور زمین کے راستے وہ یلغار کی تھی جس کا سلسلہ دو ہفتے سے  زیادہ عرصے تک جاری رہا تھا اور جس کے نتیجے میں کم سے کم کوئی ڈیڑھ ہزار فلسطینی شہید ہو گئے تھے جن میں اکثریت عورتوں اور بچوں کی تھی۔ زخمی ہونیوالوں کی تعداد 10 ہزار کے لگ بھگ تھی۔ اس بار بھی، جنابِ اوباما کی دوسری صدارتی کامیابی کے ایک ہفتے بعد ہی اسرائیل کے جنگجو وزیراعظم بنیامین نیتن یاہو نے انہیں ویسا ہی تحفہ پش کیا جیسا چار برس پہلے کیا تھا اور من و عن اسی انداز میں جس میں پہلے یلغار کی گئی تھی، ایک مرتبہ پھر غزہ کے مظلوم قیدیوں پر دھاوا بول دیا گیا اور جواز یہ پیش کیا گیا کہ غزہ سے جنوبی اسرائیل پر ہزاروں راکٹ داغے جا رہے ہیں جبکہ ان راکٹوں کی حقیقت ان پٹاخوں سے زیادہ نہیں جوشرارتی بچے دل لگی کیلئے چھوڑا کرتے ہیں۔ اس ہلّے میں جو آٹھ دن تک جاری رہا، آتش و آہن کا ویسا ہی بے دریغ استعمال کیا گیا جیسے پہلے معرکہ میں چار برس پہلے کیا گیا تھا۔ اسرائیل کو اسکے مغربی طرفداروں اور سرپرستوں نے جدید ترین اسلحہ اور گولہ بارود کا وہ قلعہ بنا دیا ہے جس کی ٹکر پر عرب دنیا کی متحدہ قوت بھی نہیں آتی۔ پتہ نہیں کہ ہمارے کتنے قارئین اس حقیقت سے آشنا ہیں کہ امریکہ بہادر کی طرف سے ہر سال اربوں ڈالر کا جدید ترین اسلحہ اسرائیل کو بلامعاوضہ نذر کیا جاتا ہے۔ یہ اس اقتصادی امداد کے علاوہ ہے جس کے ذریعے کم از کم تین ارب ڈالر ہر برس اسرائیل کے کشکول میں ڈالے جاتے ہیں۔ دنیا بھر کو ہر سال امریکہ کی طرف سے جو اقتصادی امداد دی جاتی ہے اسکا نصف سے بھی زائد صرف اور صرف اسرائل کو ہدیہ کیا جاتا ہے۔ سو اسرائیل کے جنگجو طالع آزمائوں کو یہ کامل اطمینان رہتا ہے کہ انکی پشت مضبوط ہے، وہاں ہمارے عہد کی سب سے بڑی عسکری قوت انکی پشت پناہی کررہی ہے۔ سو جب سیاّں بھئے کوتوال تو ڈر کاہے کا…! اسی لئے مظلوم فلسطینیوں کیخلاف بے دریغ اسلحہ استعمال کیا جاتا ہے۔ اس بار بھی آٹھ روز کے قتال میں، جس نے کربلا کی یاد تازہ کردی بلکہ اسے ٹیلیویژن کے ذریعے آنکھوں سے دکھا دیا، اسرائیل نے غزہ کیخلاف ایک ہزار ٹن بارود داغا جبکہ غزہ سے چھوڑے جانیوالے پٹاخوں میں ایک ٹن سے بھی کم بارود استعمال ہوا۔ فلسطینیوں اور مسلمانوں کا خون مغرب اور اسکے حواریوں اور گماشتوں کیلئے کتنا سستا ہے، اسکا اندازہ اس سے لگا لیجئے کہ آٹھ دن کی خون آشام یلغار میں فوجِ یزید نے 160 فلسطینیوں کو شہید کیا اور چار ہزار سے زیادہ زخمی ہوئے جبکہ اسرائیل میں ہلاک ہونیوالوں کی تعداد صرف پانچ تھی اور زخمی یہی کوئی تین چار سو! گویا ایک اسرائیلی کے بدلے تیس فلسطینیوں کا خون کیا گیا اور ایک زخمی اسرائیلی کے عوض دس فلسطینی موت کے دہانے پر پہنچا دئیے گئے۔
سو کربلا آج بھی اپنے آپ کو دہرا رہی ہے اور حسینی عزم کا سفر آج بھی باطل کا سر کچل دینے اور اسکا قلع قمع کردینے کیلئے جاری ہے۔ فرزندانِ ابلیس و یزید آج بھی حسینی عزم و حوصلے کا پرچم اٹھائے ہوئے فرزندانِ توحید و حق سے خراج کا مطالبہ کررہے ہیں۔ باطل کو آج بھی اپنی طاقت پر ویسا ہی گھمنڈ ہے جیسا اس فاسق و فاجر یزید کو تھا جس نے فرزندِ رسولۖ کا سر اپنے سامنے جھکانا چاہا تھا، لیکن جیسے حسین نے دستِ یزید پر بیعت کرنے سے انکار کیا تھا ویسے ہی آج غزہ اور مقبوضہ فلسطین کے حریت پسند اسرائیلی ظلم اور بربریت سے سمجھوتہ کرنے کیلئے تیار نہیں ہیں اسلئے کہ انکے سامنے حسین کی درخشاں مثال ہے جس نے آج تک ہر بطّلِ حریت کو حوصلہ بخشا ہے، لیکن یہ حقیقت بھی اپنی جگہ ہے کہ ابلیس و یزید کے چیلے صرف اُمتِ موسیٰ یا اُمتِ عسیٰ ہی میں نہیں ہیں، ہماری اپنی صفیں بھی ان بدبختوں سے بھری ہوئی ہیں۔ یہ طالبان جو آج محرم کے تعزیتی جلوسوں پر حملے کررہے ہیں، یہ جو عزاداری کے جلسوں میں بموں کے دھماکے کررہے ہیں، یہ بھی تو یزیدی ہیں۔ انکے افعال و کردار میں بھی تو وہی ابلیسی ساخت ہے جس سے یزید کا خمیر اٹھا تھا۔ یہ طالبان جن کے ضمن میں ہم نے ایک گزشتہ کالم میں تحریر کیا تھا کہ یہ اس فتنۂ خوارج کی نئی شکل ہیں جس نے مولائے کائنات کے عہد میں سر اٹھایا تھا اور جسے کچلنے کیلئے علی نے تلوار سے جہاد کیا تھا۔ ان کا سدباب کرنا اب ہم سب کیلئے ایک کھیلا چیلنج ہے۔ ہمارا امتحان ہے کہ ہم اس فتنے کا سر کچلنے کی نیت اور حوصلہ رکھتے ہیں یا نہیں۔ ان چھٹ بھیّوں سے جو اسلام آباد، کراچی، لاہور، پشاور یا کوئٹہ میں مسندِ اقتدار پر بندوں کی طرح اچھل رہے ہیں، یہ توقع رکھنا عبث ہے کہ یہ اس نئے فتنۂ خوارج کیخلاف ایسی کوئی موثر کارروائی کرسکیں گے جو وقت اور حالات کا تقاضہ ہے۔ ان بندروں، مسخروں اور خواجہ سرائوں میں نہ وہ بصیرت ہے جو رہنمائی کیلئے اوّلین شرط ہوا کرتی ہے اور نہ ہی انکی نیت صاف ہے۔ یہ سب طالع آزما ہیں، اٹھائی گیرے ہیں جو مختلف چہرے لگا کر آگئے ہیں لیکن انکی بدنما نقابوں کے پیچھے جو اصل چہرے ہیں، جو اصل خدوخال ہیں، وہ بہت ہی گھنائونے ہیں، بہت کریہہ ہیں۔ ایسے مکروہ چہرے ہیں جو ابلیس و یزید کی سنت پر چلنے والوں کے ہوا کرتے ہیں۔ ان ہی بدبختوں میں ایک وہ خواجہ سراء ہے جسے رحمن ملک کہتے ہیں اور جو اپنے علی بابا آقا کی شہ پر گزشتہ پانچ برس سے پاکستان میں سلامتی اور امن و امان کا ذمہ دار ٹھہرایا گیا ہے۔ اسکی عقل کتنی موٹی ہے، اسکی چربی دار گردن کی طرح۔ اسکا اندازہ تو ہر دس پندرہ دن بعد ہوجاتا ہے، اسکے پاس ہر مرض کیلئے صرف ایک دوا ہے، موٹر سائیکل پر ڈبل سواری بند یا موٹر سائیکل چلانے پر ہی پابندی، اور ملک بھر کے موبائل فون ٹھپ کرکے بیٹھ جانا، اللہ اللہ خیر صلاّ… سو نئے خارجیوں سے نبرد آزما ہونے کیلیء بھی اسکی زنبیل میں اسکا سوا اور کوئی نسخہ نہیں ہے۔ پاکستان میں نظم و نسق کی بدحالی اور تباہی کا جو سکہ چل رہا ہے اسکے دو رخ ہیں، ایک رخ پر زرداری کی صورت ہے تو دوسرے پر رحمن ملک کی۔


کرامت غوری


[ Tue 4 Dec 2012 ] [ 1 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

در بین 72 اصحاب امام حسین در روز عاشورا دو شخص با نام‌های «یزید» شهید شدند که در ادامه به معرفی آن‌ها می‌پردازیم:

*یزید بن زیاد بن مُهاصِر

ابو شَعثا یزید بن زیاد بن مُهاصِر کِنْدى که در منابع حدیثى و تاریخى به صورت‌هاى مختلفى از وى نام برده شده است.(1)

بر پایه برخى از گزارش‌ها، وى همراه امام حسین(ع) بود و در راه کربلا، هنگامى که فرستاده ابن زیاد، براى حُر پیام آورد که بر امام حسین(ع) سختگیرى کند، ضمن برخوردى تند، به او گفت: پروردگارت را نافرمانى کردى و در نابودى خود، از پیشوایت، پیروى کردى و براى خود، ننگ و آتش [دوزخ] را کسب کردى، خداوند عز و جل فرموده است: «و آن‌ها را پیشوایانى قرار دادیم که به سوى آتش، فرا مى‌خوانند و روز قیامت، یارى نمى شوند»، پس او (ابن زیاد)، پیشواى توست.(2)

وى، جنگاور و تیرانداز ماهرى بود که روز عاشورا با تیراندازى شمارى از سپاهیان دشمن را به هلاکت رساند، امام(ع) نیز درباره او دعا کرد و فرمود: خداوندا! تیرش را به هدف برسان و ثوابش را بهشت قرار ده.

با این حال طبرى، وى را از سپاه عمر بن سعد، شمرده است که پس از ردّ شرط‌هاى امام حسین(ع)، همانند حُر به سپاه امام(ع) پیوست؛ ولى این سخن، با گفت‌وگوى وى با فرستاده ابن زیاد که خودِ طبرى، آن را گزارش کرده، منافات دارد.(3)

شیخ مفید که او را از همراهانِ امام حسین(ع) بر شمرده، صحیح است، در «زیارت رجبیّه»، آمده است: سلام بر زائِدة بن مُهاج ! در «زیارت ناحیه مقدّسه» نیز آمده است: سلام بر یزید بن زیاد بن مُهاجر کِنْدى!

شیخ صدوق در الأمالى به نقل از عبداللّه بن منصور، از امام جعفر صادق(ع) نقل می‌کند: زیاد بن مُهاصِر کِنْدى به میدان آمد و به دشمنان حمله بُرد و چنین سرود:

من، زیادم و پدرم، مُهاصِر است شجاع‌تر از شیرى که در بیشه، کمین کرده است

پروردگارا ! من، یاور حسینم و رها کننده و وا گذارنده ابن سعد

سپس ، نُه تن از آنان را کُشت و سپس، کشته شد . خشنودى خدا بر او باد !

*یزید بن نُبَیط و پسرانش

یزید بن نُبَیط را زید بن ثُبَیت، بدر بن رَقیط و زید بن بَصرىْ نیز نامیده‌اند؛ ولى در همه گزارش‌ها، نام دو فرزند شهیدش، عبداللّه و عبیداللّه آمده است.(4) در توصیف او آمده است که: از شیعیان و از طایفه عبد قیس از مردم بصره بوده و در میان قومش، جایگاهى والا داشته است.

وى از زمره کسانى بوده که در گردهمایى پنهانىِ شیعیان که در خانه زنى مؤمن به نام ماریه دختر مُنقِذ عبدى بر پا مى‌شد، شرکت داشته است، خانه این زن، مرکز دیدار و کانون شیعیان در بصره بوده که گِرد مى‌آمدند و در آن جا با هم سخن مى‌گفتند و خبرها و رُخدادهاى آن روزگار را ردّ و بدل مى‌کردند.

سیره‌نویسان، گزارش کرده‌اند که وى، ده پسر داشت که آن‌ها را به همراهى با خود براى یارىِ امام حسین(ع)، دعوت کرد؛ امّا تنها دو تن از آن‌ها، عبداللّه و عبیداللّه، دعوت او را پذیرفتند. او و دو فرزندش، از بصره خارج شدند و خود را به مکّه رساندند و همراه امام(ع) شدند و در رکاب وى به فیضِ شهادت رسیدند، گفته شده که دو فرزند او در حمله نخست دشمن، به شهادت رسیدند.(5)

در «زیارت ناحیه مقدّسه» آمده است: سلام بر یزید بن ثُبَیت قَیسى! سلام بر عبداللّه و عبیداللّه، دو پسر یزید بن ثُبَیت قیسى!

*پی‌نوشت‌ها:

1.یزید بن زیاد بن المهاصر بن النعمان الکندى، یزید بن زیاد أبو الشعثاء، یزید بن زیاد بن مظاهر الکندى، یزید بن زیاد بن مهاجر الکندى، یزید بن زید بن المهاصر، یزید بن معاصر أبو الشعثاء الکندى، یزید بن مهاجر، یزید بن مهاصر جعفى، زائده بن مهاجر، زیاد بن مُهاصِر الکندى، أبو الشعثاء الکندى.

2.دانشنامه امام حسین(ع) ج 5 ص 287 (بخش هفتم/ فصل هفتم/ نامه ابن زیاد به حُر، جهت سخت‌گیرى بر امام علیه‌السلام ).

3.علّامه محمد تقى شوشترى، در ردّ سخن طبرى که گفته است: «یزید بن مُهاصِر، از کسانى بود که براى رویارویى با حسین(ع)، با عمر بن سعد، همراه شدند»، ضمن بیان منافات داشتن این سخن با گفت‌وگوى یزید بن زیاد و فرستاده ابن زیاد، مى‌نویسد: احتمال دارد که این گفته طبرى: «مع عمر بن سعد»، تحریف شده «مع الحُرّ بن یزید» باشد؛ چون رسم الخط این دو، شبه هم است؛ و اگر نبود که ابن اثیر نیز در الکامل، عبارت «وکان ممّن خرج مع عمر بن سعد» را از طبرى نقل کرده، مى‌گفتیم که این نوشته، حاشیه‌اى اجتهادى از دیگران بوده که با متن، آمیخته شده است و در روزگاران گذشته، چنین آمیختگى‌هایى بسیار رُخ مى‌داده است.

به هر حال، این رجز که: «من رهاکننده و واگذارنده ابن سعد هستم»، با گفته ما، منافاتى ندارد. علّامه مجلسى هم خَلطى صورت داده و او را دو نفر به شمار آورده است. وى، اوّلاً از محمّد بن ابى‌طالب، نقل کرده است: آن گاه، یزید بن زیاد شعثا، هشت تیر به سوى دشمن، پرتاب کرد که پنج تیر، به هدف اصابت کرد و هر تیرى را که پرتاب مى کرد، امام حسین(ع) مى‌فرمود: «خدایا! پرتابش را درست و پاداشش را بهشت، قرار ده». دشمنان، به او هجوم آوردند و به شهادتش رساندند.

ثانیاً از ابن نَما نقل کرده که: پس از نقل کشته شدن ابو عمرو نَهشَلى، یزید بن مهاجر، به میدان آمد و با تیر، پنج تن از یاران عمر را کُشت. سپس همراه حسین علیه السلام شد و مى سرود: من، یزیدم و پدرم، مُهاجر است و گویى شیر کمین کرده در بیشه‌ام، دلیل اشتباه وى، این است که این یزید، در نقل اوّل به پدرش و در نقل دوم به جدّش نسبت داده شده است.

بر اساس آنچه از طبرى بازگو کردیم، روشن شد که گفته وى: «الشعثاء»، تحریف شده «أبو الشعثاء» است و گفته‌اش: «بثمانیة» تحریف «بمائة» است. همچنین گفته او: «مهاجر» در بیت دوم، تحریف «مُهاصِر» است. اما اینکه ابن شهر آشوب، در المناقب، او را یزید بن مُهاصر جُعْفى عنوان کرده، باید گفت که او کِنْدى است، نه جُعْفى.

4.در رجال طوسى آمده است: «عبدالله و عبیدالله که شناخته شده‌اند».

5.دانشنامه امام حسین(ع)، ص 135

[ Sun 25 Nov 2012 ] [ 2 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
باز نزدیک محرم در شتاب افتاده اند
مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند
فکر چای روضه و قند و گلاب افتاده اند

کودکان را در میان کوی و برزن دیده ای؟
در بنای تکیه ها از خورد و خواب افتاده اند
این فراخوان محرم مرزها را هم شکست
ارمنی ها در پی اجر و ثواب افتاده اند

مقدم هر ناشناسی را غنیمت بشمریم
چون شماری در مسیر انتخاب افتاده اند
میزبان زهرا که باشد نان به هر کس می رسد
دانه ها کم کم به زیر آسیاب افتاده اند

شعر از: کاظم بهمنی

[ Fri 16 Nov 2012 ] [ 0 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

علامه اقبال شخصیتی است که مایه افتخار جهان اسلام شد و تعلیمات آسمانی، بیان انقلابی و عشق اقبال به خدا سبب شد شعرو ادب را پلی برای رسیدن به خدا قرار دهد.

برخی از اشعار اقبال هنوز هم برای شعرای اردو زبان و فارسی زبان ناشناخته است.

با اینکه اقبال لاهوری شخصیت مشهوری است و تلاش زیادی برای معرفی وی به ادب دوستان صورت گرفته اما منصفانه قضاوت کردن درباره اشعار اقبال کاری بس دشوار است.

زندگی اقبال روایتی از یک مسلمان واقعی است که محبت اهل بیت (ع) قلب و ذهنش را تسخیر کرده و او را تبدیل به یکی از تأثیر گذارترین شخصیت‌های جهان اسلام کرده است.

در شعر زیر یکی از نمونه‌های بارز محبت اقبال نسبت به اهل بیت (ع) دیده می‌شود:

مسلم اول شہ مردان علی(ع)

عشق را سرمایہ ایمان علی(ع)

این شعر گویای آخرین درجه عشق یک بشر نسبت به مولایش است. البته خواننده این شعر باید ابتدا معنای واقعی عشق را درک کند تا متوجه ارادت اقبال نسبت به حضرت علی (ع) شود.

یک شاعر به خوبی می‌داند که قدرت تخیل یکی از توانایی‌های لازم برای سرودن یک شعر خوب و منحصر به فرد است.

بعد از پی بردن به این مطلب به خوبی متوجه می‌شوید که اهل بیت (ع) عطایای فراوانی نسبت به اقبال داشته‌اند که وی توانسته توانایی خود را با قدرت خیال با هم آمیخته و به مدح اهل بیت (ع) بپردازد.

اقبال در شعری شخصیت زن را چنین توصیف می‌کند:

فطرت تو جذبه‌ها دارد بلند

چشم هوش از اسوه زهرا(س) مبند

تا حسینى شاخ تو بار آورد

موسم پیشین به گلزار آورد

اقبال صعود امام حسین (ع) به معراج کربلا را نشانه پیروی از سیرت حضرت زهرا (س) دخت گرامی پیامبر اسلام (ص) می‌داند و تربیت خوب حضرت زهرا(س) را عامل موثری برای آمادگی امام حسین (ع) در کربلا تصور می‌کند.

وی حضرت زهرا (ع) و امام حسین (ع) را الگوی یک انسان واقعی می‌داند.

شاعران دلسوخته اهل بیت تا کنون نتوانسته‌اند عشق به امام حسین را به شیوه‌ای که اقبال آن را بیان کرده است بیان کنند.

مادر آن مرکز پرگار عشق

مادر آن کاروان سالار عشق

آن یکى شمع شبستان حرم

حافظ جمعیت خیر الامم

تا نشیند آتش پیکار و کین

پشت پا زد بر سر تاج نگین

در نواى زندگى سوز از حسین(ع)

اهل حق حرّیت آموز از حسین(ع

زمانی که اقبال حسین (ع) را به عنوان سالار عشق و قدرت مرکزی این سالاری را حضرت زهرا (س) بیان می‌کند احساس می‌کنیم شاعر واقعا ما را در همین دنیا به معراج برده است.

اقبال طوری اهل بیت (ع) را با پیامبر پیوند می‌دهد که هیچ شخص منصفی نمی‌تواند با سوز دل مقام پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) را تقدیس و سجده نکند.

رشته  آیین حق زنجیر پاست

پاس فرمان جناب مصطفى(ص) است

ورنه گرد تربتش گردیدمى

سجده‌ها بر خاک او پاشیدمى

با اینکه بیشتر مردم به دنبال تفکیک شخصیت‌ معصومین (ع) در شعر اقبال هستند اما اقبال با ظرافت خاصی سیرت اهل بیت (ع) را در شخصیت امام حسین (ع) می‌گنجاند.

اقبال طوری امام حسین (ع) را توصیف می‌کند که پیروی از حضرت علی (ع) با لباس وصله دار که مشغول تفقد نسبت به فقرا هستند تنها راه رسیدن به سعادت نشان داده می‌شود.

ز حیدرایم من و تو زما عجب نبود   

گر آفتاب سوی خاوران بگردانیم

باید توجه داشته باشیم تعریف و تمجید اقبال از اهل بیت (ع) بی دلیل نیست و وی به خوبی از تاریخ اسلام و نظریه‌های سیاسی دین مبین که بر سرنوشت آینده این دین تأثیر گذاشت با خبر است.

اقبال در اشعارش نوعی تقیه به کار می‌برد و به هیچ یک از رهبران صدر اسلام که مسلمانان از ایشان پیروی می‌کنند توهین نمی‌کند اما با این وجود حقانیت و پیروی از سیاست اهل بیت (ع) را به اثبات می‌رساند.

شاعر مشرق نمی‌توانست بهتر از این راه سعادت بشر و وحدت امت اسلامی را مشخص کند و الحق که تمام توان خود را دراین زمینه به کار برده است.

[ Sat 10 Nov 2012 ] [ 0 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

تاریخ «کمک‌های آمریکا» به پاکستان تقریبا به قدمت تاریخ خود پاکستان است.

این کمک‌ها از زمانی آغاز شد که اولین نخست وزیر پاکستان در سال 1950 به آمریکا سفر کرد.

با امضای بسته‌های نظامی مانند «سازمان پیمان آسیای جنوب شرقی» (سیتو) و «سازمان پیمان مرکزی» (سنتو)  در دهه 1950-1960 بین 2 کشور، پاکستان تبدیل به یکی از متحدان آمریکا شد.

از آن زمان به بعد پاکستان کمک‌های بسیاری را با فواصل کوتاه از آمریکا دریافت کرده است اما هنوز مردم هر 2 کشور با این کمک‌ها مخالفند چون فکر می‌کنند آمریکا زیر نقاب کمک، اهداف مخفی خود را دنبال می‌کند.

اصلی‌ترین مؤسسه مسئول پرداخت کمک‌های مالی «آژانس توسعه بین المللی آمریکا» (USAID) است که از اوایل دهه 50 در پاکستان شروع به کار کرد.

بر اساس آمار در طول سال‌های 2002-1962 پاکستان حدود 73.4 میلیارد دلار کمک دریافت کرد.

این کمک‌ها در طول دهه 90 به شدت کاهش یافت و در سال 1998 به کمترین میزان خود رسید، زمانی که 2 آزمایش انفجار هسته‌ای پاکستان یکی پس از دیگری انجام شد.

پاکستان در سال 1989 مبلغ 349 میلیون و در سال 1998 تنها 5.4 میلیون، یعنی یک درصد سال 1989را دریافت کرد.

در طول دهه 90 اصلی‌ترین کشور کمک کننده به پاکستان ژاپن بود.

به طور کلی، در طول این 40سال، حدود 30 درصد این کمک‌های 2 سویه به پاکستان سهم آمریکا و حدود 21 درصد سهم ژاپن است.

کمک‌های نظامی آمریکا در سال 1965 که پاکستان با هند وارد جنگ شد، کاهش یافت اما در سال 1979این کمک‌ها از سر گرفته شد.

ممکن نیست ملتی متحد آمریکا باشد و دوام بیاورد

سال 1979 اهیت ویژه‌ای برای آمریکا داشت چون در این سال شوروی به افغانستان حمله کرد و انقلاب اسلامی نیز در ایران به پیروزی رسید.

پاکستان که در این جنگ سرد تبدیل به «کشور خط مقدم» شده بود، میلیون‌ها دلار کمک نظامی دریافت کرد و «مجاهدین» از سراسر دنیای اسلام برای مقابله در برابر تجاوز شوروی استخدام شدند.

به گفته هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، دلیل بزرگ‌ترین مشکلی که پاکستان با آن مواجه است، این است که آمریکا پاکستان را پس از جنگ سرد رها کرد بدون آن‌که شبکه‌های جهادی را که برای مقابله با نیروهای شوروی شکل گرفته بود، خلع سلاح کند.

این مسئله باعث هرج و مرج در جامعه پاکستان شد و مشکل امروز پاکستان ریشه در جنگ افغانستان و همراهی با آمریکا دارد.

تعداد زیادی از پاکستانی‌ها ژنرال «حمید گل» رئیس سابق اطلاعات ارتش پاکستان را مسئول شکل‌گیری طالبان می‌دانند.

ژنرال حمید گل بارها تأیید کرده است که خود وی طالبان را شکل داد تا در برابر روسیه مبارزه‌ای مقدس کنند اما دیگر موفق نشد آنها را خلع سلاح کند.

با پایان جنگ در سال 1989، کمک آمریکا به پاکستان نیز به تدریج کاهش یافت تا در سال 1998 به یک درصد سال 1989رسید.

یک تحلیلگر سیاسی مقیم «راوالپندی» می‌گوید این تاریخ آمریکاست که بعد از استفاده از متحدانش، آنها را فراموش کند.

شاید به همین دلیل است که «هنری کسینجر» وزیر خارجه سابق آمریکا گفت: ممکن است ملتی دشمن آمریکا باشد و سر پا بماند اما ممکن نیست ملتی متحد آمریکا باشد و دوام بیاورد.

آمریکا از هرج و مرج پاکستان بهره‌برداری اطلاعاتی می‌کند

سال‌ها پس از جنگ سرد، آمریکا دوباره پاکستان را به خدمت گرفت و پاکستان بار دیگر «خط مقدم» نبرد آمریکا علیه تروریسم پس از حادثه 11سپتامبر شد.

بر اساس آمار، «صندوق حمایت از متحدین» که به منظور تأمین هزینه‌های جنگ با تروریسم تأسیس شد  60 درصد از پولی که از آمریکا به پاکستان می‌رسید را تأمین می‌کرد اگرچه که این کمک‌ها بسیار بیشتر از هزینه‌های نظامی بود که بر پاکستان تحمیل می‌شد.

اما این پول کجا می‌رفت؟

پاسخ این سؤال در کتاب «فرمان: در عمق ارتش سری رئیس جمهور» نوشته «مارک امبیندر» و «دی بی گریدی» نهفته است.

امبیندر از خبرنگاران سابق کاخ سفید و گریدی یکی از چتربازان نیروهای ویژه بوده است، بنابراین می‌توان گفته‌های آنها را معتبردانست.

آنها در کتاب خود فاش کردند که جاسوسان آمریکا، زیر نقاب کمک‌های انسان دوستانه، با مأموریت نفوذ به القاعده و شبکه اطلاعات پاکستان به آن کشور اعزام می‌شدند.

