با فرا رسیدن محرم مناطق شیعه نشین پاکستان سرتاسر سیاه پوش میشود و آیینهای مختلفی طبق آداب و رسوم هر منطقه در این ایام برگزار میشود.
علاوه بر مراسم سخنرانی، روضه خوانی، نوحه خوانی و سینه زنی که در تمام مناطق شیعه نشین پاکستان برگزار میشود، «تعزیه» خوانی که «شبیه سازی» نیز به آن گفته میشود در بین مردم این کشور از اهمیت ویژهای بر خوردار است.
«تعزیه» خوانی در مراسم عزاداری امام حسین از گذشتههای دور در بین شیعیان پاکستان رواج و اهمیت زیادی داشته است.
شیعیان در مناطق مختلف پاکستان، به گونههای متفاوت مراسم تعزیه خوانی را بر پا میکنند و نوع اجرای این مراسم مشترکات فراوانی با مراسم تعزیه خوانی در ایران دارد.
برای اولین بار در زمان «امیر تیمور» بود که تعزیه خوانی در پاکستان رواج یافت و از آن دوران تاکنون به روشهای متفاوت همه ساله این سنت در اکثر شهرهای پاکستان برپا میشود.
طبق نوشته «کیومرث امیری» در کتاب «سرزمین و مردم پاکستان»، امیر تیمور گورکانی هر سال در ماه محرم به زیارت امام حسین(ع) میرفت و در حرم مطهر امام بسیار میگریست. در دوران حکومت وی در ماه محرم به هند حمله شد و او نتوانست برای زیارت به کربلا برود.
پس از مشورت با اطرافیان دستور داد تا شبیه ضریح مبارک امام حسین(ع) را از چوب بسازند.
پس از اینکه ضریح ساخته شد، تیمور مراسم تعزیه را در اطراف این ضریح چوبی برگزار کرد. از آن پس، این ضریح ماند و سالهای دیگر سوگواری در ایام محرم در کنار آن برگزار میشد.
برخی از نویسندگان نیز نوشتهاند که سنت تعزیه خوانی از دوران صفوی که هم زمان بود با دوران امیر تیمور گرگانی در شبه قاره هند، در ایران رایج شد و به تدریج به سایر مناطق شیعه نشین هم رواج یافت که بیش از همه این سنت در هند و پاکستان مورد استقبال قرار گرفت.
ولی آنچه که مسلم است، سنت تعزیه خوانی از گذشته بسیار دور در میان مردم پاکستان رواج داشته است و تا به امروز هم همچنان این سنت پر شور برگزار میشود.
در حال حاضر، تعزیه خوانی و شبیه سازی در پاکستان، آنگونه که از داستان امیر تیمور نقل میشود، محدود نمانده است و نوع آیینهای تعزیه خوانی تقریبا همانند چیزی است که اینک در کشورما بر پا میشود.
اوج تعزیه خوانی در پاکستان در ایام تاسوعا و عاشوراست که در این ایام تعزیههای ویژهای بر پا میشود.
طبق نوشته کیومرث امیری، تعزیه حضرت علی اصغر (ع) یکی از مراسمهای روز عاشورا است که مردم پاکستان در این روز گهواره حضرت علی اصغر را شبیه سازی میکنند.
در روز عاشورا، این گهواره در معرض دید عموم قرار میگیرد و عزاداران حسینی به نیت تبرک دستی بر آن میکشند و آن را میبوسند و در کنار این گهواره، روضه خوانان و نوحه خوانان روضه حضرت علی اصغر را میخوانند و میگریند.
شبیه سازی ذوالجناح که نام اسب حضرت امام حسین(ع) است، معروفترین تعزیهای است که در روز عاشورا بر پا میشود.
شیعیان پاکستان در روز عاشورا، اسبی را که معتقد هستند از همان نژاد اسب امام حسین در فاجعه کربلاست، آماده، آرایش و تیمار میکنند.
با مشاهده این اسب خاطرات عاشورا و تنهایی امام حسین در اذهان مردم زنده میشود و آنها گریه و زاری میکنند.
با فرا رسیدن ظهر عاشورا مردم عزادار سینه میزنند، ذوالجناح را میبوسند و آن را مخاطب قرار میدهند که بگو ای ذوالجناح، امام حسین را کجا پیاده کردی؟ چرا تنها برگشتی؟ چرا با امام حسین نزد اهل بیت بر نگشتی؟
طبق بررسی که کیومرث امیری انجام داده است، داستان انتخاب پرورش ذوالجناح امام حسین(ع)هم جالب و خواندنی است.
پس از انتخاب ذوالجناح از بین کره اسبهایی که بعضی از مردم آن را از نژاد اسب امام حسین میدانند، آن را پرورش و تعلیمات ویژهای میدهند تا زمان مراسم تعزیه خوانی کاملا آماده باشد.
همچنان پس از مراسم تعزیه خوانی، کسی موظف میشود که ذوالجناح را در مکانی مناسب و مخصوص نگهداری کند.
در بعضی از مناطق پاکستان، مردم اراضی خود را وقف ذوالجناح میکنند و خوراک و دیگر مخارج ذوالجناح از اینگونه موقوفات تامین میشود.