جامعه اطلاعاتی آمریکا از هرج و مرج پاکستان برای گسترش منابع اطلاعاتی خود در این کشور بهره می‌برد.

سیل عاملان و پیمانکاران سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) با استفاده از پاسپورت‌های معتبر آمریکایی به عنوان کارکنان امدادی و ساختمانی وارد کشور می‌شدند بدون آن‌که سازمان‌های اطلاعاتی پاکستان پیشینه آنها را بررسی کنند.

آیا آمریکا می‌توانست محبت ملتی را که غرق در احساسات ضد آمریکایی بود، به دست آورد؟ «شجاع نواز» مدیر «مرکز آسیای جنوبی شورای آتلانتیک» می‌گوید: به لحاظ تاریخی، ایالات متحده بزرگ‌ترین اهدا کننده کمک‌های خارجی به پاکستان بوده است.

با این حال، وی درباره احساسات ضد آمریکایی در بین مردم پاکستان می‌گوید: پول نمی‌تواند برای شما محبت را خریداری کند، اگر اصرار داشته باشید که مردم دوستتان داشته باشند چون به آنها کمک می‌کنید، نتیجه عکس خواهید گرفت.

«شاد بیگم»، برنده جایزه بین المللی«زنان شجاع» از وزارت خارجه آمریکا، معتقد است که آمریکا هنگام فعالیت‌های انسان‌دوستانه کمتر مشتاق فعالیت‌های انسان‌دوستانه و بیشتر در پی خودنمایی است.

به گفته وی، «آژانس توسعه بین المللی آمریکا» (USAID) بیشتر از تلاش برای پیشبرد پروژه‌هایی که من با آنها همکاری می‌کردم، برای پررنگ کردن اسم خود تلاش می‌کند.

او اخیرا با برنامه آگاهی اجتماعی آژانس توسعه بین المللی آمریکا همکاری داشته است.

رسانه‌های پاکستانی، ابزاری در دست آمریکا

آسیب‌پذیرترین بخشی که از آمریکا کمک دریافت می‌کند رسانه‌های پاکستانی هستند.

گزارش اخیر یک آژانس خبری روسی افشا کرد که از طریق «قانون کری-لوگر» رسانه‌های پاکستان حدود 50 میلیون دلار دریافت خواهند کرد.

هنگامی که پاکستان در آغاز سال جاری مسیر تدارکاتی نیروهای ناتو را مسدود کرد، چندین تبلیغات در رسانه‌های پاکستان شروع به تکرار و برجسته کردن نام آژانس توسعه بین المللی آمریکا کردند.

ماه گذشته زمانی که اعتراضات علیه فیلم کفرآمیز در پاکستان به اوج رسید، کلیپ‌های 30 ثانیه‌ای از گزیده‌ اظهارات اوباما و کلینتون تهیه و از شبکه‌های تلویزیونی پخش شد.

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بعدها تصدیق کرد که برای تهیه این کلیپ‌ها 70 هزار دلار هزینه شده بود و اضافه کرد که هدف از کلیپ‌ها این بود که مطمئن شویم مردم پاکستان پیام رئیس جمهور و پیام وزیر امور خارجه را می‌شنوند.

«نصیر شرازی»، تحلیلگر سیاسی، نقش آژانس توسعه بین المللی آمریکا را در بخش آموزش نیز مورد سؤال قرار می‌دهد و می‌گوید: آنها بهترین‌های ما را به مؤسسات خود می‌برند و از توانایی‌های آنها بهره می‌برند.

ابه گفته وی، این آژانس جوان‌های مستعد ما را با وعده بورسیه برای تحصیل در دانشگاه‌های آمریکا اغوا می‌کند و پس از پایان تحصیلاتشان به آنها پیشنهاد حقوق به دلار در مقابل روپیه پاکستان می‌دهد به این ترتیب آنها آگاهانه ما را عقب نگه می‌دارند.

به همین دلیل است که نیمی از دانشمندان ناسا آمریکایی نیستند.

این تحلیلگر افزود: اکنون زمان آن است که دولت ما سیاست‌های دریافت کمک را به خصوص از آمریکا مورد بازنگری قرار دهد و ما نیز نباید استعدادهای خود را به سمت خارج سوق بدهیم.

[ Sun 28 Oct 2012 ] [ 12 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

سید بن طاووس ضمن نقل کرامتی بیان می کند:

من، شب چهارشنبه سیزدهم ذی‌القعده سال 638 قمری در «سرّ من رأی» در سرداب مطهر بودم، در هنگام سحر، آوای دل‌نشین امام زمان(عج) را شنیدم که این دعا را می‌خواند:

اِلهى بِحَقِّ مَنْ ناجاکَ وَبِحَقِّ مَنْ دَعاکَ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَفَضَّلْ عَلى فُقَراَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ باِلْغَناَّءِ وَالثَّرْوَةِ وَعَلى مَرْضَى الْمُؤْمِنینَ والْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاَّءِ وَالصِّحَةِ وَعَلى اَحْیاَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَالْکَرامَةِ  وَعَلى اَمْواتُ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَعَلى غُرَباَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ اِلى اَوْطانِهِمْ سالِمینَ غانِمینَ  بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعینَ

خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و طینت ما خلق کرده‌ای، آن‌ها گناهان زیادی به اتکا بر محبت و ولایت ما کرده‌اند، اگر گناهان آنها گناهانی است که در ارتباط با توست، از آنها در گذر، که ما را راضی کرده‌ای و آن چه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسی که به حق ماست، به آنها بده تا راضی شوند و آن‌ها را از آتش جهنم نجات بده و آن‌ها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما.

این دعای آن حضرت را در خاطر سپردم، ولی اینک به یاد ندارم که آیا فرمود: «وأبقهم» یا آن که فرمود:‌ «وأحیهم فی عزّنا وملکنا وسلطاننا ودولتنا».

[ Sun 28 Oct 2012 ] [ 11 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

سوات کی امن ایوارڈ یافتہ طالبہ ملالہ یوسف زئی پر حملے کی ذمہ داری کالعدم تحریک طالبان پاکستان نے قبول کر لی۔ حملے میں ملالہ یوسف زئی شدید زخمی ہو گئی تھیں۔ تحریک طالبان کے ترجمان احسان اللہ احسان کی جانب سے جاری ہونے والے ایک بیان میں کہا گیا ہے کہ ملالہ یوسف زئی نے طالبان کے خلاف منفی پراپیگنڈہ کرنے کی کوشش کی  جس کی وجہ سے انھیں حملے کا نشانہ بنایا گیا۔ ملالہ مغرب کی حمایت کرتی اور طالبان کے خلاف بولتی رہی ہیں اور وہ امریکا کے صدر باراک اوباما کو اپنا ہیرو مانتی ہیں۔ ترجمان نے مزید کہا کہ ملالہ پشتون علاقوں میں مغربی کلچر کو پروان چڑھا رہی ہیں۔

واضع رہے کہ تیرہ سالہ ملالہ یوسف زئی نے سوات میں خواتین کی تعلیم پر پابندی کے خلاف آواز اٹھائی اور مشکل دور میں ہار نہیں مانی۔ ملالہ کی اس جرات کو ملکی اور عالمی سطح پر سراہا گیا اور ایوارڈ دیے گئے۔ ملالہ یوسف زئی کو سہیلوں سمیت گزشتہ روز سکول سے گھر واپسی پر گلدہ کے مقام پر نامعلوم افراد نے فائرنگ کرکے شدید زخمی کر دیا ۔ ملالہ یوسف زئی کو ابتدائی طبی امداد کے لیے سیدو ٹیچنگ ہسپتال منتقل کیا گیا تاہم بعد ازاں انھیں پشاور منتقل کردیا گیا جہاں ان کو بچانے کی کوششیں جاری ہیں۔ ڈاکٹروں کے مطابق ملالہ کو ایک گولی لگی ہے۔

دہشتگردی کا نشانہ بننے والی ملالہ یوسف زئی کو بچوں کے حقوق کے لئے آواز بلند کرنے پر حکومت پاکستان نے تمغہ جرات عطا کیا، کمسن طالبہ کو عالمی امن ایوارڈ کے لئے بھی نامزد کیا گیا۔ ملالہ کا تعلق وادی سوات کے شہر مینگورہ سے ہے۔ وہ علاقہ جو دہشتگردی سے سب سے زیادہ متاثر ہوا۔ دو ہزار نو میں فوجی آپریشن سے پہلے جب مولوی فضل اللہ کے حامی طالبان عسکریت پسندوں کا وادی کے بیشتر علاقوں پر کنٹرول تھا اور انہوں نے لڑکیوں کے تعلیم حاصل کرنے پر پابندی لگا دی تھی۔

اس زمانے میں مینگورہ سے روزانہ گلے کٹی یا پھر بجلی کے کھمبوں اوردرختوں پر لٹکی ہوئی لاشیں ملتی تھیں ان حالات میں ملالہ یوسف زئی نے کم سن ہوتے ہوئے بھی انتہائی جرات کا مظاہرہ کیا اور''گل مکئی''کے فرضی نام سے برطانوی ریڈیو کے لئے باقاعدگی سے ڈائری لکھنا شروع کر دی۔ جس میں وہ اپنے علاقے میں جاری ظلم وستم کو بیان کرتی اس ڈائری کو اتنی شہرت ملی کہ جلد ہی مقامی اور بین الاقوامی میڈیا نے بھی اس کی کوریج شروع کر دی ملالہ پر میڈیا کے دو بین الاقوامی اداروں نے دستاویزی فلمیں بھی بنائیں۔ ملالہ یوسف زئی کو ہالینڈ کی بین الاقوامی تنظیم ''کڈز رائٹس'' کی طرف سے انٹرنیشنل چلڈرن پیس پرائز کے لیے بھی نامزد کیا گیا۔ قوم کی ہونہار بیٹی ملالہ یوسف زئی پر قاتلانہ حملے نے پوری قوم کو افسردہ کر دیا۔ ہر طبقے سے تعلق رکھنے والے افراد نے اس واقعے کی شدید مذمت کی اور ملالہ کی صحتیابی کے لئے ساری قوم دعاگو ہے۔

[ Thu 11 Oct 2012 ] [ 7 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

برِصغیر کے تمام مسلمان بچے تعلیم کے کسی نا کسی مرحلے پر کسی نا کسی استاد سے یہ ضرور سنتے یا پڑھتے آئے ہیں کہ تمام کافر ملتِ واحدہ اور تمام مسلمان ایک جسم کی مانند ہیں۔ جس طرح ایک عضو کو تکلیف ہو تو سارا جسم بے چین ہوجاتا ہے اسی طرح کسی ایک مسلمان کو تکلیف ہو تو ملتِ اسلامیہ بے چین ہوجاتی ہے۔

اسی تعلیم کے خمیر سے زوال زدہ ترک سلطنتِ عثمانیہ کو یورپی سامراج کے پنجے سے بچانے کے لئے ہندوستان میں تحریکِ خلافت اٹھی۔ لیکن ہندوستان میں انگریزی اقتدار سے نجات کی جدوجہد سے یکجہتی کے لئے عثمانی یا کمالی ترکی میں تحریک تو کجا کبھی کوئی احتجاجی مظاہرہ تک نا ہوا ؟؟

افغانستان پر جب جب بھی برا وقت آیا تو انگریز کے غلام متحدہ ہندوستان اور بعد از آزادی پاکستان میں تشویش کی لہر دوڑ گئی اور افغانیوں کی انفرادی و اجتماعی سطح پر بساط بھر دامے درمے قدمے سخنے امداد کی کوشش کی گئی۔ مختلف ادوار میں متعدد مصائب زدہ افغان گروہ متحدہ ہندوستان اور پھر پاکستان میں آ آ کر بستے رہے۔ لیکن برِ صغیر سے تحریکِ ترک ِ موالات سمیت با امرِ مجبوری افغانستان ہجرت کرنے والے کتنے افراد یا گروہوں کو افغانوں نے آج تک مستقل پناہ دی ؟؟

دنیائے عرب کے ہر بحران میں عربوں سے اظہارِ یکجہتی بیشتر پاکستانیوں کے لئے کارِ ثواب ہے ۔ سنہ اڑتالیس میں اسرائیل کے قیام اور سنہ چھپن کی جنگِ سویز سے لے کر دو ہزار تین کی عراق امریکہ جنگ تک کونسی ایسی گھڑی ہے جب پاکستان میں کہیں نا کہیں کسی نا کسی نے احتجاجی مظاہرہ نا کیا ہو۔ جب جب بھی شام ، اردن یا خلیجی ممالک کو ضرورت پڑی پاکستان نے اپنے عسکری وسائل اور قوت ان برادر ممالک کو مستعار کی۔

کیا کسی کو یاد پڑتا ہے کہ پاکستان کے اپنے کسی بھی ہمسائیہ ملک سے کسی بھی تنازعے میں مراکش سے انڈونیشیا تک کسی بھی برادر مسلمان ملک نے کبھی بھی پاکستان کی غیر مشروط حمایت کی ہو۔ جلوس تو کجا کہیں بھی پاکستان کے تعلق سے کبھی یومِ یکجہتی ہی منایا گیا ہو ؟

نائن الیون کے واقعے میں کوئی پاکستانی ہائی جیکر ملوث نہیں تھا۔ نائن الیون کے ماسٹر مائنڈز میں کوئی پاکستانی نہیں تھا۔ پھر بھی پاکستان میں چالیس ہزار سے زائد سویلین دہشت گردی کے خلاف جنگ میں مرگئے۔ پھر بھی پاکستان کو دہشت گردی کی لیبارٹری کہا جارہا ہے ؟

"علامہ اقبال نے انیس سو بارہ میں طرابلس کی ایک بچی فاطمہ بنتِ عبداللہ پر بڑی تڑپ کے ساتھ ایک نظم لکھی تھی۔آج بھی پنجاب کے بعض قصبات میں کسی نا کسی حجام کی دوکان پر لگے پوسٹروں کے درمیان فلسطینی مجاہدہ لیلی خالد کی تصویر بھی دکھائی پڑ جاتی ہے۔۔۔ اس بابت کسی مسلمان ملک میں کبھی کوئی ریلی، بیان ، پوسٹر ؟؟"

یہ سارے مسلح چیچن ، ازبک ، مصری ، یمنی ، سعودی ، الجزائری، صومالی ، لیبیائی اور انڈونیشیائی وغیرہ پاکستان میں ہی کیوں رہتے ہیں یا پاکستان سے ہی کیوں گزرتے ہیں۔ یہ اپنے آبائی ممالک کی امیگریشن ڈیسک بار بار کیسے عبور کر جاتے ہیں اور دوبارہ وہاں کیسے داخل ہوجاتے ہیں؟ یا کبھی کسی نے سوچا کہ کتنے غیر ملکی مسلمان پاکستانی جیلوں میں ہیں اور ان کے مقابلے میں کتنے پاکستانی برادر مسلمان ملکوں کی جیلوں میں ہیں؟

علامہ اقبال نے انیس سو بارہ میں طرابلس کی ایک بچی فاطمہ بنتِ عبداللہ پر بڑی تڑپ کے ساتھ ایک نظم لکھی تھی۔آج بھی پنجاب کے بعض قصبات میں کسی نا کسی حجام کی دوکان پر لگے پوسٹروں کے درمیان فلسطینی مجاہدہ لیلی خالد کی تصویر بھی دکھائی پڑ جاتی ہے۔ کراچی کی دیواریں دیکھ کر لگتا ہے کہ جماعتِ اسلامی کی زندگی کا ایک ہی مقصد ہے، عافیہ صدیقی کی رہائی۔ کیا جماعتِ اسلامی کی ہم نظریہ اخوان المسلمون سمیت کوئی اور عافیہ صدیقی کا نام یا مسئلہ جانتا ہے ؟ اس بابت کسی مسلمان ملک میں کبھی کوئی ریلی، بیان ، پوسٹر ؟

پاکستان پر دو ہزار چار سے آج تک لگ بھگ تین سو بیس ڈرون حملے ہوچکے ہیں۔ کون سے مسلمان ملک یا وہاں کی کسی مقامی سیاسی و مذہبی تنظیم نے ڈرون حملوں پر تشویش کا اظہار یا ان کے اثرات پر تحقیق کی؟ کیا سب نے جملہ حقوق عمران خان اور مغربی تحقیقی اداروں کو دے دیے ہیں؟

تمام پاکستانی فوجی و غیر فوجی حکومتیں متفق ہیں کہ پاکستان اسلام کا قلعہ ہے۔ کیا پاکستان کے علاوہ بھی کوئی مسلمان ملک یہ دعوی مانتا ہے؟ اور اگر یہ اسلام کا قلعہ ہے تو پھر طالبان اسلام کے قلعے کو کیوں فتح کرنے کے لئے اس قدر بے چین ہیں ؟  صرف انهدام پاکستان اور انهدام قلعه اسلام کے لئے

[ Sun 7 Oct 2012 ] [ 11 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]


در روزهاي اخير حادثه‌اي تلخ بار ديگر جمعي از مسلمانان را در بسياري از کشورهاي دنيا به خيابان‌ها کشانده است. واقعيت آن است كه دنياي غرب دوباره به خود اجازه داده است تا به مقدس‌ترين انسان در جهان اسلام و شايد تمام جهان اهانت روا دارد.

مسلمانان در سراسر جهان از اين اقدام خشمگين هستند و با شركت در برنامه‌هاي مختلف اعتراضي سعي مي‌نمايند تا با حداكثر توان خود نفرت خود را از اين اقدامات موهن اعلام نمايند.
نكته حائز اهميت در اين واقعه آن است كه گويا اهانت به مقدس‌ترين‌هاي جهان اسلام، تبديل به يك عادت ناپسند براي دنياي غرب شده است و از طرفي بازخورد رسانه‌اي كه از فعاليت‌هاي مسلمانان در مقابله با اين هجمه‌هاي ناجوانمردانه صرفا پخش اجتماعات خشمگين و بعضا پخش تصاويري از خشونت‌هاي رخ داده در اين مراسم‌ها مي‌باشد.

اگر رفتارهاي اعتراض‌آميز جوامع مسلمان را مورد بررسي قرار دهيم حقيقتي تلخ در وراي اين رفتارها نمايان مي‌شود. حقيقت اين است كه رسانه‌هاي دنياي اسلام هنوز به بلوغ رسانه‌اي مناسبي نرسيده‌اند. نكته حائز اهميت اين است كه امروزه رسانه‌ها يكي از اركان اصلي قدرت در جهان هستند . دنيايي که ما در آن زندگي مي‌کنيم بيش از آنکه دنيايي واقعي، عقلاني و منطقي باشد، دنيايي مجازي، تخيلي و احساسي است که رسانه‌ها برايمان ساخته‌اند. رسانه‌ها در دنياي امروز واقعيت را منتقل نمي‌کنند بلکه آنها را مي‌سازند، ساخت واقعيت بر اساس منافع صاحبان رسانه‌ها وظيفه رسانه‌هاي غربي است. بطوريکه، داشتن رسانه‌هاي قدرتمند در سطوح مختلف محلي، ملي و جهاني به دارنده آن قدرت نفوذ، اثرگذاري و منفعل‌سازي طرف مقابل با ساختن دنيايي در راستاي اهداف و تبليغ خود را مي‌دهد و از سوي ديگر سبب مي‌شود که دارنده قدرت رسانه‌اي به صورت فرهنگ غالب درآيد و در موقعيت الگويي و هدايت و رهبري سايرين قرار گيرد.

حال با توجه به شرايط موجود اين سوال مطرح مي‌گردد كه براي مقابله با جرياناتي از اين جنس و پيشگيري از وقوع دوباره اينگونه بي‌حرمتي‌ها چه بايد؟

ضرورت‌ها و دلايل اهميت
1.    «وجود مقدس نبي مکرم و رسول اعظم اسلام، مهم ترين نقطه ايجاد وحدت در جهان اسلام است. دنياي اسلام مي‌تواند در اين نقطه به هم پيوند بخورد. اينجا، جايي است که عواطف همه مسلمان‌ها در آنجا متمرکز مي شود. اين، کانون عشق و محبت و دنياي اسلام است. اين، نقطه اصلي است. سياستمداران، نخبگان علمي و فرهنگي، نويسندگان، شعرا و هنرمندان ما روي اين نقطه تکيه کنند و همه ملسمان‌ها با اين شعار به هم نزديک شوند.»  با اندكي بررسي مشخص مي‌شود كه فعاليت‌هاي رسانه‌اي انجام شده براي معرفي پيامبر اعظم اسلام متناسب با توانمندي رسانه‌هاي نوين امروزي نمي‌باشد. با نگاهي گذرا بر كارهاي انجام شده در اين حوزه مشخص مي‌گردد بيشتر فعاليت‌هاي صرف اموري مانند چاپ كتاب، توليد انيميشن‌هايي سطحي و كم‌اثر و يا يكسري فعاليت‌هاي كم‌اثر اينترنتي مي‌باشد.

2.    علي‌رغم تاكيدات فراوان رهبر معظم انقلاب در سال پيامبر اعظم(ص)، شاهد فعاليت موثر خاصي نبوده‌ايم. گويا مسئولين فكر كرده بودند با برگزاري چند نشست و جلسه و تصويب چند آيين‌نامه و ايجاد چند كارگروه قرار است حركتي بنيادين در عرصه معرفي ابعاد عظيم شخصيتي حضرت محمد (ص) رخ دهد. در واقع برخورد متوليان امر با اين مقوله بسيار سطحي جلوه‌گر شده است و متاسفانه بايد بيان كرد وقوع يكسري از بي‌حرمتي‌هاي رسانه‌اي دنياي غرب معلول كم‌كاري اين افراد مي‌باشد.

3.    مقوله رفتارشناسي دشمن در بستر رسانه‌ها مورد غفلت جدي واقع شده است. عدم وجود مراكز مشاهده و نظارت مستمر فعاليت‌هاي رسانه‌اي سبب شده است تا ارزيابي موثري از فعاليت‌هاي در حال انجام يا فعاليت‌هاي احتمالي عليه مقدسات اسلامي نداشته باشيم و پيوسته بصورت منفعل در برابر حوادث رسانه‌اي عمل نمائيم.

4.    با توجه به اينكه كشورمان رياست جنبش غيرمتعهدها را بر عهده دارد انتظار مي‌رود از اين فرصت براي مقابله با هجمه‌هاي رسانه‌اي دنياي غرب استفاده شايان توجهي گردد

پيشنهادهای قابل اجرا
1.    استفاده از پتانسيل رسانه‌هاي نوظهور براي معرفي ابعاد شخصيتي پيامبر
ديدگاه اساسي در مواجهه رسانه‌هاي جمعي (راديو، تلويزيون و مطبوعات) با رسانه‌هاي اجتماعي (فيس‌بوک، توييتر و يوتيوب) اين است که رسانه‌هاي اجتماعي در حال دزديدن مخاطب رسانه‌هاي جمعي بوده و با تغيير مکان مخاطبان، رسانه‌هاي جمعي به مرور از بين مي‌روند و رسانه‌هاي اجتماعي جايگزين آنها مي‌شوند، لذا بهتر است زيرساخت‌هاي تبديل رسانه‌هاي جمعي به اجتماعي از هم‌ اکنون توسط سازمان‌هاي رسانه‌اي ايجاد شود. دليل اين جايگزيني نه ساختار رسانه‌اي است نه محتواي رسانه‌اي! بلکه تنها تغيير مکاني مخاطبان است زيرا امروز حيات رسانه‌هاي جمعي تنها وابسته به مخاطبان است نه متغير وابسته ديگري!  آنچه مسلم است اينکه مي‌توان از طريق رسانه‌هاي اجتماعي مي‌توان به نوعي مخاطب‌سازي‌ کرد؛ يعني مخاطبان را جذب، هدايت و حمايت کرد. در واقع با استفاده از رسانه‌هاي نوين ارتباطي مي‌توان ابعاد مختلف شخصيتي پيامبر اعظم اسلام را براحتي در اقصي نقاط عالم انتشار داد.
2.    استفاده از پتانسيل گروه‌هاي مختلف اجتماعي مانند هنرمندان براي معرفي ابعاد شخصيتي پيامبر اعظم اسلام در سراسر جهان

هنرمندان ايراني از ديرباز با هنر خود توانسته‌اند بستر مناسبي براي رشد فرهنگي جامعه ايجاد کنند که اين موضوع پس از پيروزي انقلاب اسلامي از سوي هنرمندان انقلابي به شکل بيان ارزشهاي اسلامي و انقلابي با استفاده از هنرهاي مختلف مي‌باشد. با توجه به اينكه مردم در اقصي نقاط عالم نگاه و توجه خاصي به هنرمندان دارند و موضع‌گيري‌هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي آنان براي مخاطبين حائز اهميت مي‌باشد، ضروري به نظر مي‌رسد با ايجاد بسترهايي از حضور هنرمندان براي معرفي ايعاد شخصيتي پيامبر اعظم اسلام بتوان استفاده شايان توجهي نمود.

3.    توليد سريال‌هاي مختلف تلويزيوني درباره شخصيت حضرت محمد

با مروري كوتاه درباره فيلم‌ها و سريال‌هاي ساخته شده، بخوبي كم‌كاري جامعه مسلمانان پيرامون ساخت آثار رسانه‌اي نمايان مي‌شود.  در حال حاضر سريال‌هاي توليد شده در جامعه مسلمانان بيشتر در مورد وقايع پس از فوت حضرت محمد (ص) مي‌باشد و متاسفانه تا بحال سريالي پيرامون شخصيت پيامبر اعظم اسلام توليد نشده است.
4.    توليد محتواهاي مناسب براي عرصه در فضاي رسانه‌ها و اينترنت

يكي از مهمترين راه‌ها براي همراه كردن افكار عمومي، توليد مطالب مناسب و قابل فهم براي اقشار مختلف مردم مي‌باشد. متاسفانه قريب به اتفاق مطالب موجود درباره ابعاد شخصيت حضرت محمد (ص) مرتبط با مسائل حاشيه‌اي زندگي ايشان مي‌باشد و در مورد مسائل اساسي مانند توانمندي‌ها و وجود مختلف رهبري ايشان مظالب ناچيزي در رسانه‌ها موجود است. بطور مثال در مورد ابعاد مديريتي پيامبر اعظم اسلام (ص) به سختي مي‌توان مقالات يا سخناني را در اينترنت پيدا كرد كه نشان‌دهنده ابعاد مختلف توانمندي ايشان باشد.

5.    توليد بازي‌هاي كامپيوتري با محوريت داستان زندگي حضرت محمد (ص)
توليد بازي‌هاي كامپيوتري مبتني بر زندگي بزرگان مدت‌هاست که به يکي از سناريو بازي‌هاي كامپيوتري بدل شده است و اتفاقا در ميان کاربران بازي‌هاي كامپيوتري طرفداران بسياري پيدا کرده است. اين موضوع در کنار جذابيت‌هاي بصري و سرگرمي که ايجاد مي‌شود به عنوان ابزاري براي معرفي ابعاد مختلف زندگي پيامبر اسلام مي‌تواند مورد توجه قرار گيرد.

[ Thu 20 Sep 2012 ] [ 11 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

متحدہ قومی موومنٹ کے قائد الطاف حسین نے کہا ہے کہ قائد اعظم اثنا عشری تھے، شیعہ شہریوں کو قتل کرنا قائداعظم اور پاکستان کو قتل کرنے کے مترادف ہے۔ انھوں نے ان خیالات کا اظہار دانشوروں کے ایک وفد سے بات چیت کے دوران کیا۔ وفد نے ایم کیوایم انٹرنیشنل سیکریٹریٹ لندن میں الطاف حسین سے ملاقات کی۔ وفد نے الطاف حسین سے قائداعظم کے حوالے سے ان کے حالیہ بیان کے بارے میں مختلف سوالات کئے۔ الطاف حسین نے ان سوالات کو صبروتحمل سے سنا۔ قائداعظم کے مسلک کے بارے میں ایک سوال کے جواب میں انھوں نے کہا کہ تمام تاریخ داں اس بات کو نوٹ کر لیں کہ تاریخی حقائق سے ثابت ہے کہ بانی پاکستان قائداعظم محمدعلی جناح پہلے اسماعیلی فرقہ سے تعلق رکھتے تھے لیکن 1898 میں انہوں نے ممبئی کے مجسٹریٹ کی عدالت میں ایک حلف نامہ جمع کرایا تھا جس میں انہوں نے کہا تھا کہ وہ اوران کے خاندان کا مسلک ہمیشہ سے اسماعیلی تھا لیکن آج وہ فیصلہ کر رہے ہیں کہ وہ اور ان کی بہن فاطمہ آج سے اسماعیلی مسلک چھوڑ کر اثنائے عشری مسلک اختیار کر رہے ہیں۔ اس معاملے کی پوری تفصیل قائداعظم کے قریبی دوست ابوالحسن اصفہانی کی قائد اعظم کے حوالے سے کتاب میں بمعہ کیس نمبر موجود ہے۔ یہ بھی تاریخی حقیقت ہے کہ قائداعظم خوجہ جماعت کے رکن تھے اور اس کو باقاعدہ چندہ دیتے تھے۔ جب 1948 میں قائداعظم کا انتقال ہوا تو انکی میت کو حاجی کلو نے غسل دیا جو خود بھی خوجہ شیعہ اثنائے عشری تھے اور خوجہ جماعت کی جانب سے میت کے غسل کیلئے خصوصی طور پر مقرر تھے۔ قائداعظم کی دو نماز جنازہ پڑھائی گئیں۔ پہلی نماز جنازہ ان کے گھر پر شیعہ عالم دین مولانا انیس الحسنین مرحوم نے شیعہ عقیدے کے مطابق پڑھائی جبکہ دوسری نمازجنازہ علامہ شبیر احمد عثمانی نے پڑھائی۔ الطاف حسین نے کہا کہ حکومت، عسکری ادارے اور سبھی اس بات کو سمجھ لیں کہ تاریخی حقائق سے ثابت ہے کہ بانی پاکستان قائداعظم محمد علی جناح خود خوجہ شیعہ اثنائے عشری تھے لہذا محض شیعہ ہونے کی بنیاد پر پاکستانی شہریوں کو قتل کرنا قائداعظم کو قتل کرنا ہے اور قائداعظم کو قتل کرنا پاکستان کوقتل کرنے کے مترادف ہے۔

[ Fri 24 Aug 2012 ] [ 1 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

پیکر تسلیم و رضا، منبع اخلاص، عارف الٰہی، مجسمہ عقیدہ و عمل، شجاع، غیور اور بابصیرت قائد علامہ عارف حسین الحسینی شہید کے متعلق بولنے سے زبان قاصر ہے اور لکھنے کے لیے قلم میں تاب نہیں، لیکن دل شہید کی یاد اور محبت سے مخمور ہیں۔ مجھ جیسے کتنے ہی ایسے لوگ ہیں جو زندگی میں تو آپ کی زیارت سے شرف یاب نہیں ہوئے، لیکن ہر صاحب دل کی روح آپ کی ذات سے خاص تعلق کو ہر لمحہ محسوس کرتی ہے۔ یہ ہر شہید کی خصوصیت اور اللہ رب العزت کی طرف سے عطا کردہ خاص منزلت ہے کہ جو اپنی ہستی کو خدا کی راہ میں قربان کر دے، وہ تا ابد زندہ و پائندہ رہتا ہے۔
فرزند حقیقی سید شہداء علامہ عارف حسین الحسینی شہید کے متعلق آپکے نہایت معتمد ساتھی اور جانثار دوست ڈاکٹر محمد علی نقوی شہید نے آپ کا مقام و منزلت بیان کرتے ہوئے فرمایا کہ: ’’عزیز دوستو ! ہر ایک کے لیے دین مبین اسلام کو سمجھنا آسان نہیں، ہم معیارات کے ذریعے اسلام کی حقیقت کو سمجھ سکتے ہیں۔ جیسا کہ فقیہ عالیقدر شہید باقر الصدر نے امام خمینی (رہ) کے متعلق فرمایا کہ امام خمینی (رہ) کی ذات میں اس طرح ضم ہو جاؤ، جس طرح وہ اسلام مین ضم ہو چکے ہیں۔ میں سمجھتا ہوں کہ جس طرح امام خمینی (رہ) اسلام میں ضم ہو چکے تھے، اسی طرح قائد شہید علامہ عارف حسین الحسینی امام خمینی (رہ) کی ذات میں ضم ہو چکے تھے۔
پس امام خمینی (رہ) کے بعد شہید عارف حسینی بھی ہمارے لیے ایک معیار ہیں کہ جن کو دیکھ کر ہم دین مبین اسلام کی حقیقت کو سمجھ سکتے ہیں اور دین مبین اسلام کو سمجھنے اور اس پر عمل کرنے کے لیے شہید عارف حسین الحسینی کے آثار ہماری نسلوں کے لیے کافی ہیں، جس طرح شہید مطہری، شہید بہشتی اور دیگر شہداء بزم امام خمینی (رہ) کے چمکتے ہوئے ستارے ہیں، علامہ شہید عارف حسین الحسینی بھی انہی میں سے ایک ہیں۔‘‘
علامہ شہید عارف حسین الحسینی نے امام خمینی (رہ) کے پیغام کا علم اٹھایا اور تادم شہادت اسے سرنگوں نہیں ہونے دیا، آپ امام خمینی (رہ) کے سچے عاشق تھے اور عاشق و معشوق کا رشتہ کچھ ایسا رشتہ ہوتا ہے کہ زمان و مکان کی قید سے آزاد دونوں ہر لمحہ، ہر پل ایک دوسرے کو اپنے قریب بلکہ اپنے سامنے پاتے ہیں۔ اس لیے عاشقوں کے نزدیک تو سید روح اللہ خمینی اور شہید عارف حسین حسینی کبھی جدا نہیں رہے، البتہ ہر مادی آنکھ اس کو نہیں دیکھ سکتی، نہ ہر کس و ناکس کا دل اس کو محسوس کر سکتا ہے۔ اگر ہم شہید حسینی کے آثار کو اٹھا کر دیکھیں تو ایسی کوئی گفتگو یا تحریر نہیں ملتی، جس میں اہلبیت علیھم السلام کے ذکر کے ساتھ شہید نے اپنے روحانی پدر بزرگوار امام خمینی (رہ) کا ذکر نہ کیا ہو۔ آپ کا دل عشق خمینی (رہ) سے لبریز تھا اور آپ سرزمین پاکستان پر مجسم خمینی تھے، نہ ایک تولہ کم نہ زیادہ۔
سچ کہتے ہیں دل کو دل سے راہ ہوتی ہے اور عاشق و محبوب کے درمیان جو تعلق ہوتا ہے اس کو فقط وہ دونوں ہی سمجھ سکتے ہیں، کیونکہ عشق ایک کیفیت کا نام ہے، جو اس میں سے گذر رہا ہو وہی سمجھ سکتا ہے کہ عشق کیا ہے۔ جس طرح سرزمین پاکستان پر شہید عارف حسین الحسینی ایک خمینی شناس تھے، ایسے ہی اگر دنیا میں کوئی حسینی شناس تھا تو فقط امام خمینی (رہ) تھے۔
شہید حسینی کیا تھے؟ اور آپ کا مقام کیا ہے؟ اس حقیقت کا اظہار تو فقط امام خمینی (رہ) کے اس نوحے میں ہوا، جو آپ نے شہید عارف حسین الحسینی کی شہادت پر لکھا۔ امام خمینی (رہ) نے شہید حسینی کو اپنا عزیز فرزند قرار دیتے ہوئے فرمایا کہ آپ فرزند حقیقی سیدالشہداء ہیں۔ شہید عارف حسین الحسینی کے متعلق ان خیالات کا اظہار کسی رکھ رکھاؤ کا نتیجہ نہیں، بلکہ یہ تو شہید مرتضٰی مطہری کے بعد بوڑھے باپ کا واحد سرمایہ لٹ جانے کے بعد ایک ٹوٹے ہوئے دل کی آواز تھی، ورنہ امام خمینی (رہ) فقط شہید حسینی کی شہادت کا ذکر کرتے، افسوس کا اظہار کرتے اور پاکستانی قوم کو ان کے غم میں برابر کا شریک قرار دیتے اور بس۔
ایسا ہرگز نہیں ہے، امام خمینی (رہ) کو شہید عارف حسین الحسینی کی شہادت سے کوئی ایسا دکھ پہنچا تھا جو فقط امام خمینی (رہ) ہی سمجھ سکے اور جس پاکستانی قوم آج تک سمجھنے سے قاصر ہے۔ کاش ہمارے دل دنیا سے آزاد ہو جاتے اور امام خمینی (رہ) کے درد کو سمجھ پاتے، لیکن ایسا نہیں ہوا۔ اسی لیے تو امام راحل (رہ) نے درد بھرے دل کے ساتھ شکوہ کرتے ہوئے فرمایا کہ اگر مدارس اپنا اپنا کردار ادا کرتے تو آج ہمیں شہید حسینی کی شہادت کا صدمہ برداشت نہ کرنا پڑتا۔
اے شہید مظلوم، ہماری روحیں آپ پر فداء ہوں۔ آپ کی عظمت اور شان کو سمجھنا ہمارے بس میں نہیں۔ ہاں اے شہید بزرگوار! آپ کی شہادت کے موقع پر امام خمینی (رہ) جیسے کوہ گراں کے آنسو یہ پتہ دیتے ہیں کہ آپ کو فقط خمینی (رہ) نے سمجھا، پاکستان کی فضاوں اور مٹی میں شائد اس کی تاب ہی نہیں تھی، آپ امام خمینی (رہ) کا درد تھے اور خمینی (رہ) کے درد کا درماں۔ آپ کو سمجھنے اور آپکی حقیقت تک رسائی کے لیے کم از کم امام خمینی (رہ) جیسی شخصیت اور دل درد شناس کا ہونا ضروری ہے۔ ورنہ کربلائے پاکستان میں نہ آپ مظلومانہ طور پر شہید ہوتے، نہ آپ کی شہادت پر امام خمینی (رہ) دکھی دل کے ساتھ اہلبیت نبوت (ع) کے گھرانے کی عظیم مصیبت کا پاکستانی قوم کے ساتھ یوں شکوہ کرتے۔
اے شہید کربلا کے حقیقی فرزند! آپ کی شہادت پر ہماری آنکھیں آپ کے سامنے، امام راحل (رہ) کے سامنے اور سیدالشہداء (ع) کے سامنے شرم سے جھکی ہوئی ہیں۔ ہم آپ ہی سے توسل کرتے ہیں اور آپ کے مقدس خون کو اپنی گردنوں پر قرض سمجھتے ہیں۔ آپ کی شان بلند ہے، ہماری کوئی بساط نہیں، بس آپ کی نسبت ہے اور آپ کی محبت جو ہمارے دلوں کا سرمایہ اور ہماری روحوں کی پاکیزگی کا سامان ہے۔ اے فرزند علی (ع) و زہرا (س) یہ درست ہے کہ ہمارے قلب و جاں کا ظرف کوتاہ ہے، لیکن آپ کی شان اعلٰی و ارفا ہے، آپ کریم ابن کریم ہیں، آپ نے ملت پاکستان کو کبھی تنہا نہیں چھوڑا، یہ آپ کی کرامت اور مقدس خون کا معجزہ ہے کہ آج بھی ملت مظلوم پاکستان سر اٹھا کے داخلی و خارجی ملک دشمن طاقتوں کو آپ ہی کے لہجے میں للکار رہی ہے۔ انشاءاللہ آپ کی مقدس روح مظلومین پاکستان پر شاہد اور انکی مددگار ہے۔
سلام ہو آپ پر اے شہید کہ جسے فقط خمینی (رہ) یا خمینی (رہ) کے خمیر والے ہی سمجھ سکتے ہیں۔
بقلم سردار تنویر حیدر بلوچ

[ Wed 8 Aug 2012 ] [ 10 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

ایک سوال پیدا ہوتا ہے کہ گلگت بلتستان میں جو کچھ ہوا اگر ایک شیعہ سید وزیراعلیٰ کی جگہ پر کوئی طالبان مائنڈ شخص بھی ہوتا تو کیا وہ اس سے مختلف کام کرتا؟ جواب یقیناً نفی میں ہی ملے گا۔

سانحہ چلاس جیسے انسانیت سوز واقعہ پیش آئے تقریبا چار ماہ کا عرصہ گزر چکا ہے لیکن ان دہشت گردوں، اسلام دشمنوں اور پاکستان دشمنوں کے خلاف کسی قسم کی ٹھوس کارروائی عمل میں نہ لانا پاکستان کی سلامتی کے لیے سوالیہ نشان ہے۔ اس انسانیت سوز واقعے کے بعد سیکیورٹی ادارے، خفیہ ادارے اور عدلیہ کی خاموشی بھی خطرے کی گھنٹی ہے۔ سانحہ چلاس جسے گلگت بلتستان کی تاریخ کا بدترین واقعہ کہا جاسکتا ہے کے بعد گلگت بلتستان کے لاکھوں عوام نے چند ایسے مطالبات کئے جو نہ صرف قابل حل تھے بلکہ پاکستان کی سلامتی کے لیے ناگزیر تھے۔ ان مطالبات کا جواب بھی حکومت نے نہایت خوبصورت انداز میں دیا۔

لوگوں کا مطالبہ تھا کہ شاہراہ قراقرم کو محفوظ بنانے کے لئے اس کو فوج کے حوالے کیا جائے۔ لیکن جواب فوج کے حوالے کرنا تو درکنار سانحہ چلاس کے صرف دو ہفتے بعد گلگت سے پنڈی جانے والی بس میں مسافرین کو لوٹنے پر حکومت کی خاموشی کی صورت میں ملا۔ اگلا مطالبہ دہشت گردوں کے خلاف آپریشن کا تھا۔ حکومت نے اس کا بھی جواب نہایت اچھے انداز میں دیا۔ حکومت نے چلاس کے بجائے نگر میں آپریشن کے لئے تیاریاں شروع کیں۔ اہلیان نگر کا جرم 35 سے زائد چلاس اور کوہستان کے لوگوں کو سلامتی کے ساتھ حکومت کے حوالے کرنا تھا۔ جن لوگوں نے بسوں سے نکال نکال کر لوگوں کو قتل کیا، لاشوں پر بھنگڑے ڈالے، لیکن حکومت کو ان کے خلاف کسی آپریشن کی جرات نہیں ہوئی۔ ایک اور مطالبہ پاکستان میں جاری منظم شیعہ نسل کشی کو روکنے کا تھا لیکن ملک عزیز میں اس سانحہ کے بعد علی کے نام لیوا لوگوں پر زمین اور تنگ کر دی گئی اور ٹارگٹ کلنگ میں اضافہ ہوگیا۔ عوام کا مطالبہ یہ بھی تھا کہ پی آئی اے کے کرایوں میں کمی کر دی جائے اور فلائٹس بڑھائی جائیں۔ فلائٹس کا بڑھانا تو درکنار ان دونوں مطالبات کے فوراً بعد جہاز کے کرایوں میں سات سو سے آٹھ سو روپے کا اضافہ کردیا گیا۔

سانحہ چلاس کا غبار ابھی بیٹھا نہیں تھا کہ سوگوران میں درجنوں لوگوں پر جن میں شہداء کے خانوادگان بھی شامل ہیں، کو اس افسوسناک واقعہ پر دلاسہ کے طور پر اینٹی پاکستان اور اینٹی گورنمنٹ ایکٹ لگا کردیا گیا اور ان ملازمین کو دور دراز علاقوں میں ٹرانسفر کرکے شاید یہ پیغام دینا چاہا گیا کہ چاہے تمہارے عزیزوں کو قتل کردیا جائے، ان کے جسم کو مسل دیا جائے، ان کے سر اور پیر کو پتھروں سے کچلا جائے، بھائی کو بہنوں کے سامنے کلاشنکوف کی گولیوں سے چھلنی کردیا جائے، شہداء کی پاک لاشوں کو سات سات روز تک لاپتہ رکھا جائے خواہ کچھ بھی ہوجائے تم نے خاموش رہنا ہے کیونکہ تم ملازم ہو، تم غلام ہو، تمہارا بولنا جرم ہے، اگر کچھ بولو گے تو تمہاری خلاف کارروائی ہوگی۔ تمہیں جیلوں میں بھیج دیا جائے گا۔ تم نوکریوں سے رہ جاؤ گے۔ تمہاری مسجدوں کو سیل کردیا جائے گا۔ خواہ کچھ بھی ہو تم نے خاموش رہنا ہے کیونکہ سچ بولنا حقیقت بیانی، ظالم کو ظالم کہنا جرم ہے۔

بہرکیف سانحہ چلاس کے بعد درجنوں لوگوں کے خلاف کارروائی کرکے بھی موجودہ حکومت کو چین نہیں ملا، روندو ہراموش میں ایک حضرت وکیل کی گاڑی تھوڑی دیر روکنے اور احتجاج کرنے کے جرم میں ہراموش کے چند جوانوں کے خلاف ایف آئی آر درج کرکے گرفتاری کی کوشش کی گئی شاید احتجاج بھی جرم ہے۔ سانحہ چلاس کے بعد ایک اور مطالبہ متبادل سڑک کا تھا۔ اس پر حکومت کو سوچنے کا موقع بھلا انہیں تب ملے جب انہیں شیعہ دشمنی سے فراغت ملے تو سہی۔ متبادل روڈ تو کجا موجودہ شاہراہ پر قاتلوں نے اگلی بار اس سے بھی سخت کارروئی کی دھمکی لگائی۔

حالات سے یہ واضح ہورہا ہے کہ سانحہ کوہستان اور چلاس کے بعد دہشت گردوں کے حوصلے حکومت کی پالیسی کے نتیجے میں بہت بلند ہوگئے ہیں اور مزید کوئی خطرناک کارروائی کرسکتے ہیں۔ موجودہ حکومت نے مظلومین کے ساتھ ایک اور مہربانی کی وہ میڈیا پر پابندی کی تھی۔ سانحہ چلاس کے بعد حکومت نے شیعہ خبروں پر مکمل پابندی عائد کی جبکہ چلاس کے قاتلوں کی خبریں میڈیا پر آتی رہی۔ اس کے علاوہ موجودہ حکومت کی ایک اور شیعہ دشمنی شیعہ مسجد کو سیل اور آغا راحت حسین الحسینی کو گرفتار کرنے کے احکامات تھے۔ شاید شیعوں کا جرم قتل ہوجانا ہے۔ قاتل آزاد ہیں۔ ان پر کسی قسم کی پابندی نہیں، سانحہ چلاس کی ویڈیو ریلیز ہونے کے بعد بھی کسی کو سزا نہیں ملی، اگر سزا ملتی ہے تو قاتلوں کی مذمت کرنے والوں کو، بند کرو بند کرو دہشت گردی بند کرو کہنے والوں کو، پاکستان بنایا تھا پاکستان بچائیں گے کا نعرہ بلند کرنے والوں کو۔

ان تمام تر حقائق سے معلوم ہوتا ہے کہ یہ لوگ شیعوں سے یہ کہلوانا چاہتے ہیں کہ ہمیں آلو گاجر کی طرح بھی کاٹا جائے ہم ایک لفظ نہیں بولیں گے کیونکہ ہم سرکاری ملازم ہیں، ہم غلام ہیں، ہمارا بولنا جرم ہے۔ سانحہ چلاس کے بعد جو مطالبات کئے گئے، ایک حوالے سے وہ تسلیم کرلئے گئے ہیں یہ الگ بات کہ اس پر عمل الٹا کیا گیا۔ حکومت نے آپریشن کی کوشش کی لیکن چلاس کے بجائے نگر میں، قانونی کارروائی تو کی لاشوں پر ناچنے والے چلاسیوں کے بجائے اسکردو کے صدائے احتجاج بلند کرنے والوں پر، گرفتاری کی کوششیں تو کیں چلاس کے قاتلوں کے بجائے ہراموش کے مومنین کی، مسجدیں سیل تو کی تکفیری مسجدوں کے بجائے آواز وحدت بلند ہونے والوں کی، پس زندان کرنے کی کوشش تو کی لیکن قاتلوں اور دہشت گردوں کے بجائے آغا راحت حسینی کو، پی آئی اے کے کرایوں میں تبدیلی تو کی البتہ کمی کے بجائے اضافہ کیا گیا، معاوضہ تو دیا شہداء کے وارثین کے بجائے گمبہ اسکردو میں جلنے والے چلاسی پیٹرول پمپ کے مالک کو، یہ سب کچھ اس لئے ہو رہا ہے کہ ہے جرم ضعیفی کی سزا مرگ مفاجات، ملک بھر کی طرح بلتستان میں جاری شیعہ دشمنی کا سلسلہ رکا نہیں ہے۔

یوں شیعوں پر ظلم کے پہاڑ توڑے جارہے ہیں ہر جائز مطالبے کے خلاف کاروائی کرنا موجودہ حکومت کا وطیرہ بن چکا ہے۔ حکومت اور عالمی شیعہ دشمن طاقتیں شیعہ مکاتب فکر سے تعلق رکھنے والوں کو دیوار سے لگانا چاہتی ہے۔ لیکن شاید انہیں معلوم نہیں کہ ہماری تاریخ قربانیوں سے بھری پڑی ہیں۔ زندان، قید، اسیری اور شہادت ہمارے لئے اتنی مانوس ہیں جتنے بچے کو ماں کا دودھ۔ دھمکیوں اور صعوبتوں سے نہ یہ قوم ڈری ہے نہ ایسے ہتھکنڈوں سے ہم حق کہنے سے پیچھے ہٹیں گے۔ کیونکہ یہ سبق ہم نے خطیب نوک سناں سے سیکھا ہے۔

حکومت کو چاہیئے کہ اب بھی وقت ہے شیعہ مسلمانوں کے ساتھ درپیش زیادتیاں کم کرے، ان کے صبر کا پیمانہ لبریز ہونے سے قبل ان کو پاکستان کا شہری سمجھ کر ان کے تحفظ ان کے ساتھ جاری ظلم و ستم کو روکا جائے۔ یہاں پہ ایک سوال بھی پیدا ہوتا ہے کہ گلگت بلتستان میں جو کچھ ہوا اگر ایک شیعہ سید وزیراعلیٰ کی جگہ پر کوئی طالبان مائنڈ شخص بھی ہوتا تو کیا وہ اس سے مختلف کام کرتا؟ جواب یقیناً نفی میں ہی ملے گا۔

[ Sun 29 Jul 2012 ] [ 8 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

بزرگ عالم دین و قائم مقام پیش امام مسجد و امام بارگاہ نور ایمان مولانا غلام محمد امینی دہشتگردوں کی فائرنگ سے شہید کر دئے گئے ۔ موصولہ اطلاعات کے مطابق کراچی ناظم آباد نمبر 6میں مسجد و امام بارگاہ نور ایمان کے قائم مقام پیش امام مولانا غلام محمد امینی کو دہشتگردوں نے اُس وقت دہشتگردی نشانہ بنایا جب وہ مسجد نور ایمان سے نماز کے بعد اپنے گھر کی جانب جارہے تھے کہ دہشتگردوں نے اُن پر فائرنگ کردی ۔ شہید کی عمر52سال بتائی جاتی ہے، شہید کو فائرنگ کے نتیجے میں دوگولیاں لگیں جس کے نتیجے میں مولانا موقعے پرہی شہید ہو گئے۔

[ Thu 21 Jun 2012 ] [ 10 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

یوسف رضا گیلانی نے سیاسی زندگی میں کئی اتار چڑھائو دیکھے، کبھی اقتدار کی کرسی، کبھی اپوزیشن اور کبھی جیل۔ مخدوم سید یوسف رضا گیلانی 9 جون 1952 کو ملتان کے ایک با اثر جاگیردار پیر گھرانے میں پیدا ہوئے جو پچھلی کئی نسلوں سے سیاست میں مضبوطی سے قدم  جمائے ہوئے ہیں ۔ یوسف رضا گیلانی نے 1976 میں پنجاب یونیورسٹی  سے ایم اے صحافت کرنے کے بعد 1978میں عملی سیاست کا آغاز کیا ۔ یوسف رضا گیلانی نے 1983  میں ضلع کونسل کے انتخابات میں حصہ لیا اور پیپلز پارٹی کے رہنما سید فخر امام کو شکست دیکر چیئرمین ضلع کونسل ملتان منتخب ہوئے ۔ 1985 میں انہوں نے جنرل ضیا کے غیر جماعتی انتخابات میں حصہ لیا اور رکن قومی اسمبلی منتخب ہونے کے بعد وزیراعظم محمد خان جونیجو کی کابینہ میں وزیر ہاوسنگ و تعمیرات اور بعد ازاں وزیرِ ریلوے بنائے گئے۔ 1988 میں وہ پیپلزپارٹی میں شامل ہوئے اور اسی برس ہونے والے عام انتخابات میں انہوں نے پیپلزپارٹی کے ٹکٹ پر الیکشن میں حصہ لیا اور اپنے مدمقابل میاں نوازشریف کو شکست دی اور بینظیر بھٹو کی کابینہ میں وزیر سیاحت اور ہائوسنگ و تعمیرات رہے ۔ یوسف رضا گیلانی نے 1990 کے انتخابات میں جیتنے کے بعد اپوزیشن میں فعال کردار ادا کیا۔ 1993 کے عام انتخابات میں وہ ایک بار پھر ایم این اے بنے اور سپیکر قومی اسمبلی کے منصب پر فائز ہوئے ۔ یوسف رضا گیلانی 1997 کے الیکشن میں شکست سے دوچار ہوئے ۔ نواز شریف دور میں ان کے خلاف اختیارات کے ناجائز استعمال کے الزامات میں ریفرنس دائر کیا گیا اور راولپنڈی کی ایک احتساب عدالت نے ستمبر دو ہزار چار میں ان کو قومی اسمبلی سیکرٹریٹ میں تین سو ملازمین غیر قانونی طور پر بھرتی کرنے کے الزام میں دس سال قید با مشقت کی سزا سنائی تاہم دو ہزار چھ میں انہیں عدالتی حکم پر رہائی مل گئی ۔ یوسف رضا گیلانی نے 2002 کے عام انتخابات میں حصہ نہیں لیا ۔ اڈیالہ جیل راولپنڈی میں اسیری کے دوران انہوں نے اپنی یاداشتوں پر مبنی کتاب چاہ یوسف سے صدا بھی لکھی ۔ یوسف رضا گیلانی فروری 2008 کے انتخابات میں ملتان سے پیپلز پارٹی کے ٹکٹ پر پانچویں مرتبہ رکن اسمبلی بنے اورملکی تاریخ میں پہلی بار متفقہ وزیراعظم منتخب ہونے کے بعد 25 مارچ 2008 کو عہدے کا حلف اٹھایا۔
وزیر اعظم بننے کے بعد ان پر اور ان کے بیٹوں پر کرپشن کے بہت سے کیسزبنے۔ سوئس حکام کو خط نہ لکھنے کی پاداش میںیوسف رضا گیلانی کو سپریم کورٹ نے توہین عدالت کی سزا دے دی۔جسے بعد ازاں سپیکر قومی اسمبلی نے رولنگ کے ذریعے خارج کر دیا۔ چیف جسٹس کی سربراہی میں 3 رکنی بنچ نے مختصر فیصلہ سناتے ہوئے وزیر اعظم کو قومی اسمبلی اور وزیر اعظم کے عہدے سے نا اہل قرار دے دیا۔فیصلے میں کہا گیا ہے کہ سپریم کورٹ کے 7رکنی بنچ نے 26 اپریل کو یوسف رضا گیلانی کو توہین عدالت میں سزا دی تھی جس کے خلاف کوئی اپیل داخل نہیں کی گئی . فیصلے میں کہا گیا ہے کہ وزیر اعظم یوسف رضا گیلانی نا اہل ہو گئے ہیں اور وہ 26 اپریل سے رکن قومی اسمبلی بھی نہیں رہے۔

[ Thu 21 Jun 2012 ] [ 10 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

اسکردو کے امام جمعہ و الجماعت علامہ شیخ محمد حسن جعفری نے جمعہ کے اجتماع سے خطاب کرتے ہوئے کہا کہ چیف جسٹس آف پاکستان کو کوہستان میں شیعیان حیدر کرار کی 18 لاشیں نظر نہیں آئیں جب کہ کسی شادی کی تقریب میں تالیاں بجانے پر جرگہ کی جانب سے ان کو سزائے موت سنائے جانے پر وہ ازخود نوٹس لے رہیں ہیں اور ان چار لڑکیوں کو بچانے کیلئے وہاں ہیلی کاپٹر بھیجا گیا ہے۔

انہوں نے کہا کہ میں حلفاً کہتا ہوں اگر سانحہ کوہستان پر چیف جسٹس سوموٹو ایکشن لیتے تو سانحہ چلاس رونما نہ ہوتا۔ علامہ محمد حسن جعفری نے شیعان علی کے حقوق کا دفاع کرتے ہوئے چیف جسٹس کو شدید تنقید کا نشانہ بنایا۔ ان کا کہنا تھا کہ کوہستان میں لڑکیوں کو بچانے کیلئے ہیلی کوپٹر بھیجا گیا مگر کوہستان میں جو شیعہ خواتین کو نشانہ بنایا گیا اُس کے بارے میں سب خاموش ہے۔

چیف جسٹس آف پاکستان افتخار چوہدری کو پاکستان میں چیپ جسٹس کا کردا ادا کرہے ہے ملک میں کالعدم جماعتوں کی بڑھتی ہوئی دہشتگردی پر کافی خاموش نظر آتے ہے۔ بلوچستان از خود نوٹس میں بھی چیف جسٹس کا کردار انتہائی مشکوک نظر آیا۔ کراچی ازخود نوٹس میں تمام تفصیلات سے آگاہ کرنے کے باوجود بھی افتخار چوہدری بے حس نظر آئے۔

[ Wed 13 Jun 2012 ] [ 0 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم

داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم

از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد

محکمات کلمات تو مسلمانم کرد

کلماتی که همه بال و پر پرواز است

مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است

کلماتی که پر از رایحهً غار حراست

خط به خط جامعه آیینهً قرآن خداست

عقل از درک تو لبریز تحیر شده است

لب به لب کاسهً ظرفیت من پر شده است

همهً عمر دمادم نسرودیم از تو

قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو

من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم

عرق شرم به پیشانی دفتر دارم

شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو

فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو

دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد

شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد

بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم

رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم

تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران

دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران

من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست

کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران

یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود

یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران

نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم

مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران

ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد

ما که از نسل غدیریم ، غدیر ای باران

پسر حضرت دریا ! دل مارا دریاب

ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران

سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن

تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران

بگذارید کمی از غمتان بنویسم

دو سه خط روضه از این درد نهان بنویسم

گریه بر داغ شما عین ثواب است ثواب

بار دیگر پسر فاطمه و بزم شراب....