چنانچه زائرین مرقد مطهر امام حسین چنین اسبی را با خود به کربلا ببرند؛ در بازگشت، احترام بیشتری خواهند یافت.
یکی از سنتهای دیگر مردم پاکستان در ایام محرم که بیشتر در میان شیعیان شهرهای «کراچی»، «ماتان» و «لاهور» رایج است، ساخت «کشتی» است که به «سفینه النجاه» معروف است.
شیعیان پاکستان در ایام محرم با استناد به حدیث پیامبر اسلام که امام حسین را«کشتی نجات» معرفی کردهاند، در مقابل در ورودی حسینیهها، یک کشتی کوچکی میسازند و علم سیاهی مزین به اسمای مبارک اهل بیت و همان حدیث پیامبر اسلام را بر آن نصب می کنند.
مردم این سفینه را شبیه کشتی نجات بخش حضرت نوح میدانند و به آن تبرک میجویند، میبوسند و در کنارش میگریند.
موضوعات مرتبط: شيعيان پاكستان
تاريخ : Sun 10 Nov 2013 | 6 PM | نویسنده : محمد نظیر عرفانی |
خودتان را در ابتدا معرفی کنید.
- محمدافضل ایمانی از کشور پاکستان هستم که در یازدهمین همایش پیرغلامان حسینی در استان گلستان شرکت کردم.
*چند سال دارید؟
-34 سال
*از چه زمانی مداحی را شروع کردید؟
-از 11 سالگی
*مداحی را در کجا فرا گرفتید؟
-مداحی را در کشور خودم و از اساتید این فن یاد گرفتم.
*در پاکستان به چه زبانی مداحی میکنید؟
-اردو
*کدام یک از روضههای حضرات معصومین(ع) را دوست دارید؟
-روضه امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) را بیشتر دوست دارم.
*مراسم عزاداری در پاکستان چگونه برگزار میشود، آیا از اهل سنت هم در این مراسم شرکت میکنند؟
-در پاکستان چند نوع مراسم از جمله عزاداری مداحی، نوحهسرایی، سینهزنی و زنجیرزنی داریم، بله! از برادران اهل سنت هم شرکت میکنند.
*مراسمهایی که شما برگزار میکنید، از کدام نوع است؟
-بیشتر نوحهخوانی و سینهزنی است.
*در کدام شهر پاکستان مستقر هستید؟
-لاهور
*اولین بار است که به ایران آمدهاید؟
-نه! برای همایش پیرغلامان برای بار نخست است که حضور پیدا کردم، اما تا کنون چند بار به ایران سفر کردم.
*نظرتان راجع به مداحی ایرانیها چیست؟
-مداحی ایرانی را در یک قسمت میپسندم و از لحاظ دیگر به آن نقد دارم!
*به کدام مورد نقد دارید؟
-آنجایی که به روضهخوانی و مسائلی نظیر آن پرداخته میشود، خیلی دوست دارم، ولی به قمه زدن برخی هیئتها نقد دارم!
*شما روضه هم میخوانید؟
-بله!
*بیشتر از چه کتابهایی روضه میخوانید؟
-«نفس المهموم» شیخ عباس قمی، «مقتل لهوف» سید بن طاووس و کتابهای مقاتل را میخوانم.
*مداحان ایرانی را میشناسید؟
-مداحان ایرانی را کمتر میشناسم، ولی بیشتر از همه محمود کریمی و سیدمهدی میرداماد را میشناسم.
*کدام مداح را بیشتر دوست دارید؟
-بیشتر از همه حاج محمود کریمی را!
*به سبک مداحی ایرانی به زبان اردو مداحی میکنید؟
-نه! سبک ما جداست، ما سبک خودمان را داریم، در سبک مداحی پاکستانی چند شیوه داریم، مانند آرام خواندن، تند خواندن و سریع خواندن!
*تند خواندن با سریع خواندن چه تفاوتی دارد؟
-تند خواندن شورش بیشتر است و سینهزنی آن هم کوبندهتر است.
*از سبک مداحی ایرانی به زبان اردو با بالعکس میتوان استفاده کرد؟
-بله! سبک فارسی را میتوان در اردو اجرا کرد، همچنین سبک مداحی اردو به زبان فارسی.
*کربلا رفتید؟
-الحمدالله چهار بار رفتم.
*آخرین بار چه زمانی به کربلا رفتید؟
-اربعین دو سال پیش کربلا بودم.
*پیادهروی اربعین رفتید؟
-بله! سه روز پیادهروی رفتم.
*نظرتان راجع به پیادهروی اربعین چیست؟
-روایات زیادی درباره پیادهروی اربعین در کتابها نقل شده است، هر چقدر انسان با سختی عملی را انجام دهد، ثواب آن عمل هم بیشتر خواهد بود، ما این پیادهروی را به عشق امام حسین(ع) انجام میدهیم.
*از هموطنانتان در موکبهای نجف تا کربلا کسی را مشاهده کردید؟
-بله! یک مکانی است که پاکستانیها برای زائران امام حسین(ع) خدمت میکنند.
*در پاکستان مانند ایران سیدیهای مداحی به فروش میرسد؟
-بله! همچنین سایتهای اینترنتی مختلفی صوت مداحان را در اختیار مردم پاکستان قرار میدهند.
*پاکستانیها کدام مداح را بیشتر دوست دارند؟
- حسن صادق و سیدندیم رضا سرور که به زبان اردو مداحی میکنند بیشتر مورد استقبال مردم هستند.
*در پاکستان هم رسم است که به مداح صله بدهند؟
-بله! معمولاً نقدی میدهند.
*به نطر شما درست که مداح از قبل بگوید چقدر دریافت میکند؟!
-نه! این یک جور معامله میشود، نظرم این است که مداح برای عزاداری امام حسین(ع) باید این کار را خالصانه انجام دهد، یعنی باید مداح بداند این وظیفه اوست که پیام امام حسین را به مردم برساند.
* چند فرزند دارید؟
-سه فرزند دارم، 2 دختر و یک پسر، معصومه، فؤاد مهدی و زهرا.
*پسرتان چند سال دارد؟
-چهار سالش هست.
*دوست دارید پسرتان هم مداح شود؟
-از آنجایی که خودم قاری بینالمللی هستم، دوست دارم پسرم قاری قرآن شود، اول کلام الهی را بخواند و بعد ذاکر اهل بیت(ع) شود.
موضوعات مرتبط: آشنایی با پاکستان
تاريخ : Sat 9 Nov 2013 | 9 PM | نویسنده : محمد نظیر عرفانی |
جنگ آزادی کے بعد موضع سکمیدان سے تعلق رکھنے والے ایک شخص ذاکر علی جو ملک، جو کہ کافی عرصہ قبل سکردو سے شملہ جا چکے تھے، واپس آئے۔ پہلے انہوں نے بری ہاتو نامی جگہ پر ایک امام بارگاہ کی بنیاد رکھی اور مجلس کا سلسلہ شروع کیا، بعد میں 1952ء میں انہوں نے محلہ سکمیدان میں باقاعدہ اردو نوحہ خوانی شروع کی۔ ان کی اہلیہ بھی نوحہ خواں تھیں۔ ذاکر علی جو ملک کو بلتستان میں اردو ماتمی سلسلہ اور جدید ماتمی روایات کے بانی کا درجہ حاصل ہے۔ انہوں نے دستہ آل عباء کے نام سے اردو ماتمی دستہ نکالنے کا سلسلہ شروع کیا۔ اس دور میں ان کے پڑھے ہوئے نوحے ”دین محمدی کے وارث واری ترے ہم جائیں، اولاد پیغمبر کا دشمن زمانہ سارا“ سمیت کئی دیگر نوحے بہت معروف ہوئے جو آج تک لوگوں کو یاد ہیں۔
ان کے گھر میں یکم محرم سے عاشورہ تک خواتین کی جبکہ 14محرم سے چہلم امام حسین (ع)تک مردانہ مجالس منعقد کی جانے لگیں، یہ سلسلہ آج بھی جاری ہے۔ عابد ملک کے دور میں مقامی شعرا نے نوحے میں نئے تجربات کیے اور آج نوحے کی شاعری کے حوالے سے بلتستان کو خاص مقام حاصل ہے۔ بعض ناقدین کے مطابق بلتستان میں اہل زبان کے پائے کے اردو نوحے تخلیق ہو رہے ہیں۔ آج سکردو کی تمام ماتمی انجمنیں اپنی کیسٹیں اور سی ڈیز ریلیز کرتی ہیں جن میں سال بہ سال نئے اور منفرد نوحے شامل کیے جاتے ہیں۔ عابد ملک کے بیٹے الطاف ملک ان دنوں نو عمر ہیں لیکن اپنی خاندانی راویت کو زندہ رکھنے کے لیے دستہ آل عبا میں نوحہ خوانی کرتے ہیں۔ ذاکر علی جو مرحوم کی دونوں بیٹیاں بھی نوحہ خواں ہیں۔ ایک عرصے تک دونوں بہنیں اپنے گھر میں ہونے والی مجالس میں اردو بلتی نوحے پڑھتی تھیں اور آج ان کی دیکھا دیکھی بہت ساری خواتین اس میدان میں آگئی ہیں۔ ان کے چھوٹے فرزند عاشق ملک اس وقت سکردو میں ایک ماتمی دستہ ”دستہ حیدریہ“ میں نوحہ خوانی کرتے تھے (جو رواں سال داعی اجل کو لبیک کہہ گئے)، جہاں ان کے بعض بیٹے بھی ان کے ہمراہ ہوتے ہیں۔