 سید حمید رضا برقعی

[ Fri 25 May 2012 ] [ 2 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

حضرت علی ؓکا قول ہے” جو لوگ تم سے زیادہ علم رکھتے ہیں اِن سے علم حاصل کرواور جو کم علم ہیں اُن کو اپنا علم سِکھاو “اور آپ ؓ ہی کاایک قول یہ بھی ہے کہ”جس نے علم حاصل نہیں کیاوہ یتیم ہے“یعنی یہ کہ انسانیت کی تکمیل علم حاصل کرنے ہی سے ممکن ہے توپھرکیا آپ بھی ہماری اِس بات سے متفق نہیں ہوں گے کہ آج دنیاکے سامنے ہم (پاکستانی )جس معیار پر بھی کھڑے ہیں تھوڑی بہت تعلیم کی وجہ سے ہیں اور ہمیں اِس بات کا بھی یقین ہے کہ ہم کل جس(اچھے/بُرے یااُونچے/نیچے) مقام پرہوں گے وہ بھی تعلیم کی ہی وجہ سے ہوں گے۔

جبکہ حکیم محمدسعید نے فرمایا ہے کہ” علم ایک ایساسمندر ہے جس میں چھلانگ لگانے کے بعد ہی اِس کی وسعت وعظمت کااندازہ ہوسکتاہے“اور اِسی کے ساتھ یہ بھی حقیقت ہے کہ علم ایک بہترین اچھائی ہے جو قوموں کو ترقی سے ہمکنار کرتی اور دوسری طرف جہالت وہ بدترین برائی ہے جس پر قائم رہ کر قومیں ذلت کی کھائی میں گرجاتی ہیں اور بھوک و افلاس،تنگدستی اور مایوسی اِن کا مقدر بن جاتیں ہیں علم ایک ایساپھول ہے جو جتنازیادہ کِھلتاہے اتنی ہی زیادہ خوشبودیتاہے اور جن اقوام کے پاس جتنا زیادہ علم ہوگا اِن پر قسمت کی دیوی بھی اتنی ہی زیادہ مہربان رہی گی اور وقت بھی اِن کی گرفت میں رہے گا اور وہ بھی اِن اقوام کی مرضی کے مطابق آگے ، پیچھے اور تیز اور سست رفتار کے ساتھ حرکت کرے گاتوپھر کیوں نہ قو م کے بچوں اور نوجوانوں کی تعلیم وتربیت کے خاطر ہمارے حکمران اپنا کوئی ایسادیرپا اور پائیدار لائحہ عمل مرتب کریں جس سے ہماری قوم کا مستقبل تابناک ہوجائے اور ہم چاردانگِ عالم میں ایک تعلیم اور تہذیب یافتہ قوم کے روپ میں نمودار ہوکر اپنے آج کے حال کو ایک خواب سمجھ کر بھول جائیں اور دنیاکو بتادیں کہ ہم وہی قوم ہیں جِسے دنیا کسی زمانے میں کس نام سے یادکیا کرتی اور جانتی تھی ۔

اگرچہ ایک زمانے میں چرچل نے تویہ تک کہہ دیاتھا جس کا یہی قول آج بھی دنیا کے کسی بھی پست ملک کی ترقی اور خوشحالی کا ضامن ثابت ہوتاہے اِس کا کہناہے کہ بچوں اور نوجوانوں کی صحیح تعلیم وتربیت سب سے اچھی سرمایہ کاری ہے“ اِسی طرح ابن باویس نے بھی اپنی قوم کے لوگوں کو مخاطب کرکے کہاتھا”اے میری قوم کے لوگو! یہی نوجوان تمہاری پونچی ہیں اور بلندیوںکو چھونے والے یہی ہیں اِن کی تعلیم و تربیت کی ذمہ داری حاکم الوقت پر اپنی اولادوں سے بھی زیادہ عائد ہوتی ہے کیوں کہ کسی بھی قوم کی ترقی و خوشحالی کا دارومدار اِس کے تعلیم یافتہ لوگوں سے ہی ممکن ہوسکتی ہے مگر ضروری ہے کہ حکمرانِ وقت اپنی قوم کے بچوں کو اپنی اولادوں سے بڑھ کرتعلیم وتربیت کی فکر کرے تواِس میں کوئی شک نہیں کہ اقوام عالم میں کوئی قوم اوج ثریاکو نہ پہنچ سکے اِسی لئے توہم بھی یہ کہیں گے کہ آج ہماری اِس بات سے شایدکوئی ذی شعور انکار نہ کرسکے اور وہ یہ صدق دل سے تسلیم بھی کرے کہ ہرزمانے میں یہ بات مصمم حقیقت رہی ہے کہ”درست اور موزوں تربیت یافتہ افرادخوش حال گھرانوں کو جنم دیتے ہیں اور خوش حال گھرانے ہی لازمی طور پر خوش حال اور ترقی یافتہ قوم پیداکرنے میں اپناکلیدی کردار اداکرتے ہیں۔

آج کی اِس 21ویں صدی میںبھی دنیا کے بہت سے ایسے ممالک موجود ہیں جنہوں نے اپنے دیگر شعبہ ہائے زندگی کے مقابلے میں تعلیم پراچھی خاصی توجہ مرکوز کررکھی ہے اور یہی وجہ ہے کہ اِن ممالک کے حکمران اپنے سالانہ بجٹ میں تعلیم کے شعبے کو جدید تقاضوں سے ہمکنار کرنے کے لئے اِس میں کئی گناہ اضافہ کررہے ہیں کیوں کہ وہ یہ بات اچھی طرح سے سمجھتے اور جانتے ہیں کہ اگر دیگر شعبوں میں ترقی کرنی ہے تو یہ ترقی تعلیم کے بغیر ممکن نہیں ہوسکتی اور قوم کو تعلیم سے آراستہ کئے بغیر دوسرے شعبوں میںکامیابی مشکل بلکہ ناممکن بھی ہوگی ۔

ہمیں اُوپری سطور میں علم اور تعلیم وتربیت سے متعلق اتنی ساری خوبیاں کرنے کا ایک مقصد یہ ہے کہ آج جب ہم اپنی 64سالہ تاریخ کا ماضی کھنگالنے کی کوشش کررہے ہیں تو ہمیں سال بہ سال اپنا معیاری تعلیم تیزی سے زوال کی جانب جاتاہواہی دکھائی دے رہاہے اور ہم کفِ افسوس کے اور کچھ نہ کرپارہے ہیں اور آج جب ہم نے اِس حوالے سے اپنا موازنہ اپنے پڑوسی ملک بھارت سے کیا تو ہمیں اپنا وجود زمین میں دھنستاہواہی محسوس ہوااور ہم خود کو ایک جاہل قوم کا فرد تصور کئے بغیر نہ رہ سکے اور دوسری جانب جب ہم نے اُمتِ مسلمہ کے (ماضی سے ہٹ کر)آج کے معیارے تعلیم کا موزانہ یورپی ممالک سے کیاتو ہمیں اِس بات کا شدت سے احساس ہواکہ ایک ہم پاکستانی ہی نہیں بلکہ ساری مسلم اُمہ ہی تعلیم کے میدان میں یورپی اور دیگر ادیان کے مقابلے میں بہت پیچھے ہے۔

اِس حوالے سے ایک خبر نے ہمارے اوسان اور زیادہ خطاکردیئے کہ”برطانیہ اور امریکا کی دانشگاہیں دنیاکی 10بہترین جامعات قرار پائیں ہیں جبکہ افسوس کا مقام تو یہ ہے کہ اِن میں کوئی بھی مسلم ملک شامل نہیں ہے“ خبرکچھ اِس طرح ہے کہ”شہرہ آفاق یونیورسٹی کیمبرج امریکامیں تحقیق و دانش کے عالمی مرکزہارورڈکے مقابل عشاریہ کی حفیف فرق کے ساتھ 2011کی درجہ بندی میں دنیا کی پہلی معیاری یونیورسٹی قرارپائی ہے جبکہ ہارورڈکے بعد امریکاکی ہی یل یونیورسٹی تیسرے، برطانوی یونیورسٹی کالج آف لندن چوتھے اور میسا چوسٹ انسٹی ٹیوٹ آف ٹیکنالوجی (ایم آئی ٹی) بہترین عالم یونیورسٹیوں کی درجہ بندی میں پانچویں نمبر پر ہے، آکسفورڈچھٹے، امپریل کالج آف لندن ساتویں، یورنیوسٹی آف شگاگو آٹھویں، کیلیفورنیاانسٹی ٹیوٹ آف ٹیکنالوجی نویں اور امریکا کی ہیپرنسٹن یورنیوسٹی دنیا کی دسویں یونیورسٹی ہے۔

 مگریہاں افسوس کے ساتھ یہ کہنا پڑرہاہے کہ جس دین اسلام کی بنیادہی تعلیم پر ہے اِس دین سے تعلق رکھنے والے مسلم ممالک کی کوئی بھی یونیورسٹی اِن دس نمبروں میں شامل نہیں تھی حالانکہ اسلامی ممالک میں کُل 580یونیورسٹیاں ہیں مگر کوئی بھی اِس قابل نہیں کہ وہ دس نمبروں میں سے کسی بھی پوزیشن پر آتی اور اِس سے زیادہ حیران کُن بات تو یہ ہے کہ دنیاکے سارے اسلامی ممالک کی580یونیورسٹیاں ایک طرف مگر بھارت جیسے پونے دو ارب کے لگ بھگ آبادی والے دنیاکے غریب ملک میں ہی583یونیورسٹیاں مستحکم انداز سے اپنے نوجوانوں کو تعلیم کی روشنی سے مستفیدکررہی ہیں۔؎

جبکہ ایشائی ممالک میں بھارت، جنوبی کوریا اور چین ایسے ممالک ہیںجو اپنے یونیوسٹیوں کے طالب علموں پر سب سے زیادہ سرمایہ کاری کرنے والے ممالک کا درجہ حاصل کرچکے ہیں اِسی طرح سروے کے مطابق دنیا کی 400بہترین یونیورسٹیوں میں بھی کوئی پاکستانی جامعہ شامل نہیں ہے صرف سعودی عرب کی ایک یونیورسٹی ضرورشامل ہے اور اِس کے علاوہ کچھ نہیں ہے۔

جبکہ اطلاع یہ ہے کہ ایک امریکی جریدے ” یوایس نیوزاینڈ ورلڈرپورٹ“ نے یہ درجہ بندی تعلیم اور کیریئر پر تحقیق کرنے والے بین الاقوامی ادارے”کوئیک کیورلی سیمونٹنگ“سے کرائی ہے جس سے متعلق یہ خیال کیا جارہاہے کہ اِس سروے رپورٹ میں دنیاکی یونیورسٹیوں کی علمی ساکھ، عملے کی ساکھ،فیکلٹی، طلباءکا تناسب، انٹرنیشنل فیکلٹی،غیرملکی اسٹوڈنٹس اور فی استاد سائٹیشن (حوالے)کی تعدادکو درجہ بندی کرنے والے انڈیکیٹربنایاگیاہے ۔

اِدھر اِس سارے منظر اور پس منظر میں یہ ہم جیسے دنیا کے ایٹمی ملک پاکستان کے حکمرانوں، سیاستدانوں اور 19کروڑ عوام کے لئے انتہائی افسوس کا مقام ہے کہ اسلامی ممالک کی 580 بشمول پاکستان کی 128یونیورسٹیوں کے مقابلے میں صرف بھارت کی ہی 583یونیورسٹیاں ہیںجو اپنے یہاں نوجوانوںکو جدید علوم و فن سے روشناس کرانے میں دن رات مصروفِ عمل ہیں اور ایک اسلامی ممالک ہی جو سب مل کر بھی بھارت جتنی یونیورسٹیاں نہیں بناسکے ہیں اور سروے کی مطابق دنیا کی 400بہترین یونیورسٹیوں میں پاکستان کی کوئی یونیورسٹی شامل نہیں ہے جبکہ اِن میں بھارت کی 2اورسعودی عرب کی ایک یونیورسٹی دنیاکی بہترین یونیورسٹیوں میں ضرور شامل ہیں اور دوسری طرف صرف امریکامیں 5ہزار 758یونیورسٹیاں ہیں ہاں البتہ! یہ بات ہم مسلم امہ کے لئے ضرور حوصلہ افزارہی کہ اِس سروے میں اِس بات کو کھلے دل اور دماغ سے ضرور تسلیم کرلیاگیاہے دنیاکی 10قدیم یونیورسٹیوں کے حوالے سے مصر کی جامعہ الازہر وہ قدیم ترین مستند یونیورسٹی کا درجہ قرار پائی ہے جو 969ہجری میں قائم ہوئی تھی جس کے سوت سے آج بھی اُمتِ مسلمہ سیراب ہورہی ہے مگر اِس کے باوجود بھی ہمیں یہ ضرور سوچناچاہئے کہ اُمتِ محمدیﷺ کی ترقی اور خوشحالی کاانحصار صرف ایک مصر کی جامعہ الازہر سے وابستہ نہیں کرلیناچاہئے بلکہ دنیاکے جدید علوم کے حصول کے خاطر یورپی طرز کی زیادہ سے زیادہ یونیورسٹیاں اپنے یہاں بنائیں جائیں تاکہ ہم بھی جدید علوم و فن سے یورپ کا مقابلہ کرسکیں اور اپنے وسائل کو اپنے حساب سے خرچ کریں نہ کہ اِنہیں استعمال کرنے کے لئے یورپ سے ماہرین بلوائیں اور خود کو اِن کے رحم وکرم پر چھوڑ کر اپنی ترقی اور خوشحالی کی راہیں خود ہی بند کراتے رہیں اور اِس کے ساتھ ہی ہم آخر میں یہ بات کہہ کر اجازت چاہیں گے کہ کیا ہم واقعی علم کے لئے اپنے بجٹ میں زیادہ رقوم مختص نہ کرکے قوم کو علم کے بغیر یتیم بناناچاہتے ہیں ....؟؟یا تعلیم کے شعبے کو ترقی دینے کے لئے اپنے کُل بجٹ کا آدھاحصہ مختص کرکے ترقی کرناچاہتے ہیں ...؟؟

یہ ہے ہمارااپنے حکمرانوں اورسیاستدانوں سے سوال اور سوالیہ نشان....؟؟؟؟؟
محمداعظم عظیم اعظم ۔کراچی
[ Sat 12 May 2012 ] [ 11 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

الهم عجل لولیک الفرج ، شعری برای امام زمان (عج) ،

آمدنت هنوز نیامدنیست، پس کی قرارست بیایی مولاآقا نگاهت جای آهوهاست می دانم

دستان پاکت مثل من تنهاست می دانم
آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست می دانم
برگشتنت در قلبهای مرده ی مردم
همرنگ طوفانی ترین دریاست می دانم
آقا اگر تو بر نمی گردی دلیل آن
ز چشمهای پرگناه ماست می دانم
جای سرانگشتان پر نورت در این ظلمت
مانند رد باد بر شنهاست می دانم
در باور کوتاه این مردم نمی گنجی
وقتی بیایی اول دعواست می دانم
ای کاش برگردی که بعد از این همه دور
یکباره حس بودنت زیباست می دانم
کی باز می گردی ؟ برایم بودن با تو
زیباترین آرامش دنیاست می دانم
تو باز می گردی اگر امروز نه! فرد
از آتشی که در دلم بر پاست می دانم
آقا جان روا بود که گریبان ز هجر پاره کنم
دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم

[ Fri 20 Apr 2012 ] [ 10 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

اطلاعات کے مطابق کالعدم ملک دشمن جماعت کے دہشتگردوں نے آج پورے گلگت میں ہڑتال کی کال دی تھی۔ آج صبح سے ہی کالعدم سپاہ صحابہ کے دہشتگرد پورے شہر میں دندناتے نطر آرہے تھے البتہ سکیورٹی اداروں کی دہشتگردوں کی لگام دینے کی تمام تر کوشش ناکام نطر آئی۔ واضع رہے کہ دہشتگردوں کی فائرنگ سے nli اسکاوٹس کا شیعہ اہلکار بھی شہید ہوچُکا تھا۔ کالعدم سپاہ صحابہ کی حالیہ دہشتگردی میں مزید 10 شیعہ مومنین شہید ہوچُکے ہے۔

تازہ ترین اطلاعات کے مطابق بس روالپنڈی سے گلگت جارھی تھی اور چلاس کے مقام پر انہیں شناخت کرکے شھید کیا گیا۔ زرائع کے مطابق دس بسیں گلگت کی جانب جارھی تھی جن میں سے ایک بس میں ایف ۔سی کے اھلکار بھی شامل تھے۔ یزیدیوں نے تمام بسوں کو روک کر شیعہ عزاداروں کو شناخت کرکے شھید کیا۔

تاریخ گلگت میں یہ انتہائی اھم خبر شمار کی جارھی ہیں۔ اور تشیع پر ہونے والا یہ انتہائی سخت نوئیت کا ظلم شمار کیا جا رھا ہیں۔ یاد رھے کہ ابھی سانحہ کوھستان کا زخم ابھی بھرا بھی نہیں تھا کہ یزیدیوں نے مظلوم ملت جعفریہ پر ظلم کا یہ ایک نیاء پہار توڑ دیا۔

یا درھے کہ چلاس کا مقام وہابیوں کا مرکز اور یزیدیوں کی پناہ گاہ ہیں جہاں سے شیعہ مسلمانوں کے خلاف نازینا زبان استعمال کی جاتی ہیں۔ حکومت نوٹس لے اور رحمان ملک جھوٹے وعدوں کے بجائے عملی اقدامات کرے اور گلگت میں فساد کی جڑ اور دشمن اھلبیت قاضی نثار کو فوری لگام دے۔

[ Thu 5 Apr 2012 ] [ 7 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

پاکستان کے پہلے منتخب وزیر اعظم لاڑکانہ سندھ میں پیدا ہوئے۔ انکے والد سر شاہ نواز بھٹو مشیر اعلی حکومت بمبئی اور جونا گڑھ کی مسلم ریاست میں دیوان تھے۔ ذوالفقار علی بھٹو نے 1950 میں برکلے یونیورسٹی کیلیفورنیا  سے سیاسیات میں گریجویشن کی۔ 1952 میں آکسفورڈ یونیورسٹی سے اصول قانون میں ماسٹر کی ڈگری لی۔ اسی سال مڈل ٹمپل لندن سے بیرسٹری کا امتحان پاس کیا ۔ پہلے ایشیائی تھے جنھیں انگلستان کی ایک یونیورسٹی سا تھمپئین میں بین الاقوامی قانون کا استاد مقرر کیا گیا۔ کچھ عرصہ مسلم لا کالج کراچی میں دستوری قانون کے لیکچرر رہے۔ 1953 میں سندھ ہائی کورٹ میں وکالت شروع کی۔
1958 تا 1960 صدر ایوب خان کی کابینہ میں وزیر تجارت ، 1960 تا 1962 وزیر اقلیتی امور ، قومی تعمیر نو اور اطلاعات ، 1962 تا 1965 وزیر صنعت و قدرتی وسائل اور امور کشمیر جون 1963 تا جون 1966 وزیر خارجہ رہے۔ دسمبر 1967 میں پاکستان پیپلز پارٹی کی بنیاد رکھی۔ 1970 کے عام انتخابات میں پیپلز پارٹی نے مغربی پاکستان میں نمایاں کامیابی حاصل کی ۔دسمبر 1971 میں جنرل یحیی خان نے پاکستان کی عنان حکومت مسٹر بھٹو کو سونپ دی ۔ وہ دسمبر 1971 تا 13 اگست 1973 صدر مملکت کے عہدے پر فائز رہے۔ 14 اگست 1973 کو نئے آئین کے تحت وزیراعظم کا حلف اٹھایا۔
1977 کے عام انتخابات میں دھاندلیوں کے سبب ملک میں خانہ جنگی کی سی کیفیت پیدا ہو گئی۔ 5 جولائی 1977 کو جنرل محمد ضیا الحق نے مارشل لا نافذ کر دیا۔ ستمبر 1977 میں مسٹر بھٹو نواب محمد احمد خاں کے قتل کے الزام میں گرفتار کر لیے گئے۔ 18 مارچ 1978 کو ہائی کورٹ نے انھیں سزائے موت کا حکم سنایا۔ 6 فروری 1979 کو سپریم کورٹ نے ہائی کورٹ کے فیصلے کی توثیق کر دی۔ 4 اپریل کو انھیں راولپنڈی جیل میں پھانسی پر لٹکا دیا گیا۔
یہ وہ بھٹو تھا جو مولویوں اور حریف سیاستدانوں کی نقالی کرتا تھا، اپنی آستینیں چڑھا کر گریبان کے بٹن توڑ کر پاگل مجمعے پر کوٹ اچھال دیتا تھا۔ روٹی، کپڑا، مکان اور غریب کا نعرہ بلند کر کے غریب ہاریوں کی آنکھوں میں آنسو لانا اس کا فن تھا۔ بھرے مجمعے میں سرمایہ داروں اور وڈیروں کو گالی دینے اور ہزار سال کی جنگ کی بڑک لگانے والا بھٹو آج بھی ریڑھی اور تانگہ بان کے دل میں زندہ ہے۔۔۔
یہ وہ لوگ تھے جنہوں نے بھٹو کے ہاتھ میں ہاتھ نہیں مسیحا کو اپنا دل دیا تھا۔
مگر بھٹو نے جب ان سادہ دلوں سے فلرٹ کیا تو خود بھٹو بھی پیشہ ور شکاریوں کے جال سے نہ بچ سکا۔ شاید اسی لیے پورے پاکستان میں چار اپریل انیس سو اناسی کو حالت یہ تھی کہ
ہو کا عالم ہے یہاں نالہ گروں کے ہوتے
شہر خاموش ہیں شوریدہ سروں کے ہوتے
 بھٹو کی پھانسی سے پہلے اور بعد میں بھی بھٹو کو انہی عاشقوں نے یاد رکھا، خود سوزیاں کیں، کوڑے کھائے اور پھندے گلے میں ڈالے جنہیں خود بھٹو نے اقتدار کے آ خری دو تین برس کے دوران کھیل سے باہر کردیا تھا۔
 کیا بھٹو کو پھانسی سے بچایا جاسکتا تھا؟
 چار اپریل کو اگر اتنے ہی ٹی وی چینل ہوتے جتنے آج ہیں تو بھٹو کو پھانسی نہ ہوتی۔۔۔
شہید ذوالفقار علی بھٹوکی قیادت میں پیپلزسٹوڈنٹس فیڈریشن کے نوجوان کارکنان کا ایک بے باک کردار جس نے مزدوروں اور کسانوں کے ساتھ اتحاد قائم کرتے ہوئے ریاست کے انتظام کو اپنے ہاتھوں میں لے لیا تھا۔ گو کہ وہ عظیم انقلاب فتح مند نہ ہو سکا لیکن آج ذوالفقار علی بھٹو کی برسی کے موقع پر ہمیں اس انقلاب کے فتح مند نہ ہوسکنے کی وجوہات جو خود ذوالفقار علی بھٹو نے اپنی آخری تصنیف اگر مجھے قتل کیا گیا میں ضبط تحریر لائے تھے کہ میں اس آزمائش میں اس لئے مبتلا کیا گیا ہوں کے میں نے اس ملک کے شکستہ ڈھانچوں کو جوڑنے کیلئے متضاد مفادات کے حامل طبقات کے درمیان ایک آبرومندانہ مصالحت کرانے کی کوشش کی تھی، فوجی بغاوت (5جولائی 1977)کا سبق ہے کہ متضاد مفادات کے حامل طبقات میں مصالحت ایک یوٹوپیائی خواب ہے۔ اس ملک میں ایک طبقاتی کشمکش ناگزیر ہے جسکے نتیجے میں ایک طبقہ برباد اور دوسرا فتح یاب ہو گا کو نوجوانوں تک پہنچانے اور انہیں باشعور کرنے کی ضرورت ہے، پاکستان کے نوجوان تاریخ کے دھارے کا رخ موڑنے اور اپنا مستقبل اپنے ہاتھوں میں لینے کی صلاحیت سے لیس ہیں۔
 بھٹو شہید کی زندگی اور شہادت ہمیں یہ درس دیتی ہے کہ اس نا انصافی پر مبنی نظام کو تبدیل کرنے کی ناقابل مصالحت جدوجہد میں جان بھی قربان کی جا سکتی ہے ۔لیکن بھٹو کی برسی منانے کا ہرگز یہ مقصد نہیں کہ ہم ماتم کریں بلکہ بھٹو کی شہادت ہمیں یہ درس دیتی ہے کہ سوشلسٹ انقلاب کو پایہ تکمیل تک پہنچانے کیلئے جدوجہد کو آگے بڑھایا جائے۔ طبقاتی نظام تعلیم کے خاتمے، طلبہ یونین کی بحالی، ہر سطح پر نوجوانوں کو مفت تعلیم کی فراہمی جیسے مطالبات کو لے کر جدید سائنسی نظریات سے لیس اور طلبہ، مزدور ، کسان اتحاد کو یقینی بناتے ہوئے نظام سرمایہ داری کیخلاف فیصلہ کن لڑائی اور سوشلسٹ انقلاب کے ذریعے ایک غیر طبقاتی سماج کا قیام ہی محنت کشوں اور نوجوانوں کی نجات کا باعث بن سکتا ہے۔

[ Thu 5 Apr 2012 ] [ 7 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

پاکستان نے سنسنی خیز مقابلے کے بعد ایشیا کپ کے فائنل میں میزبان بنگلہ دیش کو 2 رنز سے ہرا کر 12 سال بعد دوسری بار ایشیا کی قیادت کا تاج اپنے سر سجا لیا۔ملک بھر میں جشن کا سماں،صدر مملکت آصف علی زرداری، وزیر اعظم یوسف رضا گیلانی، امیر جماعت اسلامی پاکستان سید منور حسن و دیگر نے اس جیت پر ٹیم کو مبارک باد پیش کی ہے۔آخری گیند تک جاری رہنے والے اس مقابلے میں برصغیر اور کرکٹ کھیلنے والی دنیا کو اپنی جانب محو رکھا۔ شاہد آفریدی کو آل رائونڈ پرفارمنس پر مین آف دی میچ کا ایوارڈ دیا گیا۔میچ کے دوران بنگلہ دیش کی وزیر اعظم شیخ حسینہ واجد، پاکستان کرکٹ بورڈ کے سربراہ ذکا اشرف سمیت پاکستان ، بھارت اور بنگلہ دیش کی کئی اہم شخصیات موجود تھیں۔ بنگلہ دیش کو جیت کے لیے 237رنز کا ہدف ملا تاہم بنگال ٹائیگرز میچ کی آخری گیند تک234رنز بناسکے۔ اس سے قبل بنگلہ دیش کے کپتان مشفق الرحیم نے میر پور شیر بنگلہ اسٹیڈیم میں کھیلے جانے والے اس فائنل کا ٹاس جیت کر پاکستان کو پہلے کھیلنے کی دعوت دی ۔ پاکستانی بیٹسمینوں کی کارکردگی کو دیکھ کر ایسا لگا کہ مشفق الرحیم کا یہ فیصلہ درست تھا کیونکہ 34.5اوورز میں 133رنز کے عوض پاکستان اپنی6وکٹیں گنواچکا تھامگر اس موقع پر سرفراز احمد نے ٹیم کو سہارا دیا اوران کے46 رنز ناٹ آؤٹ کی بدولت پاکستان نے9وکٹوں کے نقصان پر 236کامجموعہ ترتیب دیا۔ دوسرے کامیاب بیٹسمین محمد حفیظ رہے جنہوں نے 40 رنز اسکور کیے۔ دلچسپ بات یہ ہے کہ پاکستان کا کوئی بھی کھلاڑی نصف سینچری نہیں بناسکا۔ جبکہ بنگلہ دیش کی جانب سے تمیم اقبال کے60 اورشکیب الحسن کے شاندار68رنز کے باوجود پوری ٹیم مقررہ50اوورز میں8وکٹوں پر 234 رنز ہی بناسکی۔ بنگلہ دیش کے بلے بازوں نے اپنی اننگز کے آغاز میں اچھی بیٹنگ کا مظاہرہ کیا اور پاکستانی بائولروں کو پر اعتماد طریقے سے کھیلا۔ 237 رنز کے تعاقب میں لیفٹ ہینڈ بیٹسمین تمیم اقبال اور دائیں ہاتھ سے کھیلنے والے ناظم الدین نے اوپننگ کی۔ بنگلہ دیش کو 68 رنز کا آغاز ملا۔ ناظم الدین جب16 رنز پر آؤٹ ہوئے تو بنگلہ دیش کی دوسری وکٹ بھی فوراً گر گئی۔ ظہور الاسلام کو گیند اور وکٹ سمجھنے کا موقع نہ مل سکا وہ کھاتہ کھولے بغیر چلتے بنے۔ تمیم اقبال 60رنز بنا کر آؤٹ ہوئے تو میزبان ٹیم کا مجموعہ81 تک پہنچ چکا تھا۔ایک موقع پر تو بنگلہ دیش کے 3وکٹوں پر 169رنز تھے اور یوں محسوس ہورہا تھا کہ ٹائیگرز آج پاکستان کو پچھاڑ دیں گے مگر اس موقع پر اعزاز چیمہ اور سعید اجمل نے اوپر تلے بنگلہ دیش کے 4ان فارم بیٹسمینوں کو آؤٹ کرکے میچ کی صورتحال تبدیل کردی۔ سعید اجمل، عمر گل اور شاہد آفریدی کے حصے میں ایک ایک وکٹ آئی، جبکہ تینوں بار کیچ کے لیے گیند یونس خان نے دبوچی۔ بنگلہ دیش کا مجموعی اسکور جب 170رنز تک پہنچا تو عمر گل نے ناصر حسین جو 28 رنز پر کھیل رہے تھے، کی امیدوں کے چراغ گل کر دیے۔ اس مجموعے میں ابھی 9رنز کا اضافہ ہوا تھا کہ ٹاپ اسکورر اور خطرناک ترین بیٹسمین شکیب الحسن 68 رنز کی شاندار اننگز کھیل کر آؤٹ ہو گئے۔ ان کی وکٹ گرانے کا اعزاز فاسٹ بولر اعزاز چیمہ کو ملا۔ چھٹی وکٹ کپتان مشفق الرحیم کی گری جو صرف 10 رنز بنا کر اعزاز چیمہ کا نشانہ بنے۔گو کہ عمر گل کے آخری لمحات کے اوورز پاکستان کے لیے خطرناک ثابت ہوئے تاہم اعزاز چیمہ نے صورتحال کو قابو میں رکھا۔ پاکستان کی جانب سے اعزاز چیمہ نے 3 جبکہ عمر گل اور سعید اجمل نے 2،2 اور شاہد آفریدی نے ایک وکٹ حاصل کی۔میچ کے اختتام پر گفتگو کرتے ہوئے کپتان مصباح الحق نے کہا کہ ایشیا کپ کی جیت میں نوجوان کرکٹرز کا بہت اہم کردار ہے جنہوں نے پاکستان کو فتح دلانے کے لیے بہت محنت کی،ہم نے ٹیم ورک سے ایشیا کپ کے فائنل میں بنگلہ دیش کو شکست دی،بنگلہ دیشی ٹیم اچھی کاکردگی پر مبارکباد کی مستحق ہے۔ اس موقع پر بنگلہ دیش کے کپتان نے اپنے تاثرات کا اظہار کرتے ہوئے کہا کہ وکٹ سلو تھی اس وجہ سے رنز بنانا مشکل ہورہا تھا۔ فائنل میں ٹیم کی کامیابی کے ساتھ ہیملک بھر میں جشن کا سماںہوگیا، شہری خوشی کے مارے سڑکوں پر نکلآئے، ڈھول کی تھاپ پر بھنگڑے ڈالے گئے۔ میچ کے دوران پاکستانیوں نے خوب ہلہ گلہ کیا۔ مختلف شہروں میں بڑی بڑی اسکرینیں لگائی گئیں جہاں لوگوں کی بڑی تعداد نے میچ دیکھا۔ میچ جیتنے کے بعد ملک بھر میں جشن کا سماں بندھ گیا۔ لوگ گھروں سے باہر نکل آئے سڑکوں پر بھنگڑے ڈالے گئے اور مٹھائیاں تقسیم کی گئیں۔ کراچی میں پاکستان اور بنگلہ دیش کے فائنل میچ دیکھنے کے لیے شہر کے مختلف مقامات پر بڑی ا سکرینیں لگائی گئیں۔ شہریوں کی بڑی تعداد میچ کی لمحہ بہ لمحہ بدلتی ہوئی صورتحال کا براہ راست دیکھ کر لطف اندوز ہوتی رہی۔ بنگالی آبادی علاقوں میں بھی شہریوں نے اپنی مدد آپ کے تحت اجتماعی طور پر میچ دیکھنے کا انتظام کیا۔ شائقین نے ہر وکٹ اور باؤنڈری پر جذبات کا اظہار کیا۔ حیدرآباد میں بچے ‘ بوڑھے اور جوان سڑکوں پر نکل آئے، پاکستان زندہ باد کے نعرے اور ہوائی فائرنگ کی۔ شہر بھر میں ایک ساتھ ہونے والی ہوائی فائرنگ سے شہر گونج اٹھا ۔ لاہور میں یوسی پی،سینٹرل پارک، کلمہ چوک، جیل روڈ، رائے ونڈ، گلبرگ، اندرون بھاٹی گیٹ اور علامہ اقبال ٹائون کے علاقوں میں بڑی بڑی اسکرینیں لگائی گئیں۔ راولپنڈی اسلام آباد کی سپر مارکیٹ، جناح سپر مارکیٹ، صدر بازار میں پروجیکٹر لگائے گئے۔ کئی سنیما گھروں اور ہوٹلز میں بھی میچ دکھانے کا انتظام کیا گیا۔ بوم بوم آفریدی اور پاکستان زندہ باد کے نعروں سے فضا گونجتی رہی۔ فیصل آباد میں سب سے زیادہ رش اقبال اسٹیڈیم کے باہر لگائی گئی اسکرین پر رہا۔شہریوں کے جذبات میچ کے اتار چڑھائو کے ساتھ ساتھ تبدیل ہوتے رہے۔ ملتان میں شائقین کرکٹ نے پروجیکٹر اور بڑی اسکرینیں لگا کر میچ دیکھا۔ پاکستانی کھلاڑیوں کی اچھی بائولنگ پر بھنگڑے ڈالے گئے۔ پشاور میں زرعی یونیورسٹی میں اسکرین لگائی گئی۔ طلبا ہر چھکے اور چوکے پر پاکستانی ٹیم کو داد دیتے رہے۔ لاکھوں افراد نے گھروں میں بیٹھ کر میچ دیکھا جس کے باعث سڑکیں سنسان رہیں۔ علاوہ ازیں صدر آصف علی زرداری اور وزیراعظم سید یوسف رضا گیلانی نے قومی کرکٹ ٹیم کو ایشیا کپ جیتنے پر مبارکباد دی ہے۔صدر اور وزیراعظم نے اپنے الگ الگ پیغامات میں قومی کرکٹ ٹیم کے کپتان،کوچ اور کھلاڑیوں کو شاندار کارکردگی پر مبارکباد دی ہے۔وفاقی وزیر اطلاعات ونشریات فردوس عاشق اعوان، وزیرداخلہ رحمان ملک نے بھی ایشیاکپ جیتنے پر قومی ٹیم کو مبارکباد دی ہے۔امیر جماعت اسلامی پاکستان سید منور حسن اور سیکرٹری جنرل لیاقت بلوچ نے ایشیا کپ جیتنے پر پاکستان کرکٹ ٹیم، کپتان اور قوم کو مبارک باد دی ہے۔ سید منور حسن نے منصورہ سے جاری کردہ اپنے بیان میں کہا کہ فتح اللہ کے فضل اور ٹیم ورک کا نتیجہ ہے۔ ایک میچ ہارنے کے بعد کپتان بدلنے کا مطالبہ درست نہیں۔تسلسل کو برقرار رکھنے کے لیے مصباح الحق کو کپتان رہنا چاہیے۔گورنر سندھ ڈاکٹر عشرت العباد اور وزیر اعلیٰ سید قائم علی شاہ نے بھی قومی کرکٹ ٹیم کو مبارک باد دی ہے۔

[ Fri 23 Mar 2012 ] [ 11 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

پاکستان از بدو استقلال تاکنون به رغم خواسته بنیانگذاران آن که آرزو داشتند پاکستان کشوری باشد برای همه مسلمانان منطقه جنوب آسیا تا در این حدود و ثغور سیاسی بتوانند به دور از همه چالش‌ها و در فضای آزاد مذهبی زندگی کنند، همزاد و همراه بحران بوده و ثبات و آرامش برای مردمان آن سرزمین کماکان یک آرزوست.

وجود دشمنی همیشگی به نام هند در جوار مرز طولانی با این کشور و همچنین تشتت و درگیری‌های داخلی که از بدو تأسیس این کشور همواره گریبانگیر پاکستان بوده است، بر انگیزه این کشور برای داشتن سازمانی اطلاعاتی و ضد جاسوسی قوی بیش از پیش افزوده است.

ISI اکنون به عنوان یکی از پنج آژانس برتر امنیتی جهان شناخته می‌شود که شبکه آن در سطح جهان گسترده شده است.

تاریخچه ISI

در سال 1948 میلادی در حالی که هنوز یک سال از نخستین رویارویی هند با پاکستان نگذشته بود، سازمانی تحت نام(Inter Services Intelligence" (ISI" با تلاش و مغز متفکر یک ژنرال انگلیسی که ریاست ستاد زمینی ارتش پاکستان را بر عهده داشت، شکل گرفت.

این سازمان به عنوان یک ارگان امنیتی برای هر 3 نیروی دفاعی پاکستان تشکیل شد و وظیفه آن دفاع از مرزهای جغرافیایی و ایدئولوژیکی پاکستان بود.

زمامداری ژنرال "ایوب خان" (1969-1958) را باید دوره انسجام و تبیین حیطه وظایف سازمان اطلاعات پاکستان نامید. در این دوره نقش این سازمان در تأمین منافع ملی، مانیتورینگ احزاب سیاسی و اپوزیسیون و تحکیم نقش نظامیان در قدرت برجسته و مشخص گردید.

دوره حضور ژنرال "حمید گل" در رأس (ISI (1989-1987 را باید اوج دوران قدرت این سازمان دانست.

افغانستان فرصت رشد و توسعه ISI

حمله شوروی سابق به افغانستان در سال 1979 میلادی سبب شد تا ISI نقشی ویژه‌ای در مواجهه با سازمان‌های اطلاعاتی غرب و شوروی بیابد.

در دوران جهاد افغانستان، ISI با همکاری سازمان‌های اطلاعاتی آمریکایی و اروپایی موفقیت تاریخی را در تجهیز و متحد کردن نیروهای جهادی علیه اشغالگران روسیه به دست آورد.

آمریکا طی آن دوران پاکستان را خط مقدم جنگ با شوروی اعلام کرده بود و از همین رو حمایت‌های فراوان لجستیک و مالی از اسلام‌آباد انجام داد.

اقدامات این سازمان در افغانستان که از لحاظ مادی و اقتصادی از طرف غرب حمایت می‌شد علاوه بر به دست آوردن اعتبار جهانی باعث گسترش هرچه بیشتر این سازمان شد.

پاکستان نیز با کمک‌های غرب ده‌ها هزار جنگجوی افغانی را در کمپ‌های درون افغانستان و پاکستان آموزش داد و راهی جبهه‌های نبرد با ارتش سرخ شوروی کرد.

اوج همکاری‌های سازمان سیا با ISI نیز در همین دوره اتفاق افتاد و عده‌ای از افسران نظامی و اطلاعاتی پاکستان به منظور فراگیری روش‌های نوین اطلاعاتی و کسب تجربه از سازمان اطلاعات آمریکا عازم واشنگتن شدند و حتی افرادی از CIA نیز به صفوف و کادر رهبری مبارزه علیه نظامیان شوروی در افغانستان پیوستند.

"حسن عسکری" تحلیلگر در حوزه دفاعی معتقد است: با وجود این که روابط پاکستان و آمریکا در حال حاضر حسنه نیست اما در حوزه اطلاعاتی روابط آنان همچنان ادامه دارد.

وی می‌افزاید: بعد از حوادث 11 سپتامبر به دلیل همکاری این سازمان با سرویس اطلاعات آمریکا (CIA)، اهمیت ISI دوچندان شده است.

اهداف مهم سازمان اطلاعاتی پاکستان

از هدف‌های زیر به عنوان مهمترین اهداف سازمان اطلاعات پاکستان نام برده شده است:

- صیانت از منافع پاکستان و امنیت ملی این کشور در داخل و خارج

- کنترل پیشرفت سیاسی و نظامی در کشورهای همسایه که امنیت ملی این کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

- هماهنگی میان فعالیت‌های اطلاعاتی 3 نیروی مسلح ارتش.

- تحت نظر گرفتن افراد خود، اتباع خارجی‌، رسانه‌ها، سیاستمداران پاکستانی، دیپلمات‌های خارجی در پاکستان و دیپلمات‌های پاکستان در خارج از کشور.

در حال حاضر عملیات این سازمان در سطح جهان گسترش یافته و ادارات مختلف آن شامل امنیت بین‌الملل، سرویس مبارزه با جاسوسی، سرویس کشمیر، امنیت داخلی و دیگر سرویس‌های کوچک‌تری که مسئول انجام عملیات‌های مختلف هستند، فعال می‌باشند.

ISI ؛ نهاد برتر در پاکستان

پیشینه تاریخی میان هند و پاکستان و استمرار مناقشه کشمیر، ترس و نگرانی از هند و تهدید خارجی ناشی از آن، همواره ارتش پاکستان را به عنوان اصلی‌ترین نهاد حافظ پاکستان در مقابل این کشور، دارای محبوبیت کرده است.

بر این اساس آرزوی هر جوان پاکستانی است که در ارتش خدمت کرده و از این طریق ضمن کسب مقبولیت مردمی، از رفاه و امنیت شغلی نیز برخوردار گردد.

مجموعه این عوامل اقتداری را به ارتش داده که قابل قیاس با دیگر ارکان قدرت در این کشور نیست. در واقع نهادها و مراکز غیرنظامی پاکستان موجودیت و ارزش اجتماعی خود را در دوری و نزدیکی به ارتش تعریف می‌کنند. حتی عباراتی همچون "ارتشی که کشور دارد"، "ارتش؛ دولتی در دولت"، "حکومت نامریی" و "پدر خوانده‌های مرموز" نیز گاهی در جراید این کشور و در توصیف جایگاه ارتش پاکستان درج می‌شود.

این سازمان به عنوان یک واحد برتر امنیتی پاکستان، نقش کلیدی را در تحولات سیاست ملی ایفا کرده است که نقش آن را روی کار آوردن و برکناری حکومت‌ها در 3 دهه اخیر به وضوح می‌توان دریافت.

ساختار اداری سازمان اطلاعات پاکستان

اداره اطلاعات پاکستان در اسلام‌آباد واقع است. به رئیس این اداره "مدیر کل" می‌گویند که معمولا از میان ژنرال‌های نیروی زمینی ارتش انتخاب می‌گردد.

3 معاونت مهم سیاسی، خارجی و عمومی دارد که بطور مستقیم زیر نظر مدیر کل انجام وظیفه می‌کنند. پرسنل عمومی ISI اکثراً از میان نیروهای پلیس، نیروهای شبه‌نظامی دولتی و برخی واحدهای ویژه نیروی زمینی انتخاب می‌گردند.

محافل غیر رسمی پاکستان شمار کارمندان ISI (نظامی و غیرنظامی) را حدود 25 هزار نفر تخمین زده‌اند که این تعداد بجز 30 هزار نفری است که برای این سازمان خبررسانی می‌کنند.

این تعداد نیرو در 6 بخش پشتیبانی، اطلاعات داخلی، اطلاعات خارجی، بخش جامو و کشمیر، عملیات مسلحانه و فنی مشغول فعالیت می‌باشند.

این سازمان به لحاظ تشکیلاتی دارای بخش‌های زیر می‌باشد:

- "کمیته اطلاعات" X (JIX): این بخش هماهنگ‌ کننده همه بخش‌ها در ISI است. اطلاعاتی که در بخش‌های مختلف تولید می‌شود به این بخش ارسال و پس از تجزیه و تحلیل در این بخش، بصورت گزارش توزیع می‌گردد.

- "دایره اطلاعات مشترک" (JIB): این دفتر بزرگترین بخش این سازمان را تشکیل می‌دهد. فعالیت‌ اصلی این بخش جمع‌آوری اطلاعات در مورد احزاب سیاسی است. گفته می‌شود 3 بخش "عملیات در هند"، "مبارزه با اقدامات تروریستی" و "محافظت از مقامات مهم" در این بخش مشغول فعالیت هستند.

- "دایره ضد اطلاعات" (JCIB): این بخش مشابه NOC در CIA است. دیپلمات‌های پاکستانی که در امر جمع‌آوری اطلاعات اخبار مشغولند، گزارشات خود را به این بخش می‌فرستند. حوزه فعالیت این بخش عموماً خاورمیانه، جنوب آسیا، چین، افغانستان و آسیای مرکزی است.

- "اطلاعات مشترک شمال" (JIN): این بخش در جامو و کشمیر فعال است و حرکت نیروهای هندی در خط کنترل را بر عهده دارد.

- "اطلاعات مشترک متفرقه" (JIM): این بخش مسئولیت فعالیت‌های جاسوسی، مأموریت‌های جاسوسی، نظارت  و فعالیت در دوران جنگ را بر عهده دارد.

- "دایره مشترک اطلاعات ارتباطی" (JSIB): این دایره مجموعه عملیات اطلاعاتی را از طریق برپایی ایستگاه‌های شنودی و دیداری در طول مرز با هند و مراقبت برای جلوگیری از تصویربرداری از مناطق ممنوعه بر عهده دارد.

- "اطلاعات مشترک تکنیکی" (JIT): این بخش مسئولیت تجهیزات جاسوسی و عملیاتی در زمینه‌های سخت افزاری و نرم افزاری را برعهده دارد.

مکانیسم انتخاب رئیس سازمان اطلاعات پاکستان

همانند انتخاب سران تمامی نیروهای دفاعی و آژانس‌های اطلاعاتی در پاکستان، انتصاب مدیر کل ISI نیز بر عهده رئیس جمهور این کشور بوده و بر پایه مشورت با نخست‌وزیر انجام می‌شود.

برای انتصاب مدیرکل جدید این سازمان، رئیس ستاد کل ارتش از طریق وزارت دفاع اسامی 3 تن از افراد مورد نظر را از میان ژنرال‌ها به نخست‌وزیر پیشنهاد می‌کند و نخست وزیر این اختیار را دارد که یکی از این 3 نفر را انتخاب کرده یا هر 3 را رد کند و خواستار اسامی جدیدی شود و یا اینکه براساس نظر خود فردی را برای این پست انتخاب کند.

سازمان اطلاعات پاکستان یک مزیت استثنایی دارد و آن این است که می‌تواند در انتصاب‌های خود از غیرنظامیان نیز استفاده ‌کند؛ اگرچه پست‌های کلیدی این سازمان همواره توسط افسران ارتش پاکستان اداره می‌شود.

هفته گذشته در مورد این که چه کسی مدیر کل ISI خواهد شد، پیش‌بینی‌هایی شد و نام 3 تن در رسانه‌های پاکستانی بیان شد.

این سه تن عبارت بودند از؛ "وحید ارشد" ژنرال بازنشسته رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، "خالد ربانی" فرمانده واحد پیشاور و "ظهیرالاسلام" ژنرال بازنشسته و فرمانده واحد کراچی بزرگترین شهر پاکستان که از این میان، ظهیرالاسلام به عنوان مدیر کل جدید سازمان اطلاعات پاکستان برگزیده شد.

ظهیرالاسلام فرمانده واحد کراچی یکی از اصلی‌ترین گزینه‌ها برای تصدی پست مدیر کل این سازمان بود.

سران پیشین ISI

قبل از ژنرال احمد شجاع پاشا ژنرال بازنشسته "ندیم تاج" بین اکتبر 2007 تا اکتبر 2008 به عنوان مدیر کل  ISIمشغول به فعالیت بود.

ژنرال "پرویز کیانی" فرمانده کنونی ارتش پاکستان هم در سال‌های 2004 تا 2007 به عنوان مدیر کل این سازمان مشغول فعالیت بوده است.

مدت فعالیت ژنرال "اختر عبدالرحمن" که از سال‌ 1980 تا 1987 مدیر کلی این سازمان را به عهده داشت، طولانی‌ترین زمان اداره این سازمان توسط یک فرد بود. این زمان مصادف با فعالیت ISI علیه حضور شوروی سابق در افغانستان بود.

اسامی مدیران این سازمان از ابتدا تا کنون:

- سرتیپ ریاض حسین از سال 1959 تا 1966 میلادی

- سرتیپ محمد اکبرخان از سال 1966 تا 1971 میلادی

- ارتشبد غلام‌جیلانی خان از سال 1971 تا 1978 میلادی

- ارتشبد محمد ریاض‌خان از سال 1978 تا 1980 میلادی

- ژنرال اختر عبدالرحمن از سال 1980 تا 1987 میلادی

- ژنرال حمید گل از سال 1987 تا 1989 میلادی

- ژنرال شمس‌الرحمان کلو از سال 1989 تا 1990 میلادی

- ژنرال اسد درانی از سال 1990 تا 1992 میلادی

- ژنرال جاوید ناصر از سال 1992 تا 1993 میلادی

- ژنرال جاوید اشرف قاضی از سال 1993 تا 1995 میلادی

- ارتشبد نسیم رانا از سال 1995 تا 1998 میلادی

- ژنرال ضیاءالدین بت از سال 1998 تا 1999 میلادی

- ژنرال محمود احمد از سال 1999 تا 2001 میلادی

- ژنرال احسان‌الحق از سال 2001 تا 2004 میلادی

- ژنرال اشفاق پرویز کیانی از سال 2004 تا 2007 میلادی

- ژنرال ندیم تاج از سال 2007 تا 2008 میلادی

- ژنرال احمد شجاع پاشا از سال 2008 تا 2012 میلادی

در حال حاضر نیز ژنرال ظهیر الاسلام به عنوان رئیس جدید این سازمان منصوب و جایگزین ژنرال شجاع پاشا شده است.

ژنرال ظهیر الاسلام 55 ساله، اهل منطقه "کهوتا" بوده و فارغ‌التحصیل "دانشکده نظامی پاکستان" می‌باشد.

وی در یک خانواده نظامی متولد شده است. پدر وی سرهنگ بازنشسته ارتش بود و 3 برادر وی نیز افسران بازنشسته ارتش هستند.

وی افسر فرمانده در زمان مشرف و نیز عضو واحد پیاده نظام ارتش پنجاب بود. ظهیرالاسلام پیش از انتصاب به عنوان رئیس ISI، به عنوان فرمانده سپاه پنجم کراچی خدمت می‌کرد.

وی همچنین یکی از طرف‌ها در مذاکرات میان آمریکا و پاکستان بوده است.