شمسی مہینہ اسد میں اسکردو میں خصوصی عاشورہ منایا جاتا ہے جس میں ملک بھر سے کم و بیش ایک لاکھ سے زائد عزادار شرکت کرتے ہیں اور اس ماتمی اجتماع کو جنوبی ایشیاء کا سب سے بڑا ماتمی اجتماع قرار دیا جا تا ہے۔ بلتستان میں شروع میں آداب مجالس ایرانی طرز کے تھے، بعد میں ان میں کشمیری روایات بھی شامل ہو گئیں۔ بلتی مجالس کی روایات کے مطابق مجلس کے آغاز سے پہلے عزا خانے کے اوپر کی طرف ممبر کے گرد ایک دائرہ بنا کر علما، ذاکرین اور نوحہ خوانوں کے علاوہ بزرگوں کو بٹھا دیا جاتا ہے۔ ان کے پیچھے باقی لوگ ترتیب وار بیٹھ جاتے ہیں۔ مجلس کے آغاز کے ساتھ ہی تمام شرکا اپنی ٹوپیاں اتار دیتے ہیں۔ بعض لوگ اپنے سروں پر چادریں ڈال لیتے ہیں، جس کے بعد مرثیہ خوان (بلتی زبان میں) پہلے دومصرے بیٹھ کر پھر کھڑے ہو کر مرثیہ کے باقی شعر مخصوص لے میں پڑھتا ہے۔
قدیم زمانہ میں یہ نوحے فارسی زبان میں تھے، بعد میں مقامی شعرا نے بلتی نوحے لکھے جبکہ کشمیری نوحے بھی پڑھے جاتے تھے۔ بعض مقامات پر آج بھی کشمیری نوحے پڑھے جاتے ہیں۔ مجلس کے اختتام پر تبرک کا اہتمام کیا جاتا ہے جس میں عام طور پر پتلی روٹیوں(چپاتی) کے ساتھ حلوہ، گوشت اور مقامی روٹیاں کلچہ، اذق وغیرہ پیش کیے جاتے ہیں، ان کے ساتھ مقامی نمکین چائے بھی پیش کی جاتی ہے۔ نویں محرم کو حضرت عباس (ع) کی مجلس خصوصیت کے ساتھ منعقد کی جاتی ہے، اس رات مختلف امام بارگاہوں میں شب عاشور کی مجالس منعقد کی جاتی ہیں اور بعد میں ماتمی جلوس برآمد کیے جاتے ہیں اور یوں رات بھر ماتم کا سلسلہ جاری رہتا ہے۔ بعد میں کم و بیش تمام لوگ کالے لباس میں ملبوس ہو کر امام بارگاہوں کا رُخ کرتے ہیں جہاں مجالس کے بعد تعزیہ، عَلم اور ذوالجناح کے جلوس نکالے جاتے ہیں اور جلوس کے ہمراہ نوحہ خوانی اور سینہ زنی کرتے ہوئے سکردو شہر میں قائم شبیہ زیارت گاہ امام حسین (قتل گاہ شریف) کی طرف روانہ ہوتے ہیں۔
شہر کی مختلف امام بارگاہوں سے نکلنے والے جلوس کے شرکا نماز ظہرین کی ادائیگی کے بعد دوبارہ ماتم کا سلسلہ شروع کرتے ہیں۔ جلوس کے شرکا قتل گاہ شریف کی زیارت کے بعد واپس اپنی اپنی امام بارگاہوں کی طرف لوٹ جاتے ہیں جہاں مجالس شام غریباں منعقد کی جاتی ہیں۔ شام غریباں کی مجالس میں معروف بلتی شاعر بوا محب کا لکھا ہوا نوحہ ”دنیا دی کھڑم ان پا بیا چس چی بیو“ خصوصیت کے ساتھ پڑھا جاتا ہے۔ جلوس کے دوران اہل سنت مسلک سے تعلق رکھنے والے بعض لوگ راستوں میں تبرکات کا اہتمام کرتے ہیں۔ اسی سبب بلتستان کا پر امن معاشرہ پورے ملک کے لیے مثال ہے۔ بلتستان میں پورے ملک کے برعکس سال میں دو دفعہ عاشورہ منایا جاتا ہے۔ پہلا محرم میں منایا جاتا ہے جبکہ دوسرا عاشورہ شمسی حساب سے ماہ اسد میں منایا جاتا ہے۔ اس میں بعض مقامات پر دس دن جبکہ بعض مقامات پر پانچ دن کی مجالس کا اہتمام کیا جاتا ہے اور ہر سال اگست کی پہلی تاریخ یا اسی کے آس پاس عاشورہ منایا جاتا ہے۔ اس حوالے سے کہا جاتا ہے کہ واقعہ کربلا اسی موسم میں رونما ہوا تھا۔ اسد میں سکردو شہر میں 25 کے قریب ماتمی دستے برآمد ہوتے ہیں۔
موضوعات مرتبط: فرهنگ بلتستان
تاريخ : Tue 5 Nov 2013 | 9 PM | نویسنده : محمد نظیر عرفانی |
2003 میں امریکا میں اپنی تعلیم مکمل کرنے کے بعد ذیشان اختر اپنی سرزمین پاکستان میں اپنا کیریئر بنانے کے لیے واپس آئے، ایل جی و سام سنگ جیسی غیرملکی برانڈزکے ساتھ تعلق کے علاوہ ان کی ڈسٹری بیوشن نے انھیں پاکستانی مارکیٹ کو سمجھنے کا موقع فراہم کیا، وہ ’’میڈاس ٹچ‘‘ کے حامل تھے جہاں ان کی بنائی برانڈز نے بڑا مارکیٹ شیئر حاصل کیا، ان کے لیے کوئی حد نہیں تھی اور پھر کیوموبائل نے جنم لیا۔ زیشان اختر صرف 30سال کے تھے جب انھوں نے کمپنی کو لیڈ کیا جو جلد ایک کارپوریٹ جائنٹ بننے والی تھی۔
کیو موبائل پاکستان کی موبائل فون انڈسٹری میں سب سے بڑا مارکیٹ شیئر رکھنے والی کمپنی کے طور پر ابھری، علاوہ ازیں اس کے کسٹمر سب سے زیادہ ہیں جو مسلسل بڑھ رہے ہیں، یہ سب کچھ نوجوان انٹرپرینیور کی بہترین کاوشوں کا نتیجہ ہے جو جانتا ہے کہ معیار ہی سب کچھ ہے، یہی وہ بنیاد ہے جس پر کیوموبائل کھڑی ہے اور اپنے صارفین کو عالمی سطح پر معروف بیرونی برانڈز کے ہم پلہ بہترین خدمات، کسٹمر کیئر اور پرکشش قیمتوں کے ساتھ جدید ترین ٹیکنالوجی پر مبنی موبائل سیٹ فراہم کررہی ہے، اب عام آدمی کو جدید ترین ٹیکنالوجی جیسے ڈیول سم اور سوشل نیٹ ورکنگ فیچرز تک رسائی حاصل ہے جو اسے دنیا دیکھنے کا موقع فراہم کرتے ہیں۔

85 سے زائد مختلف ومتنوع سیل فونز کے انتخاب کے ساتھ ذیشان اختر اور ان کی ٹیم نے کیوموبائل کے پاکستانی خواہشات وتقاضوں کے مطابق اپنے عزم کے پورا ہونے کو یقینی بنا دیا ہے، انھوں نے جدت پر مبنی ٹیکنالوجی ڈیزائن کیں جو مجموعی طور پر خطے سے مطابقت رکھتی ہیں، ان کی ہر پراڈکٹ اپنے زیادہ دلچسپ جانشین پیدا کرتی ہے جن میں سے ہرایک دوسروں سے زیادہ پرکشش ہوتی ہے، معیار پر کبھی سمجھوتہ نہ کرنے کے ذیشان اختر کے اصول نے کیوموبائل کو ناقابل تسخیر بلندیوں تک پہنچا دیا۔
وہ زندگی کے مختلف شعبوں سے تعلق رکھنے والے صارفین کی ضروریات کے مطابق کمپنی کو مختلف گروپوں میں پھیلانا چاہتے ہیں اور ایسا ایک حکمت عملی کے تحت ممکن بنایا جا رہا ہے جو پاکستانی عوام کو قابل برداشت اسمارٹ فونز کی طرف منتقل کردے گا، ذیشان اختر اور کیوموبائل کے لیے پاکستانیوں کو بااختیار بنا کر وسیع تر اور بہتر کارکردگی کا حامل بنانا اور مقامی سیل فون انڈسٹری میں نئی و جدید سمتیں متعارف کرانا ہی سب کچھ ہے۔
موضوعات مرتبط: آشنایی با پاکستان
تاريخ : Tue 5 Nov 2013 | 12 PM | نویسنده : محمد نظیر عرفانی |
’’ شیوسار جھیل اگلے سال جاواں گے،تے دوویں بھراجاواں گے … میں کلم کلا دیوسائی تے شیوسار کیویں جاواں گا؟‘‘
میں نے دیوسائی نہ جانے کا وعدہ کر لیا
وعدہ کرتے وقت مجھے اس کی سفاکی کا اندازہ نہیں تھا۔
سکردو پہنچ کر دیوسائی نہ جانے کا وعدہ نبھانا کتنا اذیت ناک ہے؟ اس کا اندازہ وہی کر سکتا ہے جو شیوسار جھیل کے جنت نظیر مناظر اور دیوسائی کے لازوال حسن کی رعنائیوں کے چرچے سن چکا ہو، یہ رعنائیاں صرف تیس کلومیٹر دور ہوں ،اور پیروں میں وعدے کی زنجیر پڑی ہو! … سکردو میں قیام کے دوران شاہ صاحب اور اُن کے ساتھیوں نے کئی مرتبہ سوال کیا کہ آپ دیوسائی جانے سے کیوں کترا رہے ہیں ؟میں انھیں طاہر کمپیوٹر سے کئے گئے وعدے کے بارے میں بتانا چاہتا تھا لیکن اس جواب میں چھپا ہوا سوال مجھے شرمندہ کرتا تھا!