[ Mon 12 Mar 2012 ] [ 6 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

اسلام آبا د(خبر ایجنسیاں)حکومت نے دفاع پاکستان کونسل کی اہم جماعت اہل سنت و الجماعت کو کالعدم قرار دیتے ہوئے الحرمین فائونڈیشن اور محصورین پاکستان کی واپسی اور ان کی آبادکاری کے حوالے سے قائم کیے جانے والے رابطہ ٹرسٹ پر پابندی لگادی ہے۔بی بی سی کے مطابق وفاقی وزارت داخلہ کی جانب سے جاری کیے گئے نوٹیفیکیشن میں کہا گیا ہے کہ حکومت کو شبہ ہے کہ اہل سنت والجماعت سابقہ کالعدم سپاہ صحابہ پاکستان میں فرقہ وارانہ فسادات میں ملوث ہے لہٰذا وفاقی حکومت نے اس جماعت کو انسداد دہشت گردی ایکٹ کے شیڈول ایک میں شامل کر دیا ہے۔ وفاقی حکومت نے یہ نوٹیفیکیشن چاروں صوبائی حکومتوں اور متعلقہ محکموں کو بھی بھیج دیا ہے

[ Sun 11 Mar 2012 ] [ 7 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

ناصر کاظمی کا اصل نام سید ناصر رجا کاظمی تھا ۔ وہ آٹھ دسمبر 1950 کو بھارت کے شہر امبالہ میں پیدا ہوئے۔ ابتدائی تعلیم امبالہ میں حاصل کی ۔ بعد میں اعلی تعلیم کیلئے شملہ اور لاہور میں بھی زیر تعلیم رہے۔ وہ ریڈیو پاکستان سے بھی منسلک رہے اور بعض دیگر اشاعتی ادارون مین بھی خدمات انجام دیں ، انہوں نے 1940 میں  شعری زندگی کا آغاز کیا ۔ انہیں چھوٹی بحر اوراستعارے میں کمال حاصل تھا ۔ بچھڑے ہوئے لوگوں کے دکھ ، تقسیم برصغیر اور پھر سقوط پاکستان جیسے واقعات نے ناصر کاظمی پر شدید اثر کیا ۔ یہی وجہ ہے کہ انکی شاعری میں ماضی کی یاد کی چبھن کانٹے کی طرح نظر آتی ہے ۔
ناصر کا ظمی فطرت کے رسیا تھے ۔ انھوں نے اپنی شاعری میں ساون کی رت ، پت جھڑ کی اداسی ، پرندوں کی سرشاری اور مٹی کی خوشبو ، غرض کہ ہر رنگ سمو دیا ۔ان کی نیت شوق ابھی بھری نہ تھی، کہ دو مارچ  انیس سو بہتر کو کینسر کے موذی مرض کا مقابلہ کرتے کرتے، کوچ کر گئے۔
نیت شوق بھر جائے نہ کہیں
ناصر کاظمی نے شوق  کے اس سفر کا آغازمحض تیرہ برس کی عمر میں کیا اور پھر  نیت شوق بھرنے کے بجائے اردو ادب کے خزانے معمور کرتی چلی گئی ۔
دل میں ایک لہر سی اٹھی ہے ابھی
ناصر کاظمی  نے موسموں کو اپنا ہمراز بنایا ، شبنم میں بھیگی صبح ، اور اداسی کی آنچ میں سلگتی شام سے محبوب کی دوری کا گلہ کیا بھی تو بڑے وقار کے ساتھ ۔
پھر ساون رت کی پون چلی تم یاد آئے
ناصر کاظمی کا زمین کے ساتھ درد کا رشتہ تھا ان کا پہلا شعری مجموعہ "برگ نے"  ان کی زندگی میں شائع ہوا ۔۔۔ مختصر بحر میں بڑی بات کہنے والا شاعر میر تقی میر سے متاثر نظر اتا ہے ۔
دوستوں کے درمیاں ۔
چین کی گھڑی ہے تو
 ناصر کاظمی جدید دور کا شاعر ہے، پیچیدہ لفظوں کے بجائے سادہ اسلوب میں غزل کی روایت کو برقرار رکھنا ناصر کا ہی کمال ہے ۔
دل دھڑکنے کا سبب یاد آیا
بیٹھ کر سایہ گل میں ناصر ۔۔۔ ہم بہت روئے جب وہ یاد آیا ۔۔۔
ناصر نے ہمایوں رسالہ کی ادارت کی ، پھر رسالہ ہم لوگ کی ادارت کی اور ریڈیو پاکستان میں اسٹاف آرٹسٹ کی حیثیت سے کام کیا۔
 احمد ندیم قاسمی نے لکھا:  غزل کو اتنا سادہ رکھ کر اتنی دور کی اتنی گہرائی کی باتیں کہ جانا اردو کے جدید غزل گو شعرا میں سے صرف ناصر کاظمی کا کام تھا۔ یوں سمجھئے کہ ناصر کے ہاں میر، مصحفی ، غالب، مومن ور فراق کے اپنے اپنے منفرد حسن ادا ایک دوسرے میں گھل مل گئے ہیں اور لطف کی بات یہ ہے کہ غزل کی روایت کے اس احترام کے باوجود ناصر کا ایک اپنا اسلوب ہے اور جدید غزل کیموجودہ رجحانات کے پیش نظر ناصر کا یہ اسلوب ناقابل تقلید معلوم ہوتا ہے۔
ناصر کاظمی کی غزل میں دکھ کی ہلکی سی سلگتی ہوئی آنچ نظر آتی ہے۔ دکھ میں چھلبلاہٹ ہوتی ہے غصہ ہوتا ہے لیکن ناصر کے ہاں یہ چیزیں نہیں بلکہ دبی دبی کیفیت موجود ہے جو کہ میر کا خاصہ ہے۔ لیکن ناصر میر کی تقلید نہیں کرتا بلکہ صرف متاثر نظرآتے ہیں ۔ ناصر نے جو دکھ بیان کیے ہیں وہ سارے دکھ ہمارے جدید دور کے دکھ ہیں ناصر نے استعارے لفظیات کے پیمانے عشقیہ رکھے لیکن اس کے باطن میں اسے ہم آسانی سے محسوس کر سکتے ہیں۔ محض عشق نہیں بلکہ ہجرت ، جدید دور کے مسائل، اور دوسری بہت سی چیزیں ان کی غزلوں میں ملتی ہیں۔

وہ میکدے کو جگانے والا وہ رات کی نیند اڑانے والا
یہ آج کیا اس کے جی میں آئی کہ شام ہوتے ہی گھر گیا وہ

[ Fri 2 Mar 2012 ] [ 11 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

در اثر حمله عوامل تروریستی سپاه صحابه به اتوبوس حامل شیعیان پاکستان که در منطقه کوهستانی «بهشادم» اتفاق افتاد، بیست تن از پیروان اهل بیت ـ‌ علیهم السلام ـ از جمله سه زن و سه کودک بی‌گناه به شهادت رسیدند. اتوبوس حامل شیعیان که از «راولپندی» به سوی «گلگت» در حرکت بود، در منطقه کوهستانی «بهشادم» شهر «چلاس بساری» در محاصره عوامل تروریستی سپاه صحابه قرار گرفت و بر اثر تیراندازی تروریست‌های سلفی تاکنون بیست نفر شهید و پنج نفر زخمی شده‌اند.

شرکت مسافربری «مشابرم» اعلام کرد: همه این مسافرین شیعه بودند که در میان آنان سه زن و سه کودک هم دیده می‌شوند.

شاهدان عینی به ابنا گفته‌اند: هشت تروریست که از پیش در کوه‌های پیرامون کمین کرده بودند، به سوی مسافران این اتوبوس تیراندازی می‌کردند.

بنا بر این گزارش، شهدا به سردخانه بیمارستان «شتیال» و زخمی‌ها به بیمارستان «چیلاس» منتقل شدند.

متأسفانه، به دلیل کوهستانی بودن منطقه و کوتاهی دولت پاکستان، اعضای سپاه تروریستی صحابه همچون همیشه، موفق به فرار شدند.
[ Tue 28 Feb 2012 ] [ 10 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

چین ہمارا بہت قدیمی دوست ہے لیکن جانے کیوں ہم اس غلط فہمی میں مبتلا رہتے ہیں کہ چین اپنی موجودہ ترقی کی قیمت پر ہماری کسی جنگ میں شرکت کرنے کو تیار ہو گا۔ چین کی ترقی کا آغاز اُس دن سے ہوا جب اُس نے انڈیا اور ویت نام کے بعد کسی ہمسائے کے ساتھ کسی بھی صورتحال میں جنگ نہ کرنے کی پالیسی اپنائی۔ تاحد یکہ فارموسا کے ساتھ چین کے تعلقات دنیا کے ہر ملک سے زیادہ قریب تر ہیں حالانکہ فارموسا، چین کا وہ حصہ ہے جو گزشتہ باسٹھ، تریسٹھ سالوں سے امریکی سامراج نے ایک علیحدہ ملک کے طور پر تخلیق کر رکھا ہے۔ 1949ء میں کیمونسٹوں سے شکست کھانے کے بعد چینی حکمران جنرل کائی شیک نے پیکنگ سے مفرور ہو کر فارموسا میں اپنی حکومت قائم کر لی تھی۔ امریکہ نے موجودہ چین کو تسلیم کرنے کی بجائے، فارموسا کو 1970ء تک سکیورٹی کونسل کا ممبر بنائے رکھا۔ اگر چین ہمارے دماغ سے سوچتا تو اُسے اپنی بے پناہ فوجی اور معاشی طاقت کے بل بوتے پر اپنے ملک کے جبراً علیحدہ کیے گئے حصہ پر فوراً قبضہ کر لینا چاہیے تھا لیکن اُس نے اِس طرز کی مہم جوئی سے گریز کیا۔ چینی قیادت کو اس حقیقت کا احساس ہوا ہو گا کہ اپنے اردگرد امن کی جو فضا اُنھوں نے انتہائی مشکل حالات میں تخلیق  کی، وہ توپ کا پہلا گولہ چلنے کے ساتھ ہی معدوم ہو جائے گی۔ اُنھیں فارموسا تو مل جائے گا لیکن وہ ترقی کی دوڑ میں تیس چالیس برس پیچھے کی جانب لڑھک جائیں گے۔ چنانچہ اُنھوں نے فارموسا پر قبضہ کرنے کی بجائے پوری دنیا میں اُس کے ساتھ مل کر سرمایہ کاری کرنے اور مشترکہ منصوبوں پر کام کرنے کا فیصلہ کیا۔ چنانچہ آج چین کی سب سے زیادہ ہمکاری اور سرمایہ کاری فارموسا کے ساتھ ہے۔ چین کو اس بات پر مکمل یقین ہے کہ امن کی فضا ہی کسی ملک کو معاشی ترقی کی راہ پر گامزن رکھ سکتی ہے۔ باہمی ناچاقی کے باوجود چین اور انڈیا کا سالانہ معاشی ٹریڈ 62 بلین ڈالر کے قریب ہے جبکہ پاک چین دوستی کے باوجود ہمارا سالانہ ٹریڈ 12 بلین ڈالر تک ہے۔ یہ فرق اس حقیقت کا شاہد ہے کہ ترقی کے خواہاں ممالک امدادی بھیک مانگنے کی بجائے تجارت کو ترجیح دیتے ہیں اور جنگ کی بجائے امن کی پالیسی اپناتے ہیں۔ آج پاکستان کو بھی بھیک اور جنگ کی بجائے تجارت اور امن کی سب سے زیادہ ضرورت ہے۔ ملک کے اندر بھی اور باہر بھی۔   
اگر یورپ گزشتہ صدی میں تاریخِ انسانی کی دو خوفناک جنگیں لڑنے اور چھ کروڑ انسانوں کو میدانِ جنگ میں بم و بارود پر بھوننے کے باوجود آج باہمی معاشی اشتراک کا بہترین نقشہ پیش کر رہا ہے…اگر وہ ماضی کی شدید نفرتوں اور کشت و خون میں ڈوبا رہنے کی بجائے ایک دوسرے کے ساتھ معاشی نمو کے لیے تعاون کر سکتا ہے تو پھر ہمیں ہر ہمسائے کے ساتھ انتہائی دوستانہ تعلقات قائم کرنے کی ضرورت ہے خواہ وہ چین ہو یا افغانستان…ہندوستان ہو یا ایران۔ ہمیں مشرقی اور مغربی سرحدات پر اپنی پالیسی کا از سرِ نو جائزہ لینا چاہیے تاکہ ہمیں کسی جانب سے جنگ کا خطرہ درپیش نہ رہے۔ وقت کا تقاضا یہ ہے کہ ہر اُس ملک کو خوش آمدید کہا جائے جو ہمارے ہاں صنعت لگانے اور ہماری ترقی میں حصہ لینے کے لیے تیار ہو۔ قومیں اپنے مستقبل کی پالیسیاں، ماضی کے جذبات اور تاریخ کے ادھورے خوابوں پر ترتیب نہیں دیا کرتیں۔ جب تک ہم معاشی طور پر کسی دوسرے ملک کے محتاج اور دست نگر رہیں گے تب تک کوئی توپ، طیارہ یا بم ہماری آزادی کی ضمانت نہیں دے سکتا۔

[ Mon 27 Feb 2012 ] [ 10 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

قمر علی عباسی
ہم اور شفیق پراچہ مزار قائداعظم کی سیڑھیوں کے پیچھے کھڑے بات کر رہے تھے اچانک دو گاڑیاں آ کر رکیں۔ ایک گاڑی کا دروازہ ڈرائیور نے کھولا اور ایک صاحب اتر کر ہمارے نزدیک آئے۔ ایک لمحے کو عجیب سا احساس ہوا۔ ہم نے دیکھا وہ پاکستان کے وزیراعظم معراج خالد تھے؟ انہوں نے  ہاتھ ملایا۔
شفیق پراچہ نے تعارف کروایا ''سر میں کمشنر ہوں'' ہم نے کہا ''میں ریڈیو پاکستان کراچی کا اسٹیشن ڈائریکٹر ہوں'' وہ مسکرائے اور سیڑھیاں چڑھنے لگے۔ ہم ساتھ تھے پشت پر ایک شخص پھولوں کا گلدستہ لئے آ رہا تھا۔ یہ وہ زمانہ تھا جب پاکستان میں وی آئی پی کلچر ختم کردیا گیا تھا۔ اس لئے وزیراعظم معراج خالد بغیر کسی پروٹوکول کے مزار قائداعظم پر پھول چڑھانے آئے تھے۔
وزیراعظم نے فاتحہ خوانی کی' گارڈ نے سلامی پیش کی' المیہ بگل بجائے گئے اور ہم واپس آنے لگے۔ سر اب آپ کہاں جائیے گا شفیق پراچہ نے پوچھا میں کھارادر جائوں گا۔ عبدالستار ایدھی سے ملاقات کرنی ہے۔ ہم ان کی گاڑی کے ساتھ ساتھ تھے۔ راستے میں ان کے ساتھ کیونکہ سکیورٹی نہیں تھی اس لئے ٹریفک میں پھنسے سگنل پر رکے اور دس بارہ مرتبہ پھول' جھاڑن اور پنجرے میں پرندے بیچنے والوں نے گاڑی کے شیشے بجائے۔ ہم لوگ کھارادر ایک گھنٹے میں پہنچے' ایک دروازہ پار کیا تو وہاں کھدر کا کرتا شلوار اور  چپلیں پہنے عبدالستار ایدھی بیٹھے تھے۔ وہ وزیراعظم کو دیکھ کر کھڑے ہوگئے اور مصافحہ کیا وہاں کوئی قابل ذکر فرنیچر نہیں تھا۔ لکڑی کی چند کرسیاں اور لکڑی کی بنچ رکھی تھی۔
وزیراعظم نے عبدالستار ایدھی کا شکریہ ادا کیا جن کی وجہ سے گزشتہ ہفتے پکنک پر جانے والے کالج کے لڑکوں کو جان بچانے میں سہولت ہوئی تھی کیونکہ وہ ایک ایسی جگہ پھنس گئے تھے جہاں سے نکلنا بہت مشکل تھا' رات ہوگئی تھی اور اندھیرے کی وجہ سے انہیں نکالنا ناممکن معلوم ہو رہا تھا' عبدالستار ایدھی نے اپنے ساتھیوں کے ساتھ تمام رات ان لڑکوں کی حوصلہ افزائی اور مدد کرتے رہے۔
وزیراعظم نے عبدالستار ایدھی سے پوچھا کہ وہ حکومت کی طرف ان کی کیا مدد کر سکتے ہیں؟
عبدالستار ایدھی مسکرانے لگے اور بولے مدد تو اللہ کرتا ہے۔ آپ صرف اتنا کریں کہ جب کوئی حادثہ ہو جائے تو پولیس سے کہہ دیں کہ وائرلیس پر مجھے اطلاع دے دیں تا کہ میں فوری پہنچ جائوں۔ اتنے میں ایک شخص آیا اس نے عبدالستار ایدھی کی پشت پر رکھی لوہے کی الماری کھولی۔ ہم نے دیکھا اس میں بہت سی نوٹوں کی گڈیاں رکھی تھیں۔ اس آدمی نے کچھ رقم گن کر نکالی اور الماری کا پٹ سمیٹ کر چلا گیا' ہم نے حیرت سے پوچھا اتنی رقم ایسے رکھی ہے اگر کوئی لوٹ لے تو؟
ایدھی صاحب بولے یہ تو زکوٰة خیرات کا پیسہ ہے کوئی سمجھدارکیوں لے جائے گا۔
ہمارے پاس اس کا کوئی جواب نہیں تھا۔
جس علاقے میں یہ دفتر تھا وہاں کئی دکانوں پر گرم گرم پوریاں تلی جا رہی تھیں۔گرم گرم حلوے کے تھال بھی رکھے تھے۔ جی چاہا عبدالستار ایدھی چائے کے ساتھ حلوہ پوری منگا لیں لیکن ایسا نہیں ہوا۔ذرا دیر بعد وہ بولے معاف کرنا میں چائے نہیں پلا سکتا' یہاں سارا پیسہ زکوٰة کا جمع ہے میرے پاس اپنا ذاتی پیسہ اتنا نہیں ہوتا کہ چائے پر خرچ کر سکوں' شفیق پراچہ نے کہا ''میں منگواتا ہوں''
وزیراعظم نے روک دیا اور عبدالستار ایدھی سے کہا آپ جو کام کر رہے ہیں اس کا اجر صرف خدا دے سکتا ہے اور یہ ملاقات ختم ہوگئی۔
ہم جب عبدالستار ایدھی کے دفتر سے نکل رہے تھے تو اس بات پر فخر کر رہے تھے کہ ایک ایسے آدمی سے ہاتھ ملا کر آئے ہیں جو انسانوں کی خدمت کرتا ہے اور خیرات کا پیسہ مستحقین میں خرچ کرتا ہے۔ سچ بولتا ہے' تکلف نہیں کرتا' اسی لئے ملک کا وزیراعظم اس سے ملنے اس کا شکریہ ادا کرنے خود آیا ہے۔
عبدالستار ایدھی اور بلقیس ایدھی سے ہماری بہت سی ملاقاتیں ہوئیں وہ ریڈیو پاکستان سے والدین سے بچھڑ جانے والے بچوں کا پروگرام نشر کرواتے تھے۔ وہ ہمیشہ صاف اور سیدھی بات کرتے ہیں۔ سادہ صاف ستھرے لباس میں نظر آتے' ایسا معلوم ہوتا تھا کہ ان کے پاس کوئی ایسا طلسم ہے کہ وہ اپنے ساتھ کام کرنے والوں کو اس میں جکڑ لیتے ہیں اور وہ سب ایمانداری سے کام کرتے ہیں۔
پاکستان یا باہر جہاں بھی موقع ملتا ہے وہ پریشان حال لوگوں کی بے مثل خدمت کرتے ہیں۔ ان کا کام اور نام دونوں اعتماد کا نام ہے۔ لوگ آنکھیں بند کر کے ان کے ادارے کے لئے زکوٰة خیرات دیتے ہیں۔
عبدالستار ایدھی اور بلقیس ایدھی کی خدمات کے عوض انہیں جو بھی اعزاز دیا جائے وہ اس لئے معتبر ہو جائے گا کہ اس کے ساتھ ایدھی کا نام جڑ جائے گا اور یہ اعزاز اس وقت حاصل ہوتا ہے جب اللہ راضی ہوتا ہے۔

[ Sat 25 Feb 2012 ] [ 10 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

به مناسبت چهلمین روز شهادت "عسکری رضا" کنفرانس تشیع در محله "انچولی سوسایتی" شهر کراچی برگزار شد.

در این کنفرانس رهبران شیعه، مداحان اهل بیت و مردم شیعه مذهب از مناطق مختلف پاکستان حضور داشتند.

تأکید بر وحدت کلمه تشیع

"علامه ماجد رضا عابدی" در سخنانی در این مراسم با بیان این که اگر برادران در یک خانه با یکدیگر اختلاف نظر دارند نباید با هم بجنگند، گفت: کسی که باعث ایجاد تفرقه و درگیری بین 2 شیعه می‌شود از ما نیست.

"علامه ناظر عباس" نیز در ادامه این مراسم تأکید کرد: زمان آن فرا رسیده است که شیعیان از خود دفاع کنند.

جوانان حاضر در این مراسم با سر دادن فریاد "لبیک یا حسین" حمایت خود را از علامه عباس اعلام کردند.

همچنین در این کنفرانس نمایندگانی از دسته‌های عزاداری حضور داشتند.

شیعیان حاضر در این مراسم با تأکید بر وحدت کلمه ابراز امیدواری کردند، وحدت مشکلات شیعیان پاکستان را حل کند.

در پایان این کنفرانس دختر عسکری رضا با بیان این که از شما می‌خواهم وحدت کلمه را حفظ کنید، گفت: پدرم جان خود را برای ملت از دست داد و آرزوی او وحدت شیعیان در پاکستان بود.

وی تصریح کرد: ما باید زیر یک پرچم جمع شویم.

[ Sun 19 Feb 2012 ] [ 10 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
حجه الاسلام و المسلمین شيخ علي مدبر فرزند برکت علي سال١۹۴۲ ميلادي در يکي از نواحي سكردو به نام گلتري به دنيا آمد.
دروس ابتدائي را نزد عموي خودش مرحوم حجت الاسلام والمسلمين شيخ محمد خان شروع کرد قرآن واحکام را از ايشان ياد گرفتند، بعد در سن ١۴ سالگي بنابر وصيت پدرش عمويشان وي را نجف اشرف (عراق) بردند ايشان دروس حوزوي را در حوزه علميه نجف اشرف شروع کردند وتا درس خارج را در همين حوزه به اتمام رساندند.
ايشان در پاکستان پيش شيخ محمد خان ناصرالدين تحصيل علوم مي کرد،واساتيد مشهور ايشان در خارج از کشور سيد عباس موسوي خپلوي ،مدرس افغاني و شهيد محراب آيت الله مدني عليه الرحمه بودند،
فعاليتهاي علمي و فرهنگي
ايشان يکي از فعال ترين علماي شيعي در پاکستان محسوب مي شود.
  بطور اختصاربعضي از مهمترين فعاليتهاي ايشان را در پاکستان ذکرمي کنيم.

الف.تأليفات.
ايشان تا حال کتابهاي زير را تاليف کرده اند.
١. معراج المومن
۲. قرض الحسنه در اسلام
۳. اسلام ميں بچوں کي تربيت
(ب).تاسيس و پایه گذاری
١. مسجد معصومين.
ايشان درسال١۹۷۳ ميلادي اين مسجد را در شهر کراچي بنا نهادند و از آن وقت تا الآن در همين مسجد مشغول فعاليت های علمی فرهنگی هستند،
۲. جامع مسجد پهلتکس گلتري.
 ۳.مسجد برباٹ گلتري.
۴. ديگر مساجد متعدد در کراچي ،سکردو و در مناطق مختلف محروم
۵. مدرسه معصومين
ايشان مدرسه معصومين را سال١۹۷۹ در شهر کراچي تاسيس کردند امروزه يکي از معروف ترين مدارس پاکستان محسوب مي شود.
(ج)سياسي.
ايشان ابتدا بامرحوم مفتي جعفر حسين وعلامه شهيد عارف حسين اعلي الله مقامهما در نهضت پاکستان همکاري داشتند. و در هيئت ائمه مساجد پاکستان هم همکاري دارند.
تحقیق: محمد حسن انصاری

[ Thu 9 Feb 2012 ] [ 11 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

ای مقتدای عالم هستی محمدا!

طعم شراب ساغر مستی محمدا!

آیینه‌ خدای احد شهریار حسن

همسایه‌ صدای خداوندگار حسن

هم‌صحبت تبسم زیبای کردگار

پروردگار سفره‌ دنیای کردگار

زیباترین ترانه‌ عالم جمال توست

حق ذوالجلال از سر خط جلال توست

شولای آفتاب و غزل‌های بی‌نظیر

بر انبیای قبل خودت بی‌گمان امیر

حق با تو عشق را به سرانجام خود رساند

عقل و حواس را به ره عاشقی کشاند

حق با تو رودهای جهان را روانه کرد

حق با تو ناز در همه جا عاشقانه کرد

حق با تو زخم‌های زمین را شفا نوشت

حق با تو دردهای زمان را دوا نوشت

حق با تو خاک را به ثریا کشانده است

هر دیده را برای تماشا کشانده است

حق با تو پیش خود به خودش افتخار کرد

ناز و نیاز و عشق و جنون را شکار کرد

حق با تو بود حق به‌خدا با تو کار داشت

بی‌خود نبود خود به تو با خود قرار داشت

ای سرسپرده در سر راه خدای نور

ای شور و شوق و هلهله هر لحظه با تو شور

ای ربنای رکعت دوم سرور تو

ای کائنات، روشن روشن به نور تو

شهر و دیار اهل خدا در نمازها

سرگشته‌ی تبسمی از راز نازها

آقای عطر اَشهَدُ اَنَّ رسول نور

رمز سلام و ذکر و قنوت و نیازها

آقای مهربانی و آقای خلق و خوی

ای تا همیشه مرشد هرچه حجازها

رونق گرفت بزم مناجات از صدات

زیبا شد آه در دل سوز و گدازها

عزت گرفت زن به نگاه کریم تو

رفت از فرود، رو به تمام فرازها

آقا! جهان بدون شما برقرار نیست

در مکتب معاشقه جز تو نگار نیست

لب‌هات آیه‌آیه ملاقات تا خداست

قرآن کتاب معجزه‌ ذکر ربناست

پیغمبر الهی و پیغمبر امید

ای کاش می‌شدم به نگاه شما شهید

«در سایه‌ی تو بلبل باغ جهان شدم»

«ایمن ز شر فتنه‌ آخر زمان شدم»

ای یوسف جمال خداوند را نمک

داوود را نوای خوش‌آهنگ نیلبک

حسن ختام خیل رسولان عالَمی

هر چند از تمامی عالم مُقدَّمی

ای چلچراغ پهنه‌ گیتی محمدا!

میلاد توست جرعه‌ای از شادی خدا

حالا که آیه آیه تو را نوش کرده‌ام

خود را ببین چگونه فراموش کرده‌ام

خود را فقط برای شما خرج می‌کنم

این مانده عمر را به دعا خرج می‌کنم

تا در جهان صدای شما منتشر شود

هرچه سکوت، هرچه صدا خرج می‌کنم

دیوانگی تجلی شوق زیارت است

دل را نفس نفس وَ به‌جا خرج می‌کنم

تایید کن به لطف، مسلمانی مرا

سامان ببخش بی سر و سامانی مرا

شعر از مصطفی کارگر

[ Thu 9 Feb 2012 ] [ 11 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
معلوم نہیں یہ ہماری خوش بختی ہے یا نہیں لیکن سچی بات یہی ہے کہ ہم بڑے جذباتی لوگ ہیں‘ جو کام کرتے ہیں اس میں حد سے گزر جاتے ہیں‘ محبت کرتے ہیں تو بے تابانہ اور والہانہ کرتے ہیں‘ اس کا اظہار اتنے بھرپور انداز میں کرتے ہیں کہ اپنی محبت کا ڈنکا بجا دیتے ہیں‘ اظہار کے ایسے ایسے طریقے اپناتے ہیںکہ ہماری محبت کا قائل ہونا پڑتا ہے۔ ہم جب تک اپنی محبت کا لوہا نہ منوالیں‘ دم نہ بھروالیں‘ یقین نہ کروالیں تب تک ہماری محبت میں ایک کھوٹ‘ ایک خلا سا محسوس ہوتا ہے اور جب محبت کا اظہار اس ہستی سے کرنا ہو جس سے خدا خود محبت کرتا ہو تو.... تو پھر بات ہی کیا ہی: خدا کے بعد بس وہ ہیں‘ اب اس کے بعد کیا کہیی....! اللہ کے رسول صلی اللہ علیہ وسلم سے محبت کرنا جذباتیت نہیں بلکہ عبادت ہی‘ تو بھلا ہم اُن سے محبت کابرملا اظہار کیوں نہ کریں؟ کیوں نہ ڈنکا بجائیں!‘ شادیانے بجائیں! چونکہ ترقی یافتہ ممالک میں محبت کے اظہار کے لیے کچھ ایام مخصوص ہوتے ہیں لہٰذا ہم نے بھی اس کام کے لیے ربیع الاوّل کا مہینہ مخصوص کرلیا ہے۔ ادھر ربیع الاوّل کا گلی میں چاند نکلا ادھر عاشقانِ رسول صلی اللہ علیہ وسلم کا اژدھام ہوا۔ گلیاں چوبارے سجا دیئے گئی‘ ممبر و محراب چمکا دیئے گئی‘ خانقاہوں‘ درباروں اور مساجد میں چراغاں کردیا گیا‘ ہر گھر‘ ہر عمارت‘ ہر گلی‘ ہر کوچے میں سبز جھنڈا لہرا دیا گیا۔ 14 اگست کی روایت کی طرح ہر ہاتھ میں جھنڈا‘ ہر دکان میں جھنڈا‘ ہر فٹ پاتھ پہ جھنڈا‘ ہر بازار میں جھنڈا نظر آنے لگا‘ ہر گلی میں ایک ٹینٹ لگا ہی‘ ہر لاوڈ اسپیکر سے صدا آرہی ہے ”جشن آمد رسول اللہ ہی اللہ“ عیقدت کے پھول نچھاور کیے جارہے ہیں‘ محبت کے گلدستے پیش کیے جارہے ہیں۔ سیرت کے جلسے ہورہے ہیں‘ نعتیہ مشاعرے پڑھے جارہے ہیں‘ عید میلاد النبی صلی اللہ علیہ وسلم منایا جارہا ہی‘ عطر پاشی کی جارہی ہی‘ گل پاشی کی جارہی ہی‘ نعت خوانوں پر روپے اشرفی‘ ڈالر و درہم لٹائے جارہے ہیں۔ ان محافل میں شرکت کو خوش بختی و سعادت سمجھنے کے ساتھ ساتھ نجات کی گارنٹی سمجھا جارہا ہے۔ خواتین نہایت ادب و احترام‘ تیاری اور اہتمام کے ساتھ محفل میلاد میں شریک ہورہی ہیں‘ آنکھوں میں کجرا اور ہاتھوں میں گجرا سجا ہوا ہی‘ بہترین تراش خراش کے لباس میں ملبوس ہیں‘ گوٹے کنارے کے دوپٹے برہنہ سروں کو آج ڈھانپے ہوئے ہیں‘ ثواب بھی مل رہا ہے اور شیرنی بھی ۔ نعتوں کے نئے البم ریلیز ہورہے ہیں‘ مشہور مغنیوں کے علاوہ اداکارائیں اور فن کارائیں نعت خوانی کی سعادت سے مشرف ہورہی ہیں‘ نعت خواں صبح اس محفل میں‘ شام اس محفل میں‘ دن اس ریکارڈنگ میں‘ رات اس ریکارڈنگ میں (کیا فیوض و برکات ہیں! واللہ!) کہہ کہہ کر جھوم جھوم کر نعت پڑھتے جارہے ہیں‘ اعلان کرتے ہیںکہ ”میں تو پنجتن کا غلام ہوں‘ میں غلام ابن غلام ہوں“ دعویٰ کرتے ہیں کہ ”تم پر میں لاکھوں جان سے قربان یا رسول!“ جلسی‘ جلوس‘ ریلیاں‘ محافل‘ کانفرنس‘ خانہ کعبہ اور مسجد نبوی کے فلوٹ‘ جشن میلاد النبی کے بینرز.... غرضیکہ کوئی کسر نہیں چھوڑتے اظہار عشق رسول صلی اللہ علیہ وسلم میں۔ ہم چونکہ ہر کام میں ”دکھاوے“ کے قائل ہوچکے ہیں اس لیے عشق رسول صلی اللہ علیہ وسلم میں بھی دکھاوے سے باز نہیں آتی‘ حد سے گزر جاتے ہیں‘ غلو کر جاتے ہین‘ جذبات کے اس ریلے میں یہ بھی نہیں سوچتے کہ ہم کر کیا رہے ہیں؟یہ تو وہی بات ہے کہ اماں کی سالگرہ پر موم بتیاں روشن کردیتے ہیں‘ کیک کٹوا دیتے ہیں‘ تحائف کے ڈھیر لگا دیتے ہیں‘ وش کردیتے ہیں اور سال بھر پلٹ کر اماں سے یہ نہیں پوچھتے کہ ”اماں پیاری! کیسی ہو؟ دل تو نہیں گھبرا رہا؟ کچھ چاہیے تو نہیں؟ سر میں درد تو نہیں؟“ ہم تو خانہ پری کرنے کے عادی ہیں احباب میں بیٹھ کر شان سے بتا سکتے ہیں کہ ہم تو اپنی اماں کا بہت خیال رکھتے ہیں۔ دھوم دھام سے سالگرہ مناتے ہیں ان کی‘ سو دھوم دھام سے جشن میلاد النبی صلی اللہ علیہ وسلم بھی منا لیتے ہیں۔ ہم سب کچھ کرلیتے ہیں مگر وہ نہیں کرتے جو آپ کو پسند ہی‘ جس میں آپ کی خوشنودی ہے۔ چنانچہ ملک عزیز میں ربیع الاوّل کا آغاز تین وکلا کی ٹارگٹ کلنگ سے ہوا۔ (آگے آگے دیکھئے ہوتا ہے کیا) ہم اس رسول صلی اللہ علیہ وسلم کی محبت کے دعویدار ہیں جو خونِ ناحق کی ممانعت کرتا ہی‘ جو دھوکہ دہی سے منع کرتا ہی‘ جو مکرو فریب سے بچنے کی ترغیب دیتا ہی‘ جو انصاف کی تلقین کرتا ہی‘ جو حق کی گواہی چاہتا ہی‘ جو عدل کی بادشاہی چاہتا ہی‘ جو اخوت کی جہانگیری چاہتا ہی‘ جو انسانیت کا فروغ چاہتا ہی‘ جو علم کی سربلندی چاہتا ہی‘ جو دین کی سربلندی چاہتا ہی‘ جو ہم سے بہترین حسن اخلاق کا طالب ہی‘ ہم سے کسی خیر کا سوالی ہی‘ مگر ہم.... ہم نے طے کرلیا ہے کہ ہر قدم پر اس کی سنت کو پامال کریں گی‘ ہرگام پہ اس کے حکم سے انحراف کریں گی‘ سو ہم بے گناہوں کا خون بہانا اپنی طاقت کے اظہارکے لیے ضروری سمجھتے ہیں‘ ذرا ذرا سی بات پر مشتعل ہوجاتے ہیں‘ گالی گلوچ‘ مار دھاڑ سے دریغ نہیں کرتی‘ جبر و تشدد کے قائل نہ ہونے کے باوجود جب بھی موقع ملے تشدد کرکے چھوڑتے ہیں‘ والدین اور عزیز و اقربا سے حسن سلوک کو ہم گردانتے چنیں ہیں‘ ہم بازی گر ہوں کہ نہ ہوں دھوکہ ہمیشہ کھلا دیتے ہیں‘ ہر معاملے میں ہیر پھیر کرنا ہم انتہائی ضروری سمجھتے ہیں‘ ہم اپنے اسٹیٹس کے اظہار کے لیے نمود و نمائش ناگزیر خیال کرتے ہیں‘ امانتیں چاہے اللہ کی ہوں یا بندوں کی ان میں خیانتیں کرنا ہم اپنا حق سمجھتے ہیں‘ وعدہ خلافی نہ کریں تو اپنی ہستی حقیر فقیر سی لگتی ہی‘ موسیقی سے لطف اندوز نہ ہوں تو ہماری روح بھوکی پیاسی رہ جاتی ہی‘ ہر رشتے سے ناانصافی کرنا ہم عین انصاف خیال کرتے ہیں‘ عیش و عشرت میں زندگی نہ گزرے تو جی چاہتا ہے سارے زمانے کو آگ لگادیں‘ دروغ گوئی کے بغیر ایک دن بلکہ چند گھنٹے بھی گزارنا ہمارے لیے ناممکن ہی‘ جب تک آنکھ کھلی رہے دنیا ہی کے خواب دیکھنا‘ جب تک اعصاب سلامت رہیں دنیا ہی کے لیے تگ و دو کرنا‘ جب تک جان نکل نہ جائے دنیا ہی کے لیے جان دینا نہ صرف ہمیں بے حد مرغوب ہے بلکہ یہی ہمارا منشا و مقصود ہے۔ اگر ہم کسی کام کو کرنے سے قاصر ہیں تو وہ صرف اسوہ حسنہ کی پیروی ہے۔ اگر اس ماہِ مبارک میں ہم صرف ایک سنت کو ہمیشہ کے لیے اپنانے کا ارادہ کرلیں تو شاید اس محبت کا ایک ادنیٰ سا حق ادا ہوسکے جس کا دعویٰ ہم ببانگ دہل کرتے ہیں....!!

[ Sun 5 Feb 2012 ] [ 11 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
روسی کوہ پیما ٹیم دنیا کی دوسری بلند ترین چوٹی کے2 سر کرنے کے لئے اسکردو پہنچ کر مہم جوئی میں مصروف عمل ہے۔15 رکنی ٹیم کے ٹو سر کرنے کے لئے کمپ نمبر 3 تک پہنچ چکی ہے اس سلسلے میں تفصیلات سے آگاہ کرتے ہوئے کورڈینٹر ایڈونچر ٹور پاکستان نے بتایا موسم کی خرابی کے سبب کوہ پیما ٹیم کو آگے بڑھنے میں شدید مشکلات کا سامنا ہے۔ مہم جوئی کے دوران ایک کوہ پیما  کی دونوں ہاتھوں کی انگلیاں سردی سے جل گئی ہیں۔ روسی کوہ پیما ٹیم کی مہم جوئی اکیس مارچ کو اختتام پذیر ہو گی۔

[ Sun 5 Feb 2012 ] [ 10 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
بلتستان بعد از استقلال به عنوان يك بخشداري تحت كنترل حكومت مركزي پاكستان قرار گرفت و در سال 1972 به دو بخشداري گانگچهي و سكردو تقسيم شد. و همراه با مناطق کشمیر و قبایلی ایالت خیبر پختونخواه و نیز شهر اسلام آباد به عنوان مناطقی که تحت نظر هیچ یک از ایالت ها نیستند بوسیله مسئول بخش کشمیر اداره می شد تا اينكه در سال2010ميلادي در دوره رياست جمهوري آصف علي زرداري همراه با منطقه همجوارش گلگت به نيمه ايالتي تغيير يافت و نام آن از شمالي علاقه جات به ايالت گلگيت بلتستان تغيير يافته است. استاندار یا رئیس ایالت (CM)، آقاي سيد مهدي شاه مي‌باشد. هم اکنون بلتستان با توجه به اقبال گردشگران بويژه کوهنوردان از سراسر جهان، يکي از مناطق توريستي پاکستان مي باشد[1] و داراي فرودگاه با دو باند پرواز و نيز مراکز دانشگاهي و بيمارستان هاي بزرگ مراکز توریستی هتلها و پارک و... مي باشد و مدارس علمیه مهمی مانند جامعه النجف، منصوریه، قبازردیه، العباس، ولی عصر(عج)، مغامسیه(غواری)،بهمنیه، جوهریه، محمدیه (ص)،بهبهانیه، جامعه الزهراء(ع)و...در گوش و کنار اين منطقه فعال هستند.

[1] www.wikipedia.com
[ Wed 1 Feb 2012 ] [ 11 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

روزنامه "اوصاف" با انتشار مقاله‌ای با عنوان "چرا آمریکا خواهان توقف واردات گاز و نفت از ایران است؟" به بررسی این موضوع پرداخته و می‌نویسد:

1-  اگر پاکستان از ایران گاز وارد کند نیاز انرژی این کشور تأمین شده و دیگر به آمریکا وابستگی نخواهد داشت. به همین علت آمریکا حاضر شده است گاز طبیعی را به قیمت ارزان در اختیار پاکستان قرار دهد.

2- آمریکا به خوبی می‌داند که اگر روابط تجاری و اقتصادی پاکستان با ایران گسترش پیدا کند چین، پاکستان و ایران می‌توانند یک بلوک اقتصادی بزرگ را در منطقه تشکیل دهند که این موضوع واشنگتن را به شدت نگران کرده است.

3- اگر روابط ایران و پاکستان گسترش پیدا کند فرقه‌گرایی کاهش خواهد یافت و این در حالی است که آمریکا با به راه انداختن جنگ فرقه‌ای به ویژه در پاکستان اهداف خود را تأمین می‌کند.

4- آمریکا به خوبی می‌داند که نه تنها مردم پاکستان بلکه دولت و ارتش پاکستان نیز از سیاست‌های آمریکا به تنگ آمده‌اند و در جستجوی راه گریزی از وابستگی به این کشور هستند.

به نوشته این روزنامه، آمریکا قصد دارد به هر قیمتی از به هم پیوستن 3 کشور هسته‌ای ایران، پاکستان و چین که علاوه بر تشکیل بلوک اقتصادی، قدرت نظامی و هسته‌ای را نیز در اختیار خواهند داشت، جلوگیری کند بنابراین سازمان سیا و آمریکا تلاش دارند نقشه‌های تازه‌ای را علیه پاکستان به مرحله اجرا درآورند.

نویسنده این مقاله تأکید می‌کند: در چنین شرایطی ارتش و دولت پاکستان باید هوشیار باشند و حتی اگر آمریکا گاز مجانی نیز در اختیار پاکستان بگذارد، مقامات این کشور نباید فریب بخورند.

پاکستان برای خرید گاز از ایران در سال 2009 قراردادی را با این کشور به امضا رساند که براساس آن 2 کشور موظف شدند امور  عملیاتی پروژه خط لوله گاز ایران- پاکستان موسوم به "خط لوله صلح" را تا سال 2014 تکمیل کنند.

اما آمریکا برای اجرایی نشدن این پروژه فشار زیادی به پاکستان وارد کرد و سعی کرد به هر نحوی پاکستان را از اجرای این پروژه منصرف کند.

این در حالی است که پاکستان به شدت با کمبود گاز و انرژی مواجه بوده و این پروژه می‌تواند تا حد زیادی به رفع بحران انرژی در این کشور کمک کند.

[ Sun 29 Jan 2012 ] [ 12 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

در لغت راول یعنی محل سکونت راولها و پند یعنی روستا. سرداری به نام راول که از عشیره گکهر بود در 4 یا 5 قرن پیش این شهر را بنیانگذاری کرد. راولپندی به اسم پندی نیز معروف است این شهر در فلات پوتوار قرار دارد و دارای تاریخ طولانی است .طبق نظر باستان شناسان قدمت تاریخ فرهنگی و تمدنی این شهر به 3000 (سه هزار) سال پیش بر می گردد در نواحی این شهر (تاکسیلا) آثاری از زمان بودا به چشم می خورد که می تواند گواهی بر قدمت این شهر باشد. راول در واقع دهکده ای بود که در چند کیلومتری شهر کنونی قرار داشت و با گذشت زمان تمام این حوزه به اسم راولپندی معروف گردید. گمان می رود در آغاز تکاسها که یک عشیره ماریه ستان بود اینجا ساکن بودند و به اسم آن قبیله این جارا تاکسیلا نامیدند.

نخستین حکمران مسلمان سلطان محمود غزنوی این شهر را به کی گوهر یکی از سرداران گکهر بخشید.این ناحیه تا زمان جهندا خان یکی دیگر از امرای گکهر خرابه ای بیش نبود و در سال 1493 م دهکده راول به نام راولپندی تغییر یافت و درسال 1765م این شهر به دست سیکها افتاد و جهت پیشرفت اقتصادی این شهر سرمایه گزاران زیادی را از اطراف دعوت کردند. در سال 1849م انگلیسها به این محل و دیگر شهرهای اطراف تسلط یافتند و پایگاه دایمی نظامی آنان قرار گرفت.در سال 1886 م خط راه آهن تاسیس گردید و نخستین قطار به راه افتاد و ارتش انگلیس این خط آهن را جهت ورود و خروج به این شهرمورد بهره برداری قرار داد.

اما ناگفته نماند که تا سال 1947م که سال تاسیس پاکستان است در راولپندی جمعیت چشمگیری از سیکها حضور داشتند و پس از آن مسلمانها شهر را تصرف کردند. در سال 1951م این شهر شاهد ترور لیاقت علی خان اولین نخست وزیر پاکستان بود که در باغ کمپانی که امروز بنام باغ لیاقت معروف است رخداد. راولپندی به علت ویژگیهای خاص خود اهمیت بسزایی دارد که می توان به کوههای مری که بنام ملکه کوهسار معروف است و هوای خوب و مناظر طبیعی بعنوان ییلاقی برای جهانگردان نام برد.

در بخش تاکسیلا آثار قدیمی ترین دانشگاه جهان، دانشگاه پزشکی یکی از سرمایه های پرارزش منطقه هنوز هم پا برجاست آثار عصر پادشاه اشوگا نیز در تاکسیلا که مرکز فرهنگ بودایی بود، وجود دارد دولت پاکستان جهت نگهداری از آثار تاریخی، فرهنگی، علمی و تمدنی منطقه در نزدیکی ویرانه های تاکسیلا موزه ای ساخته است.

قدیمی ترین آثار تمدن ایرانی در حومه راولپندی در درة رود سوان کشف شده است ناهمواری منطقه راولپندی و وضع خاص آن باعث ایجاد کار زار هایی بوده است و این امر باعث شده که در شهرستان راولپندی در هر جای آن دژها و قلعه های بزرگ و کوچک ساخته شود قلعه های پروالا، روات سنگی، قلعه دان گلی ، و قلعه قدیم داخل شهر راولپندی نمونه های بارز آن است هم چنین در سراسر شهر معابد هندو ها و سیکها امروز نیز به وضع بسیار خوب پا برجاست و حتی در بعضی از آنها هندوها و سیکها که به تعداد کمی هنوز در شهر ساکنند به مراسم مذهبی خود می پردازند که معروفترین آنها در محله باغ سرداران در محله کرتارپوره، طارق آباد و خیابان تیپو قرار دارد.

مقبره رهبران دینی و شخصیت های عرفانی امثال بابالعل شاه در مری، دود شاه حقانی در دان گلی، بابا فضل کلیامی در کلیام شریف، حضرت شاه چن چراغ، حضرت سخی شاهجان (تاهلی شاهان) بر رونق شهر می افزایند.

این بزرگان به علت زیبایی منطقه و وجود امکانات زندگی بهتر آن را محل سکونت خویش قرار داده بودند و مقبره آنها امروز مرجع خاص و عام است اغلب کتیبه هایی که بر بالین قبرآنهاست شعر فارسی در بر دارد مانند:

لوح مزار سید سائین سفر حسین شاه که در قبرستان مری است ابیات زیر روی سنگ مرمر با خط نستعلیق کنده شده است .

بار سر نه ز تن و پا به ره عشق بمان که در این راه کسی با سر و سامان نرود

عاشق آنست که در راه تمنای وصال گر رود سر ز سرش خواهش جانان نرود

هم چنین سنگ مزار مرقد های سید شفاعت حسین میر سیدحیدر شاه که در همان قبرستان قرار دارد با شعر فارسی تزیین شده است.

مسجد مکی تاکسیلا قبر ابوتراب قاضی کیچ مکرانی در محله چودری فیروز خان، مسجد اهل حدیث در خیابان جامع مسجد، یک منزل مسکونی در داخل شهر قدیمی و دهها اماکن دیگر با مطالب و ابیات فارسی تزیین شده است.

ویژگیهای دیگر راولپندی:

این شهر به سرعت به سمت پیشرفت و تجدد پیش می رود. وجود هتلها و رستورانهای درجة عالی باشگاهها، موزه ها، کتابخانه ها و میدانهای ورزشی پارکهای مهمی مانند پارک نتیاگلی ، ایوبیه وغیره باعث ترقی شهر شده است و همچنین برای گردشگرانی که می خواهند به ابت آباد، سوات ، کاغان، گلیگت ، اسکردو یا چترال بروند راولپندی مهمترین نقطه آغاز مسافرت می باشد. یک گردشگر می تواند از طریق دیدن بازار های این شهر راولپندی را بخوبی بشناسد. شهر راولپندی دو ورودی دارد ورودی اول بزرگراه پیشاور که از شرق به غرب ادامه دارد و بزرگراه مری که از جنوب به شمال می باشد و به شهر مری منتهی می گردد. دو بازار بسیار مهم و قدیمی یکی راجه بازار که در داخل شهر قدیمی و صدر بازار که در وسط شهر است قرار دارد. کوچه های پرجمعیت شهر قدیم پراز معابد هندوها و سیکها و اماکن مقدسه مسلمانها می باشد از نظر نظامی راولپندی مهمترین شهر پاکستان است ، دفاتر مرکزی و مقر فرماندهی کل قوای ارتش پاکستان در همین شهر قرار دارد. اخیراً از نظر صنعتی نیز بر اهمیت این شهر افزوده است. پالایشگاه شرکت نفت اتک تنها پالایشگاه نفت قسمت شمالی پاکستان در حومه راولپندی است چاه های نفت هم در محدوده شهر ستان راولپندی حفاری شده است و همچنین کارخانه های کامپیوتر سازی ، دباغی ، پارچه بافی ، کارخانه ماشین آلات سنگین تاکسیلا ، فرآورده های غذایی وغیره در راولپندی دایر شده است. سیب زمینی، گندم ، میوه و سبزی جات ، از محصولات عمده شهر راولپندی است. ساختن ظروف سنگی مخصوص تاکسیلا ، کفش دوزی ، ظروف سفالین و چوبی ، جزو صنایع دستی این شهر می باشد.

فرمانداری راولپندی شامل شهرستانهای گوجر خان، کهوته، کلرسیدان، کوتلی سیتان، مری ، پوتوار، جهلم، اتک وچکوال می باشد. اهمیت فرهنگی شهرستان راولپندی نیز مشهود و ملموس است . علاوه بر مجتمع دانشگاهی مهندسی و صنعتی تاکیسلا، دانشگاه فاطمه جناح مخصوص بانوان، دانشکده پزشکی راولپندی، دانشکده پزشکی ارتش، دانشکده کشاورزی دلیمی، موسسه پاکستان شناسی و دهها دانشکده دیگر، شورای هنری ، سالن تئاتر لیاقت، باشگاه اطلاعات لیاقت، کتابخانه شهرداری، کتابخانه ارتش وغیره از مراکز مهم فرهنگی آموزشی آن می باشد در بعضی از دانشکده های دولتی راولپندی زبان فارسی تدریس می شود. خانه فرهنگ ج.ا.ایران در شهر راولپندی نیز در نزدیک جاده مری قرار دارد. همانطور که قبلاً گفتیم این شهر مقر ارتش کل قوا بوده و پایگاههای مهم دولتی نیز در اینجا قرار دارد . بعد از زلزله اکتبر 2005 که در شمال پاکستان رخداد محلی جهت پناه به آسیب دیدگان زلزله اکتبر 2005 پاکستان گردیده بود و مردم راولپندی با آغوش گرم از آنان دلجویی کرده و محل های مناسبی برای زندگی آنان در نقاط مختلف شهر فراهم نمودند تا بطور موقت بتوانند در آرامش و آسایش نسبی به زندگی خود ادامه دهند.

[ Fri 27 Jan 2012 ] [ 1 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
خرجی زندگی‌ام نذر تولای حسن
هستی‌ام قطره‌ای از رحمت دریای حسن
 