گھونگھٹ تک رسائی کے بعد پارسائی کا وعدہ نبھانے والے کو کیا کہا جائے گا؟ میں خود کو ’’وہ‘‘ نہیں کہلوانا چاہتا تھا اس لئے خاموش رہا اور شیوسار ودیوسائی سے اگلے سال حاضری کا وعدہ کر کے چپ چاپ واپس چلا آیا۔
اور جب شیوسار کے درشن کے … آئے موسم رنگیلے سہانے … تو:
وعدہ کر کے مکر گیا ہائے
کمپیوٹر بے ایمان نکلا
طاہر کمپیوٹر نے دیوسائی کے راستے میں ناگزیر مجبوریوں کا ہمالیہ کھڑا کر دیا اور ساتھ چلنے سے معذرت کر لی۔سکردو میں پونم کے جلووں سے لطف اندوز ہونے کے بعد شیوسار سے وعدہ خلافی ایک گناہ تھا۔ میں جلد از جلد اس گناہ کا کفارہ ادا کرنا چاہتا تھا اس لئے طاہر دانیوال … وہ طاہر جو دانیوال ٹاؤن میں رہتا ہے،رانا محمد یونس، شاہد چوہدری اور عمر چوہدری کو رضامند کرنے کی ’’موبائل توڑ‘‘ کوشش کی لیکن اِن حضرات نے طاہر کمپیوٹر کے بہانوں سے زیادہ بھاری بھرکم اور عجیب و غریب قسم کے بہانے ایجاد کر لئے :
کسی کی بیوی کے تایا کی بیٹی کے چچا کی بھتیجی کی والدہ کی داڑھ میں سخت درد تھا۔
کسی کی سالی کے شوہر کے ہم زلف کے سسر نے دو سال قبل بائی پاس کروایا تھا اور اسے پانچ کلومیٹر چلنے کے بعد سانس چڑھ جاتا تھا۔
کسی کے سالے کے سالے کے بہنوئی کی بہن کی ساس عمرہ کرنے جا رہی تھیں اور انھیں خدا حافظ کہنے کے لئے کراچی جانا بہت ضروری تھا۔
مجھے ان حضرات کی مجبوریوں کی فہرست سن کر بے تحاشہ ترس آنے لگا۔ میرے عزیز دوست اتنی خوفناک مجبوریوں کی زنجیر میں جکڑے ہوئے ہیں اور میں انھیں شیوسار کی رنگین فضاؤں کے خواب دکھا رہا ہوں ؟ میں نے مجبوراً پروگرام ملتوی کرنے کا ارادہ کر لیا، مگر شیوسار اور دیوسائی خوابوں میں آ کر دہائی دیتے تھے:
روکے زمانہ، چاہے روکے خدائی
تم کو آنا پڑے گا
اس مشکل وقت میں مجھے عرفان فیصل آبادی یاد آیا۔
’’ خیر تو ہے؟ اتنے عرصے بعد بھولے بسرے لوگوں کی یاد کیسے آ گئی؟‘‘ فون پر علیک سلیک کے بعد عرفان نے سوال کیا۔
’’ مسئلہ وہی پرانا ہے۔‘‘ میں نے شرمندگی سے کہا۔ ’’ذرا شیوسار جھیل تک جانے کا ارادہ ہے … کوئی ساتھی نہیں مل رہا۔ ‘‘
’’ میں ہوں ناں !آپ فیصل آباد آ جائیں ،حسبِ روایت آپ کو سکردو پہنچا دیا جائے گا۔ آگے آپ جانیں اور آپ کی شیوسار۔‘‘
’’ویری گڈ۔اسکا مطلب ہے کہ آپ براستہ سکردو کہیں جانے کے لئے پر تول رہے ہیں … کہاں کا ارادہ ہے؟‘‘
’’ وہی غونڈو غورو … پچھلے سال واپس آنا پڑا تھا، اس مرتبہ دوبارہ کوشش کرنے کا ارادہ ہے۔ لیکن آپ کو شیوسار کی کیا سوجھی؟ آپ نے کئی دن سکردو میں قیام کیا تھا، دیوسائی نہیں گئے؟‘‘
’’نہیں جا سکا تھا۔‘‘ میں نے شرمندگی سے کہا۔
’’ دس دن تک سکردو میں کیا کرتے رہے تھے؟‘‘ وہ حیران ہوا۔
’’جھک مارتا رہا تھا۔‘‘ میں نے اعتراف کیا۔
’’اور اب پھر جھک مارنے جا رہے ہیں۔ شیوسار جھیل اور سکردو بچوں کے مشغلے ہیں۔ اس مرتبہ ہمارے ساتھ غونڈو غورو کراس کریں۔ زندگی سنور جائے گی۔‘‘ عرفان نے مجھے ورغلانے کی کوشش کی۔
’’میں آج تک پچھتا تا ہوں کہ جوانی میں یہ پنگے کیوں نہیں لئے؟اب میری بزرگی اس قسم کی مہمات کی اجازت نہیں دیتی۔آپ کے لئے آپ کا غونڈو غورو … میرے لئے شیوسار جھیل۔‘‘
’’ڈاکٹر صاحب پنگے لئے نہیں جاتے … ہو جاتے ہیں۔ پچھلے سال شاہراہِ قراقرم پر ہونے والی لینڈسلائیڈنگ کے علاقے کورات کی تاریکی میں پیدل عبور کرنے والا پنگا آپ نے سوچ سمجھ کر لیا تھا؟‘‘