پسر ارشد زهرا و علی یعنی عشق
شادی قلب نبی جای قدم‌های حسن
 
رهبر اهل صفا آینه ملک شهود
نیست غیر از گل رخساره زیبای حسن
 
شوکت و غیرت و جنگاوری جنگ جمل
جلوه‌ای آمده از خوی سراپای حسن
 
عاجزم از نفسی وصف غزل واره نور
مانده‌ام اول خط قد رعنای حسن
 
بندگی صفحه‌ای از عمر گرانمایه او
عاشقی واژه‌ای از دفتر شیدای حسن
 
آسمان جاده‌ای از خلوت دلدادگی اش
همه اهل فلک مست تماشای حسن
 
سفره لطف خدا را حسن انداخته است
کرم و جود و عطا رونق دنیای حسن
 
نور محراب مناجات و همه خوبی‌ها
باشد از زمزمه و خلوت نجوای حسن
 
رحمت واسعه حی تعالی بارد
از سرانگشت پر از مهر عطایای حسن
 
روزی شیعه دیوانه درگاه علی
ریزد از گوشه نورانی شولای حسن
 
راحتی بخش دل روشن آن خاک نشین
در خرابه نشود جز به تسلای حسن
 
وارث خستگی و صبر و مرام مولا
چه کسی بود بجز جان شکیبای حسن
 
صاحب صولت و مردانگی پیغمبر
هست مردم به خدا فاش به معنای حسن
 
هرکه در عالم اسلام غریب افتاده
می‌زند دست به دامان تمنای حسن
 
نه فقط شهر مدینه که دل پاک بقیع
می‌کند فخر که بوسیده کف پای حسن
 
حضرت دوست کتابت شده قرآن را
کرده آراسته با حسن چلیپای حسن
 
اگر آن روز خدا خود فتبارک فرمود
احسن ذکر خدا بود بر اعضای حسن
 
همه گوییم حسین و به خدا کس نشناخت
غیر پیغمبر محمود کسی جای حسن
 
خطبه بر مادر خود خواند و بر او فاطمه خواند
آیه قدر و جلالی به تجلای حسن
 
شاهد چادر خاکی... رخ سیلی خورده
نیست در معرکه جز دیده بینای حسن
 
روضه فاطمه می‌ماند نهان در تاریخ
اگر ابراز نمی شد غم زهرای حسن
 
آمده حاتم طایی که کند شاگردی
نفسی بر در احسان مسیحای حسن
 
وای بر من که بجز او به کسی رو بزنم
که نباشد به دلش حب دل آرای حسن
 
اوج پستی ست اگر با همه پستی نکنم
طلب عشق ز لطف ید طولای حسن
 
لایق لطف خدا نیستم اما ای کاش

این قصیده برسد زود به امضای حسن

شعر از : مصطفی کارگر

[ Sun 22 Jan 2012 ] [ 1 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
جماعت اسلامی در ماه اوت 1941 توسط یک گروه هفتاد و پنج نفره از علاقمندانی که دعوت سید ابوالاعلی مودودی را اجابت کرده بودند در لاهور تشکیل شد. هدف غایی و ایده آل جماعت اسلامی عبارت بود از «این که نظام زندگی بشری در تمامی ابعاد خود به پرستش خداوند و پیروی از ارشادات پیامبر او قیام نماید». اما هدف میان مدت و اجرایی جماعت آماده کردن یک گروه سازمان یافته و منظم از مسلمانان مخلص بود که قابلیت پیشبرد اسلام و به پیروزی رساندن آن در شبه قاره را داشته باشند.
جماعت اسلامی پس از تشکیل در سال 1941 به سرعت در سرتاسر شبه قاره هند گسترش یافت. با این حال سرعت گسترش آن در حدی نبود که جماعت را قادر سازد تا در سیر وقایعی که منجر به تقسیم شبه قاره شد به دخالت مستقیم بپردازد. وقتی شبه قاره تجزیه شد، جماعت اسلامی هم به دو جماعت اسلامی در هند و پاکستان تقسیم شد. مودودی همراه با 385 نفر از دیگر اعضا، پاکستان را انتخاب کردند و این مرحله ی جدیدی در زندگی سیاسی و روشنفکری مودودی بود که طی آن وی افکار احیاگرانه و اصول گرایانه ی خود را به پیش برد. در پاکستان، جماعت اسلامی به عنوان یک حزب تمام و کمال وارد صحنه سیاسی گردید. تشکیل پاکستان و جدایی آن از هند به خاطر اسلام و با هدف پیشبرد فرهنگ اسلامی در شبه قاره بود. بنابراین، جماعت اسلامی امکان یافت که جایگاه خود را در صحنه ی سیاسی پاکستان پیدا کرده و با گسترش پایگاه اجتماعی خود به مرور زمان بر اهمیت خود بیفزاید. برنامه ی کلی جماعت عبارت بود از اسلامی کردن پاکستان از طریق فعالیت های دینی، لذا از سال 1941 خط مشی دینی سیاسی را در پیش گرفت که در آن واقعیات سیاسی و موضوعات اجتماعی در بستری از یک حرکت اصلاح طلبانه ی اسلامی -که هدف بزرگ تر جماعت بود- معنی می یافتند.
پس از استقلال پاکستان، جماعت اسلامی پاکستانی ها را از پذیرش مشروعیت دولت یا به عبارتی بیعت با آن تا زمانی که اسلامی نشده است، منع کرد. برای مقابله با دولت در امر تدوین قانون اساسی، مودودی مبادرت به تشکیل یک ائتلاف اسلامی با سایر احزاب اسلامی و علمای مستقل نمود. در پی مذاکرات و مباحثات گسترده در خصوص قانون اساسی که از زمان 1947 تا 1956 به طول انجامید و با خشونت و درگیری های متعدد –که طی آن ها دو بار مودودی زندانی گردید- همراه بود. نهایتاً اتحاد اسلامی موفق شد بسیاری از خواسته های خود را وارد قانون اساسی سال 1956 بنماید.
مودودی و دیگرعلما، بر اسلامی بودن قانون اساسی صحه گذاشتند و خود را آماده ی اسلامی کردن نهادهای دولتی نمودند. قبول اسلامی بودن قانون اساسی راه را برای جماعت اسلامی به منظور مشارکت مستقیم تر در سیاست باز کرد. در سال 1957 مودودی با اعلام آمادگی جماعت اسلامی برای شرکت در انتخابات ملی سال 1958، فی الواقع مشروعیت حکومت را به رسمیت شناخت. با این حال پیروزی آن ها در مسأله ی قانون اساسی چندان دوام نیاورد. در سال 1985 نیروهای مسلح تحت فرماندهی ژنرال ایوب خان که مخالف دخالت دین در سیاست بود، کنترل اوضاع را در پاکستان به دست گرفتند.
در طول یک دهه پس از کودتای ایوب خان ساختار سیاسی پاکستان تحت کنترل گروهی از نخبگان اقتدارگرا و دیوان سالار قرار گرفت که به شدت با جماعت اسلامی و متحدین آن مخالف بودند. دفاتر جماعت تعطیل و فعالیت های آن محدود شد و چاپ مطالب رهبران آن در نشریات متعلق به دولت ممنوع گردید. مودودی دو بار در زمان حکومت ایوب خان به زندان افتاد و در نتیجه جماعت اسلامی تلاش های خود را بر روی برکناری ایوب خان و برقراری یک فضای سیاسی مطلوب که در آن قادر به انجام فعالیت های دینی باشد متمرکز ساخت و نهایتاً به ائتلافی از احزاب سیاسی غیر مذهبی و سکولار که خواهان اعاده دموکراسی بودند، پیوست. در حقیقت دوران ایوب خان هر چه بیشتر جماعت اسلامی را سیاسی کرد و آن را به سمت تبدیل شدن به یک حزب سیاسی به معنای اخص خود سوق داد، به نحوی که نتیجه این تحول را در دوره ی بعد از ایوب خان می توان به وضوح مشاهده کرد. در سال 1970 جماعت اسلامی در انتخابات پارلمان شرکت کرد، اما تنها موفق به کسب تعداد معدودی کرسی گردید.
تجزیه پاکستان شرقی(بنگلادش) و به قدرت رسیدن ذوالفقار علی بوتو در سال 1971 باعث تشدید فعالیت های سیاسی جماعت اسلامی گردید. محتوای سوسیالیستی برنامه های سیاسی حزب مردم پاکستان به رهبری بوتو، جماعت اسلامی را به مقابله با دولت در موضوعات متعدد کشانید و دوباره ائتلافی بین احزاب اسلامی و سکولار صورت گرفت که رهبری آن با جماعت اسلامی و تحت لوای یک جنبش اسلامی بود. مودودی شخصاً نقش برجسته ای در این خصوص ایفاء نمود. وی اگرچه در سال 1972 از امیری جماعت اسلامی کناره گیری کرده بود، اما در سال 1977 پس از دستگیری امیر وقت جماعت اسلامی مجدداً به صحنه برگشت و رهبری مخالفان بوتو را در دست گرفت. نهایتاً در جولای 1977 دولت بوتو که وجهه ی مردمی خود را کاملاً از دست داده بود در اثر کودتای نظامی ژنرال ضیاءالحق سقوط کرد.
کاملاً طبیعی بود که اسلام گرایی و توجه به شعائر اسلامی که در جامعه رشد کرده بود، نمی توانست از سوی ضیاءالحق که به دنبال کسب مشروعیت برای دولت خود بود مورد غفلت قرار گیرد. بدین ترتیب مودودی در حکومت ضیاء در منصب یک دولتمرد ارشد قرار گرفت. توصیه های او از سوی رهبران کشور مورد عمل قرار می گرفت و نظرات و ارشادات او تیتر بزرگ روزنامه ها را تشکیل می داد. مودودی این موقعیت را تا زمان مرگ خود در سال 1979 حفظ کرد.
دوران یازده ساله حکومت ضیاء(88-1977) دوره ای از موفقیت و نفوذ سیاسی بی سابقه ای برای جماعت اسلامی بود. در این مقطع، جماعت به نیروی سیاسی و عقیدتی عمده ای در رأس هرم قدرت پاکستان مبدل گردید. رهبران جماعت مناصب مهم دولتی را اشغال کردند و نظرات ایشان عموماً در برنامه های دولت ملحوظ شد. سیاست های ضیاءالحق در خصوص استقرار نظام سیاسی جدیدی مبتنی بر تعالیم اسلام و حاکم کردن شریعت اسلامی در شئون مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پاکستان از تعالیم جماعت اسلامی دانسته شده است. با این حال علی رغم نفوذ فوق العاده در سطوح بالا، جماعت اسلامی نتوانست پایگاه اجتماعی خود را توسعه داده و خارج از کانال هایی که توسط دولت برای آن فراهم می گردید، اعمال نفوذ سیاسی کند. در نتیجه همچنان که محبوبیت مردمی ضیاءالحق کاهش می یافت جماعت اسلامی نیز شاهد افول اقبال سیاسی خود گردید. پس از مرگ ضیاء جماعت اسلامی تنها موفق به کسب 8 کرسی در انتخابات پارلمانی 1988 و1990 گردید. در انتخابات سال 1993 حتی موقعیت بدتری پیدا کرد و تنها 3 کرسی به دست آورد. در این انتخابات جماعت اسلامی تحت عنوان یک جبهه جدید سیاسی به نام جبهه اسلامی پاکستان وارد صحنه انتخابات شد که به هر حال موفقیتی در پی نداشت. در انتخابات متعدد بعدی نیز وضعیت کم و بیش به همین شکل بود.
با این حال علی رغم عملکرد ضعیف انتخاباتی نباید از نظر دور داشت که جماعت اسلامی هنوز یک نیروی سیاسی قدرتمند با نفوذ اجتماعی و فرهنگی قابل توجه در صحنه سیاسی پاکستان به شمار می رود. نفوذی که عمدتاً از ساختار تشکیلاتی آن و از تأثیری که بر عوامل دینی در تعادل سیاسی پاکستان دارد، سرچشمه گرفته است. در حقیقت جماعت اسلامی از ابتدا سعی داشته است تا بیشتر خود را به صورت یک امت مطرح نماید تا یک حزب سیاسی معمولی. تأسیس آن با این هدف بود که از یک سو نمایانگر تجدیدحیات اسلام باشد و از سوی دیگر یک الگوی تشکیلاتی برای مسلمانان شبه قاره فراهم آورد که با تمسک به آن یا تقلید از آن بتوانند حقوق سیاسی و خواسته های اجتماعی از دست رفته خود را احیا نمایند. به همین جهت به جای آن که برای تبدیل شدن به یک حزب مردمی فراگیر تلاش نماید ترجیح داد تا به صورت امتی از مسلمانان مخلص که می خواهند پیشرو جامعه در مکتب خود باشند، باقی بماند. به عبارت دیگر، جماعت اسلامی سعی کرده است تا با ارائه یک مدل سازمان یافته در صحنه سیاسی پاکستان پیش قراول نبرد برای انقلاب اسلامی باشد.
قابل ذکر است که حزب جماعت اسلامی در دوران اول حکومت بی نظیر بوتو از نوازشریف حمایت کرد و هنگامی که نوازشریف به حکومت رسید وی را به عدم اجرای دقیق قوانین اسلامی متهم نمود. جماعت اسلامی روابط نزدیکی با حزب اسلامی داشت و به همین دلیل نوازشریف را به حمایت کامل از گلبدین حکمتیار دعوت می کرد. هفته نامه تکبیر که سردبیر آن در دسامبر 94 در کراچی ترور شد مربوط به حزب جماعت اسلامی است. مطبوعات پاکستان به نشانه اعتراض به این ترور یک روز تعطیل شد. رهبر کنونی جماعت اسلاتمی قاضی حسین احمد است و دفتر مرکزی آن در لاهور قرار دارد.

[ Sat 21 Jan 2012 ] [ 6 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

این حزب در درسامبر 1906 با عنوان حزب مسلم لیگ سراسر هند، با رهبری محمدعلی جناح تأسیس شد، و تا زمان استقلال پاکستان فعالیت داشت. پس از استقلال در سال 62 حزب مسلم لیگ پاکستان شکل گرفت که ابتدا به گروه قیوم معروف بود. این حزب قدیمی ترین حزب پاکستان است و از جمله اهداف این حزب ایجاد یک کشور با سیستم اسلامی توأم با سازندگی و پیشرفت واقعی است که در پرتو آن، تمامی روابط درکشور بر اساس عدل و انصاف باشد، تا مردم پاکستان را به صورت یک ملت پیشرفته در آورد. این حزب بعدها به سه شاخه با سه رهبر تقسیم شد و در سال 1979 به دو شاخه طرفدار حکومت پیر پاگارا، و مخالف حکومت تقسیم شد. در سال 1985 محمدخان جونجو از گروه پاگارا به نخست وزیری رسید، این حزب بعد از مرگ ضیاء الحق در انتخابات سال 1988 اتحادی از احزاب اسلامی به نام اتحاد دمکراتیک اسلامی تشکیل داد. حزب مسلم لیگ در انتخابات سال 1990 درمقابل حزب مردم بی نظیر بوتو به پیروزی رسید و رهبر آن نوازشریف، نخست وزیر شد.

[ Sat 21 Jan 2012 ] [ 6 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
حزب مردم در سال 1967 به وسیله ذوالفقار علی بوتو با این هدف تأسیس شد، که پاکستان را به یک کشور فدرال، متکی بر چهار اصلِ دین اسلام، نظام جمهوری، سوسیالیسم و مردم سالاری، تبدیل کند. این حزب در سال1970 در اولین انتخابات عمومی، اکثریت کرسی های مجلس ملی را در پاکستان غربی به دست آورد. رهبر حزب مردم به دنبال شکست ائتلاف این حزب با حزب عوامی لیگ پاکستان شرقی، بعد از استقلال بنگلادش رئیس جمهور شد. پس از تصویب قانون اساسی در سال 1973 و اعلام سیستم پارلمانی ذوالفقار علی بوتو به مقام نخست وزیری برگزیده شد و اکثریت کرسی ها را در انتخابات سال 77 به دست آورد. با کودتای ضیاءالحق، ذوالفقار علی بوتو رهبر حزب مردم بازداشت و بعد محاکمه و اعدام شد(1979).
در مارس 1981 حزب مردم همراه با 8 حزب دیگر « نهضت اعاده ی دموکراسی» را پایه گذاشت، که با حکومت نظامی وقت مخالفت داشت. نصرت بوتو، بیوه ی ذوالفقار علی بوتو رئیس و بی نظیر بوتو دختر وی معاون حزب شدند. بعضی مقامات حزب به این انتخاب اعتراض داشتند که منجر به انشعاب ناموفق مرتضی بوتوشد. با وجود اختلاف داخلی در انتخابات سال 1988 اکثریت کرسی ها به حزب مردم تعلق گرفت و بی نظیر نخست وزیر شد. این حزب رقابت فشرده ای با حزب مسلم لیگ پیدا کرد و متناوباً به قدرت رسید. رهبری شاخه ی انشعابی از حزب مردم پس از کشته شدن  مرتضی بوتو برادر بی نظیر به عهده ی غنوه بوتو همسروی قرار داده شد. در سال 1996 گروهی از ناراضیان حزب مردم شاخه ی جدیدی ایجاد کردند؛ این انشعاب در بیست و نهمین سال تأسیس حزب مردم شکل گرفت و نام شاخه بوتو را بر آن گذاشتند. این شاخه توسط برخی از رهبران رده دوم تأسیس شده و به وسیله یک شورای موقت سه نفره اداره می شود. حزب مردم شاخه اصلی در 9 مارس 1997 بی نظیر بوتو را رهبر مادام العمر معین کرد.

[ Sat 21 Jan 2012 ] [ 6 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
ایران نے یورینیم کی افزودگی کا عمل شروع کردیا جس کے ذریعہ وہ اپنے جوہری پروگرام کو مزید آگے تک لے جانے میں کامیاب ہوجائے گا۔یہ عمل جس پلانٹ میں کیاجارہاہے۔ وہ زیرزمین ہے اور کسی بھی قسم کے حملے سے محفوظ ہے۔ امریکا اور اسرائیل نے ایرانی تنصیبات پرحملوں کو نظراندازکیے جانے کے امکان کو مستردکردیاہے۔ جس کا سادہ سا مطلب یہ ہے کہ امریکا اور اسرائیل دونوں ایران کے جوہری پروگرام پرحملے کے لیے تڑپ رہے ہیں۔ امریکی افواج کے سربراہ مارٹن ڈیمسی نے دھمکی دیتے ہوئے کہاکہ ایران کویقین کرلیناچاہیے کہ اگر امریکا نے حملہ کیا تو اس کا جوہری پروگرام بالکل ختم ہوجائے گا۔ امریکا ایران کے گردگھیراڈالنے کے پروگرام پر ایک مدت سے عمل پیراہے۔ جس کے لیے اقوام متحدہ کے علاوہ برطانیہ سمیت تمام مغربی ممالک اس کے ساتھ ہیں۔ سلامتی کونسل ایران پر چاربار اقتصادی پابندیاں عائدکرچکی ہے۔ لہذا برطانیہ نے ایران کے مرکزی بینک سمیت تمام مالیاتی اداروں سے تعلقات منقطع کرلیے تھے۔ برطانوی بینکوں نے ایرانی بینکوں کے ساتھ لین دین ختم کردیاہے۔ یہ پہلی دفعہ ہوا تھا کہ برطانوی بینکنگ کے شعبے نے کسی ملک سے اس طرح اپنے تعلقات ختم کیے۔ اب مزید پابندیوں کے لیے یورپی یونین کے ممالک ایران سے خام تیل کی خریداری پرپابندی عائدکرنے کے لیے تیارہیں توقع کی جارہی ہے کہ ایرانی خام تیل کی برآمدگی پرپابندی کا اعلان جنوری کے اختتام میں یورپی یونین کے وزرائے خارجہ کے اجلاس میں کیاجائے گا۔ امریکا اورمغربی ممالک کا موقف ہے کہ ایران جوہری ہتھیاربنانے کی کوشش کررہاہے۔ ایران کا کہناہے کہ اس کا جوہری پروگرام پُرامن مقاصد کے لیے ہے۔ ایرانی خام تیل پر پابندی کے جواب میں ایران نے دھمکی دی ہے کہ اگر اس کے تیل کی برآمدپرپابندی عائدکی گئی تو وہ آبنائے ہرمز سے تیل کی ترسیل روک دے گا یاد رہے کہ خلیج فارس کے اس اہم بحری راستے سے پوری دنیا کی تیل کی ضروریات کا 20 فیصد گزرتاہے۔ ایران نے اپنی دھمکی کو عملی جامہ پہنانے کے لیے اس علاقے میں درمیانے فاصلے تک مارنے والے میزائلوں کے کئی تجربات بھی کیے تاکہ امریکا کسی غلط فہمی کا شکار نہ رہے۔ اگر آبنائے ہرمزسے تیل کی ترسیل بندہوجاتی ہے تو عالمی منڈی میں تیل کی قیمت 3 سو سے 5 سو ڈالر فی بیرل تک پہنچ سکتی ہے۔ امریکا کا کہناہے کہ ایران کی جانب سے خلیج فارس میں بحری آمدورفت روکنے کی دھمکی سے ظاہرہوتاہے کہ بین الاقوامی دباﺅ نے اثرات ڈالنے شروع کردیے ہیں اور اب ایران کی عالمی تنہائی میں اضافہ ہوگیاہے۔ اس وقت ایران کی کرنسی کم ترین سطح پرہے۔ پچھلے دنوں امریکی جاسوسی طیارہ ایران میں اتارلیاگیا تھا اور واپسی کے امریکی مطالبہ کو ایران نے مستردکردیاتھا۔ ایرانی حکومت کی طرف سے ڈرون کے ذریعے امریکی جاسوسی پر اقوام متحدہ کو خط بھی لکھاگیا جس میں امریکا پر بین الاقوامی قوانین کی خلاف ورزی کا الزام عائد کیا گیا۔ موجودہ عالمی منظرنامہ میں امریکا ایران پر پابندیوں کے لیے کسی بھی حدتک جاتا دکھائی دیتاہے۔ حالانکہ یہ ایران تھا کہ جب وہاں شاہ ایران حکومت کرتا تھا اور امریکا وہاں ہرقسم کے جدید ترین اسلحہ کا ڈھیرلگانے پر دل وجان سے آمادہ رہتاتھا۔ ہزاروں امریکی فوجی اور غیرفوجی ماہرین ایران میں براجمان رہتے تھے۔ امریکا شاہ ایران کے سر علاقائی طاقت کا تاج رکھ دینا چاہتا تھا۔ ویت نام کی شکست کے بعد امریکا نے ایک سبق جو سیکھا تھا وہ یہ کہ اب امریکا کسی بھی ملک کی سلامتی کی براہ راست ذمہ داری لینے کے بجائے ہر اہم علاقے میں کسی ایک ملک یا طاقت کو یہ ذمہ داری سنبھالنے کے قابل بنائے گا۔ اس حوالے سے مشرق وسطیٰ میں ایران اور سعودی عرب اس کے منظورنظر ٹھہرے تھے۔ دونوں ممالک میں تیل کی دولت اسلحے کے انبارلگانے میں خرچ ہوئی یوں اس عظیم الشان کاروبارکے نتیجے میں امریکی کارخانے خوب چل نکلے۔ شاہ ایران کے ہرظلم میں امریکا نے اس کا ساتھ دیا لیکن وہ اسے بچانہ سکا اور انقلاب ایران کے نتیجہ میں 16 جنوری 1979ءکو ریڈیو ایران نے شاہ کے ملک چھوڑجانے کی خبرنشرکی ‘پھر یہ ہی شاہ ایران تھا جس کو امریکا نے اپنے ملک میں داخل ہونے کی اجازت نہ دی تھی۔ حالانکہ 2سال قبل 1977ءمیں امریکی صدرکارٹر تہران آئے تو شاہ ایران کو خراج تحسین پیش کرتے ہوئے کہاعزت مآب شہنشاہ دنیا میں کوئی اور ایسا لیڈرنہیں جس کا میں آپ جتنا احترام کرتاہوں“۔لیکن جب عزت مآب شہنشاہ ملکوں ملکوں پناہ کے لیے خاک چھان رہے تھے لیکن امریکا انہیں قبول کرنے کے لیے آمادہ نہیں تھا۔ آج منظرنامہ تبدیل ہوچکاہے۔ لیکن ایک 7 واضح ہے کہ استعماری قوتوںکا تمام تر انحصار اختلافات پیدا کرنے پرہوتاہے۔ وہ آج بھی اپنے اس ہنرکا استعمال بڑی چابکدستی سے کررہی ہیں۔ اور نہ جانے کب تک کرتی رہیں گی ۔جب ہی تو ایران پرعائدکی گئی پابندیوں کے خلاف کسی اسلامی ملک نے آوازنہیں اٹھائی۔اگرکوئی کچھ بولا تو وہ روس تھا جس نے ایران پرعائدکی جانے والی پابندیوں کو بین الاقوامی قوانین کے خلاف قراردیا۔

[ Mon 16 Jan 2012 ] [ 11 PM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
جوان‌ترین کارمند و مهندس کمپانی مایکروسافت در سن شانزده سالگی در اثر نارسایی قلبی درگذشت.
 
 «آرفا کریم» دختر باهوش که اصالتا اهل کشور پاکستان بود از اواخر ماه دسامبر ۲۰۱۱ میلادی دچار حمله صرع و تشنج شد و نهایتا در بیمارستان درگذشت. وی در سن ۹ سالگی موفق شده بود مدرک مهندسی MCP مایکروسافت را دریافت کند.
 بعد از گرفتن این مدرک در سن ۹ سالگی، از طرف بیل گیتس که آن زمان مدیرعامل اجرایی کمپانی مایکروسافت بود تشویق شد و از او برای ادامه همکاری خواسته شد به امریکا سفر کند. پیش بینی می‌شد که وی یکی از خلاقان آینده بازار آی تی دنیا شود که اجل به وی امان نداد.
محض نو سال کی عمر میںمائیکرو سافٹ سرٹیفائیڈ پروفیشنل کا اعزاز جیتنے والی ارفع کریم موت سے لڑتے لڑتے ہفتہ کی رات سی ایم ایچ میں خالق حقیقی سے جا ملی۔ ارفع ندیم گزشتہ 26روز سے کومے میں تھیں اور وینٹی لیٹر پر تھیں ان کی نماز جنازہ آج صبح 10بج لاہور کینٹ میں ادا کی جائے گی
 دنیا کی کم عمرترین آئی ٹی ماہر ارفع کریم نے 2004 ء میں صرف 9 سال کی عمر میں مائیکرو سافٹ سرٹیفائیڈ پروفیشنل ایم سی پی ایس کا اعزاز حاصل کیا ' ارفع کے اعزاز پر مائیکرو سافٹ کے چیئرمین بل گیٹس نے ان سے ملاقات بھی کی تھی۔2005 ء  میں سائنس اینڈ ٹیکنالوجی کی فیلڈ میں ارفع نے فاطمہ جناح گولڈمیڈل حاصل کیا جو انہیں اس وقت کے وزیراعظم شوکت عزیز نے دیا۔ علاوہ ازیں اگست 2005 ء میں صدر پاکستان کی جانب سے سلام پاکستان یوتھ ایوارڈ سے نوازا گیا۔ 2005 ء میں ہی ارفع کو صدارتی تمغہ حسن کارکردگی سے بھی نوازا گیا۔ اس کے علاوہ ارفع کو سول ایوارڈ سے بھی نوازا گیا ۔ جو پاکستان کی کسی بھی پہلی کم عمر ترین بچی کو دیاگیا۔
 ارفع کریم نے بے شمار انٹرنیشنل فورمز پر بھی ایوارڈ حاصل کئے دنیاکے مختلف آئی ٹی سیمینارز میں شرکت کی اور ان میں پاکستان کی نمائندگی کی۔ ارفع نے 2006 ء میں بار سلونا میں آئی ٹی ڈوپلیرز کانفرنس میں لیکچر دیا ۔
 ارفع نے انگریزی زبان میں مختلف نظمیں بھی لکھیں۔
 ارفع کریم کو 22 دسمبر 2011 ء کو سی ایم ایچ لاہور میں داخل کرایا گیا تھا۔ جہاں وہ 3 ہفتے تک زیر علاج رہی اور گزشتہ روز 14 جنوری 2012 ء کو انتقال کر گئیں جبکہ ان کی  وفات سے چند گھنٹے قبل اطلاع ملی تھی کہ ان کی صحت سنبھل رہی ہے اور انہیں دبئی کے ہسپتال میں منتقل کیا جا رہا ہے۔ جبکہ ان کی بیماری کے  دوران مائیکرو سافٹ کے چیئرمین بل گیٹس ارفع کے والد سے مکمل رابطے میں رہے اور ارفع کی صحت کے بارے  دریافت کرتے رہے انہوں نے ارفع کو جہاز میں ونٹیلیٹر میںامریکہ لانے کا بھی کہا۔
بقول شاعر
    تیرے آزادمنش بندوں کی نہ یہ دنیا نہ وہ دنیا
    یہاں مرنے کی پابندی وہاں جینے کی پابندی

[ Sun 15 Jan 2012 ] [ 11 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]

تأکید بر اربعین حسینی، در واقع تأکید بر نقشی است که حماسه سازان انقلاب حسینی در تاریخ اسلام داشتند، انقلاب خون شهدای عاشورا دو مرحله داشت که اولین مرحله آن از خروج سید‌الشهدا از مدینه آغاز می‌شود و در روز عاشورا پایان پیدا می‌کند، به طوری که مجموعه‌ای از اقدامات و فعالیت‌های انقلابی امام بخش اول قیام حسینی را تشکیل می‌دهد.
مرحله دوم قیام امام حسین علیه‌السلام، بعد از روز عاشورا شروع می‌شود که در حقیقت دست‌اندرکاران بخش دوم، در رأس آنها حضرت زینب کبری سلام الله علیها و امام سجاد علیه‌السلام قرار دارند، کاری که این عزیزان می‌کنند، تبیین اهداف قیام سید‌الشهدا و رساندن پیام قیام امام حسین علیه‌السلام به مردم و جوامع دیگر است.
برای تبیین اهداف قیام  و آشنا شدن جهانیان با اهداف قیام و انتشار فرهنگ انقلاب حسینی در جوامع نیاز به حادثه دیگر بود، این حادثه در اربعین جلوه می‌کند، در حقیقت اربعین سید‌الشهدا علیه‌السلام روز پاسداری از اهداف قیام سید‌الشهدا، تبیین نقش و پیام امام و اهداف قیام اباعبدالله الحسین علیه‌السلام است، به همین جهت به اربعین اهمیت داده می‌شود.
مدیریت بحران 40 روزه حضرت زینب علیها‌السلام از عاشورا تا اربعین، در سه بعد قابل تحلیل است، بعد اول، بعد مدیریت درون مجموعه‌ای است؛ یعنی مجموعه کاروان سید‌الشهدا علیه‌السلام نیاز به مدیریت و رهبری داشت تا مجموعه  کاروان آل الله را که تعدادی از زنان، فرزندان خردسال و امام سجاد علیه‌السلام بود را مدیریت کند، به این معنا که این مجموعه بتواند کار خودشان را انجام دهد، مثلاً فرض کنید کاری  منجر به کم ارزش این قیام را در چشمه‌ها شود، در نظرها انجام ندهند یا یک وقتی بی‌تابی نکنند به طوری که رفتارشان متناسب با عظمت این قیام است.
در خصوص بعد دوم مدیریت حضرت زینب، بعد مدیریت پیام‌رسانی بود؛ یعنی اینکه پیام قیام عاشورا توسط چه کسی و در کدام مکان و زمان انتقال داده شود، مثلاً  موقعیت دروازه کوفه، دربار عبیدالله، شام و دربار یزید موقعیت‌های استثنایی بود که برای رساندن پیام قیام حسینی احتیاج به مدیریت داشت که این مدیریت به خوبی توسط زینب کبری سلام الله علیها به خوبی انجام گرفت.
بخش سوم، بخش مدیریت در مسیر بازگشت و در شهر مدینه بود که بازگشتی بزرگوارانه و محترمانه را رقم زد، بازگشتی که سربلندی اهل بیت علیهم‌السلام را در بر داشت تا فرصت این پیام‌رسانی به فرصت تبیین اهداف انقلاب سید‌الشهدا برای مردم فراهم شود، لذا در هر سه بعد حضرت زینب بسیار موفق بودند، منتها فشار مدیریت و فشار حادثه کربلا برای حضرت زینب به حدی بود که طبق روایت بیش از چند ماه پس از حادثه عاشورا نتوانستند در قید حیات بمانند.
تربت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام نسبت به تربت سایر ائمه از جایگاه خاصی برخودار است، این امتیاز از ویژگی های امام حسین علیه‌السلام است و نیز استجابت دعا تحت قبه سید‌الشهدا، زیارت فرشتگان هر هفته شب‌های جمعه، تاکید بر زیارت ایشان در ایام خاصی از سال از جمله شب قدر از امتیازات سالار شهیدان است.
جانفشانی و ایثاری که اباعبدالله الحسین علیه‌السلام انجام داد، در عالم یگانه و ویژه بود، و هدف از امتیازات این است که پیام حسینی زنده و جاودانه بماند و به بهانه‌ها و شیوه‌های مختلف این پیام به مردم دنیا برسد
.

[ Sat 14 Jan 2012 ] [ 10 AM ] [ محمد نظیر عرفانی ]
درباره وبلاگ

بلتستان واقع در نقطه تلاقی سه رشته کوه بزرگ هیمالیا، قـــراقروم و هندوکش است که در این منطقه به هم می رسند شیعیان در مناطق کارگیل ، بلتستان ، لداخ و تبت ساکن می باشند که سابقه حضور آنها به بیش از هفتصد سال قبل می رسد
در این وبلاگ به تاریــــخ و فرهنگ شیعیان بلتستان خواهیم پراخت، شیعیان بلتستان به علت تأثیر گزاری مستقیم بر جامعه شیعیان پاکستان دارای اهمیت فراوانند لهذا به تناسب موضوع ،شیعیان پاکستان نیز بحث شده است
لينک هاي مفيد
امکانات وب
?