عرفان ’’سکردو میں پونم‘‘ سے واپسی پر پیش آنے والے پنگے کا حوالہ دے رہا تھا، میں نے خاموش رہنا مناسب سمجھا۔
’’بہرحال میرا مشورہ ہے کہ شیوسار جیپ سفاری میں اسکولی جیپ سفاری بھی شامل کر لیں تاکہ آپ کا سفر باضابطہ ہو جائے۔‘‘ عرفان نے کہا۔
’’صرف شیوسار کے لئے سفر کرنا بے ضابطہ ہو گا؟‘‘
’’اسکولی، دیوسائی جیپ سفاری کچھ کمپنیوں کے سالانہ ٹور پروگراموں کا حصہ اور ایک جانا پہچانا شیڈول ہے۔ شیوسار جیپ سفاری لنڈورا سا لگے گا۔‘‘
’’او۔کے … اسکولی فائنل سمجھیں ، لیکن آپ کی جیپ میں میری گنجائش کیسے نکلے گی؟ میرا مطلب ہے آپ کے ساتھی مائنڈ تو نہیں کریں گے؟‘‘
’’جیپ میں صرف میں اور آپ ہوں گے۔ہمارے گروپ کی چھٹیوں کا شیڈول ایسا ہے کہ بقیہ ساتھی تین چار دن پہلے روانہ ہوں گے اور ٹریک کے انتظامات مکمل کریں گے۔ پئی یو میں ایک دن کا لازمی قیام ہو گا تو میں ان کے ساتھ شامل ہو جاؤں گا۔‘‘
’’اس کا مطلب ہے آپ جیپ کا کرایہ شیئر کرنے کے لئے مجھے اُلٹی پٹی پڑھانے کی کوشش کر رہے ہیں ،ورنہ دو مختلف سمتوں میں جیپ سفاری کی کیا تک ہے؟اسکولی سکردو کے شمال اور دیوسائی جنوب میں ہے۔‘‘
’’آپ کو شیوسار جانے کے لئے ساتھی نہیں مل رہا تومیں اپنی جیپ کا کرایہ شیئر کرنے کے لئے آپ کو الٹی پٹی پڑھانے کی کوشش کیوں نہ کروں ؟‘‘
عرفان کے لہجے میں معصومیت کوٹ کوٹ کر بھری تھی۔میں بخوشی اس معصومیت کے جال میں گرفتار ہو گیا۔
اسکولی کا نام میں نے شمالی علاقہ جات پر لکھے گئے تقریباً ہر سفرنامے میں پڑھا تھا۔ مجھے علم تھا کہ یہ پاکستان کی شمالی سرحد کا آخری گاؤں ہے اور اس سے آگے برف کے دیوتاؤں کی سلطنت کا آغاز ہوتا ہے۔ میرے ذہن میں اسکولی کا تصور ایک عارضی کیمپنک سائٹ کا تھا۔میں نے کبھی نہیں سنا تھا کہ کسی نے اسکولی ٹریک یا اسکولی جیپ سفاری کا پروگرام بنایا ہو۔اب اگر شیوسار اور عرفان کے ذہن پر چھائے ہوئے ’’غونڈوغورولا‘‘ کے طفیل اسکولی کا دیدار ہو رہا تھا تو مجھے کیا اعتراض ہو سکتا تھا؟
مگر غونڈو غورو -لا عرفان کے ذہن پر کیوں چھایا ہوا تھا؟
وادیِ شگر کو وادیِ ہوشے سے ملانے والا غونڈو غورو لا ( بلتی زبان میں درّے کو ’’لا‘‘ کہتے ہیں ) ہر اُس کوہ نورد کے ذہن پر غاصبانہ قبضہ جما لیتا ہے جو قراقرم کے جغرافیے کے مطالعے کی غلطی کر بیٹھتا ہے۔
یہ میرے ذہن پر بھی قبضہ جمانے کی کوشش کرتا ہے مگر؟
سطح سمندر سے ساڑھے پانچ ہزار میٹر … یعنی اٹھارہ ہزار فٹ بلندغونڈو غورو لا اور اس کا راستہ سنو لائن سے زیادہ بلندی پر واقع ہیں اس لئے دونوں کی برف کبھی نہیں پگھلتی، درجہ حرارت منفی بیس ڈگری سنٹی گریڈ کے لگ بھگ رہتا ہے اور ہوا میں آکسیجن کا تناسب نہ ہونے کے برابر ہے۔
غونڈو غورو ٹاپ تک جانے والی چڑھائی تقریباً پینتالیس درجے کا زاویہ بناتی ہے۔یہ چڑھائی دراصل وِگنے گلیشئر ہے جو سورج کی حرارت سے نرم و ملائم ہوکر برفانی دلدل میں تبدیل ہو جاتا ہے۔ اس دلدل کو دن کے وقت عبور کرنے کا دوسرا نام ’’ خودکش برف دھماکہ‘‘ ہے۔رات کو وگنے گلیشئر اس حد تک ٹھوس ہو جاتا ہے کہ برف گھٹنوں تک پہنچتی ہے، سر پر سے نہیں گزرتی۔ اس لئے غونڈو غورو لا ٹریک کے آخری دن کا سفر رات کے وقت کیا جاتا ہے،اور انتہائی محتاط انداز میں کیا جاتا ہے کیونکہ وگنے گلیشئر اپنی قاتل دراڑوں کے لئے مشہور ہے۔
اس تفصیل کو بیان کرنے کا مقصد اس سوال کا جواب تلاش کرنا ہے کہ نانگا پربت بیس کیمپ ٹریک کے دوران … سطح سمندر سے نو ہزار فٹ بلند جیل گاؤں سے فیری میڈوز جانے والی شریفانہ چڑھائی پر ایک گھنٹہ چلنے کے بعد اگر اٹھارہ سالہ بالی عمریا اور ٹیم کا سب سے فٹ ممبر عمر چوہدری ہوش و حواس کھو بیٹھے … تو سطح سمندر سے اٹھارہ ہزار فٹ بلند غونڈو غورو لا عبور کرنے کا خواب آنکھوں میں بسانے والے اڑتالیس سال پرانے بابے کو کس نوعیت کے مسائل پیش آ سکتے ہیں ؟
مزید یہ کہ اُسے اس حرکت پر اُکسانے والے کو کیا سزا ملنا چاہیے؟
سوال نمبر دو یہ ہے کہ اتنے مشکل اور اوٹ پٹانگ سپنے آنکھوں میں بسانے کی ضرورت کیا ہے؟
جواباً عرض ہے کہ غونڈو غورو ٹاپ سے قدرت کے برفانی عجائب گھر کا جو لازوال منظر دیکھنے کو ملتا ہے، وہ اس کائنات کا خوبصورت ترین منظر ہے اور کوہ نوردی کی دنیا کی معراج کہلاتا ہے۔کوہ نورد یہ معراج حاصل کرتا ہے اور کے۔ٹو،گیشر بروم،براڈ پیک، میشر بروم اور بے شمار دوسری چوٹیوں کے ساتھ برفانی دنیا کی لیلائے حسن … لیلیٰ پیک کو اپنے سامنے جلوہ افروز دیکھ کر مجنوں ہو جاتا ہے اور فطرت کی ’’مس یونیورس‘‘ کے حضور عہدِ وفا استوار کرنا چاہتا ہے:
برفوں میں ترے جینا مرنا
اب دور یہاں سے جانا کیا
گائیڈ جو اس دلکش خواب کی اگلی قسط سے بخوبی آگاہ ہے … اصرار کرتا ہے:
صاحب جی اٹھو، اب کوچ کرو
اس برف میں جی کا لگانا کیا
اس ٹریک کا اگلا مرحلہ وادیِ ہوشے میں داخل ہونا ہے۔ وادیِ ہوشے تک جانے والی ’’ اُترائی ‘‘ بھی ایک گلیشئر ہے اورغونڈو غورو گلیشئر کہلاتی ہے۔یہ گلیشئر وگنے گلیشئر کا بھی باپ ہے اور ایک بے ہنگم، بے ڈول اور پتھریلی ڈھلوان بناتا ہے جو ساٹھ درجے کا زاویہ بناتے ہوئے نیچے پہنچتی ہے۔ جیسے جیسے سورج بلند ہو گا، غونڈو غورو کے برفانی سمندر سے برفانی تودے لڑھکنے شروع ہو جائیں گے۔ اس لئے فوراً نیچے اترنا شروع کر دینا چاہیے اور مسلسل ورد کرتے رہنا چاہئے:
سورج میں تپش نہ آئے
آئے تو برف نہ پگھلائے
پگھلائے تو ذرا دور پگھلائے
تودے نے نیچے اترنے والے کی طرف لڑھکنا شروع کر دیا تو؟
چھوڑیں جی، دفع دور کریں اس موضوع کو … میں یا آپ کونسا غونڈو غورو جا رہے ہیں ؟ ان معلومات کا مقصد یہ واضح کرنا ہے کہ عرفان مجھے کس قسم کے الٹے سیدھے پنگے میں الجھانے کی کوشش کر رہا تھا اور میں نے اس پنگے سے دامن بچا کر کتنی عقلمندی کا مظاہرہ کیا۔عرفان ایک تربیت یافتہ راک کلائمبر، باقاعدہ ٹریکر اور کوہ پیما ٹیموں کے لئے سند یافتہ رابطہ آفیسر ہے۔ وہ پچھلے سال موسم کی خرابی کی وجہ سے غونڈو غورو لا عبور نہیں کر سکا تھا اور کے۔ٹو بیس کیمپ سے واپس آ گیا تھا۔اس لئے غونڈو غورو لا اُس کے ذہن پر چھا چکا ہے۔اپنے ذہن کو غونڈو غورو سے آزاد کرانے اور اپنی بے داغ ٹریکنگ لائف پر لگا ہوا ناکامی کا داغ دھونے کے لئے غونڈو غورو عبور کرنا اس کی انا کا مسئلہ ہے۔ میں اُن حرکات سے دور رہتا ہوں جو اَنا پر ایسے داغ دھبے لگا دیں جنہیں دھونے کے لئے غونڈو غورو وغیرہ عبور کرنے کی ضرورت پیش آئے۔ اس لئے :
شیوسار جھیل زندہ باد
ڈاکٹر محمد اقبال ہماؔ
موضوعات مرتبط: جغرافیای بلتستان
تاريخ : Sat 26 Oct 2013 | 10 PM | نویسنده : محمد نظیر عرفانی |